طریقه آشنایی من با ایشان این بود: کمیته ای در نخست وزیری تشکیل شد که درباره مسئله ارتش بحث و مشورت می شد و در مواردی هم تصمیم گیری می کرد که من و ایشان هر دو عضو این کمیته بودیم. در بدو تشکیل این کمیته اولین روزی که ایشان دعوت شده بودند، من وارد شدم و قیافه مهربان و صمیمی و متواضع و دوست داشتنی چمران را اول بار در آنجا دیدم، یعنی قیافه ای که با ترسیم ذهنی من از چمران بکلی متفاوت بود و در آنجا خیلی گرم از من و یک برادر دیگری که با هم بودیم استقبال کرد.
وقتی نشستیم، دیدم مثل این که او هم با من آشنا بوده و خیلی زود احساس کردم که یک انسان اهل ذوق و معنویت و علاقه مند به هنر و هنرمند است، چنان که در همه حرکات و سکنات او این حالات محسوس بود.
آنچه مشاهده خواهید کرد کلیپ زیبایی از شهید چمران به همراه بیانات شیوای رهبری در مورد ایشان است .
برای مشاهده کلیپ ، کلیک کنید .
"زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است؛ سلامت تن زیباست، اما پرندهی عشق، تن را قفسی میبیند که در باغ نهاده باشند.
و مگر نه آنکه گردنها را باریک آفریدهاند، تا در مقتل کربلای عشق، آسانتر بریده شوند.
و مگر نه آنکه از پسر آدم، عهدی ازلی ستاندهاند که حسین را از سر خویش، بیشتر دوست داشته باشد.
و مگر نه آنکه خانه تن، راه فرسودگی میپیماید تا خانه روح، آباد شود.
و مگر نه آنکه گردنها را باریک آفریدهاند، تا در مقتل کربلای عشق، آسانتر بریده شوند.
و مگر این عاشق بیقرار را بر این سفینه سرگردان آسمانی، که کرهی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریدهاند.
و مگر از درون این خاک، اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز کرمهایی فربه و تنپرور برمیآید.
ای شهید، ای آنکه بر کرانهی ازلی و ابدی وجود بر نشستهای، دستی برار و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز، از این منجلاب بیرون کش".
سید شهیدان اهل قلم ، شهید سید مرتضی آوینی
برای شنیدن متن با صدای شهید آوینی ، کلیک کنید .
قسمت چهارم :
خط مقدم :
خفتگان هنوز از طلوع فجر بی خبرند و نمی دانند که تاریخ در انتظار چه فردایی است اما ای من تو که نخفته ای چشم باز کن وجلوه الهی را از وجود این مجاهدان راه خدا ببین .
برای دیدن خط مقدم عملیات والفجر 8 کلیک کنید .
زخمی ها :
و اینجاست که باید ما را شناخت و رمز پیروزی ما را دریافت ، وقتی زخم ترکش بر تن او نشست ...
برای دیدن ماجرای زخمی شدن یکی از رزمندگان ، کلیک کنید .
و اما بازگشت نیرو ها از خط مقدم :
برای دیدن لبخند رزمندگان بعد از انجام عملیات و شادی آنها از انهدام دشمن ، کلیک کنید .
قسمت سوم :
آخرین سفارشات فرمانده ، قبل از عملیات :لحظاتی قبل از شروع عملیات است و فرمانده در حال سفارش کردن و آماده سازی نیروها .
برای دیدن فایل تصویری ، کلیک کنید .
... شب عملیات بچه ها کنار اروند به سجده رفتند؛ سجده ای بسیار طولانی و گرم.محمد مسئول گروهمون که بعدا توی عملیات مهران شهید شد، خطاب به بچه ها گفت:
"امشب به نام خدا و با عصای موسی از نیل عبور می کنیم و خدای این طرف اروند ، همان خدای آن طرف اروند است . توکل خود را به خدا حفظ کنید . هدف اصلی ،عبور از اروند نیست، هدف ما ادای تکلیف است."
یکی از بچه ها گفت: جایی که ما آموزش دیدیم ،عرض و شدت آب ، هیچ یکی این قدر نبود؛ به علاوه با کوسه های اروند چه کنیم؟ اگر کوسه ، بچه ها را در آب زد،چه کنیم؟
محمد جواب داد: "ما امشب به اروند میزنیم چون تکلیف ما ورود به اروند است و نه خروج از آن،ما وارد اروند میشیم اما خارج شدن از آن دست ما نیست؛ بلکه در دست خداست، من امشب وارد آب می شوم؛ تنها برای این که به امام خبر بدهند که بچه ها به خط زدند.برای من همین کافیست و نتیجه با خداست..."
استاد رحیم پور
اعزام نیرو ها برای آغاز عملیات :
اینجا که تو به ژرفنای این روایت عجیب پی می بری و در میابی که چگونه معرفت امام زمان شرط خروج از جاهلیت است ببین که عصر جاهلیت ثانی چگونه در هم می ریزد و ببین که چه کسانی این راه تاریک را بسوی نور می گشایند ...
برای دیدن نحوه اعزام نیرو ها برای مقابله با کفر ( تصویری ) ، کلیک کنید .
انتقال رزمندگان ، به آن سوی اروند در عملیات والفجر 8 :در منتهی الیه اروند رود ، در کنار خون ، رزمندگان تازه نفس منتظرند که با قایق ها به آن سوی رود انتقال پیدا کنند و تو در این فکر که چه کسی و چه چیزی ...
برای مشاهده فایل تصویری ، کلیک کنید .
آماده برای عملیات :
بعضی ها وضو می گیرند و بعضی دیگر پیشانی بند هایی را که رویشان نوشته است زائران کربلا بر پیشانی می بندند . در این جا و در این لحظات دل ها انچنان صفایی می یابد که وصف ان ممکن نیست .
برای همراه شدن با رزمندگان دریا دل و دیدن لحظات با صفا و نورانی آنها ، کلیک کنید .
سید مجتبی علمدار قبل از عروج آسمانی اش - بیمارستان ساری
برای دیدن فایل تصویری اینجا کلیک کنید .
شهید سید مجتبی علمدار در تاریخ 11/10/1345 هنگام اذان صبح در یک خانواده متدین و مذهبی در شهرستان ساری به دنیا آمد. تحصیلات ابتدائی را در مدرسهی حشمت داوری سابق «شهید قرهجه» و راهنمایی را در مدرسهی نیما سابق «شهید دانش» ادامه داد و وارد هنرستان «شهید خیریمقدم» شد. در سال دوم از هنرستان ترک تحصیل نمود ودر تاریخ 30/7/62 در سن 17 سالگی وارد بسیج شد. در پادگان منجیل آموزش دید و بعد از چندی به کردستان و اهواز و هفت تپه منتقل شد.
سیّد، فرمانده گروهان سلمان از گردان مسلم بود. او در تاریخ 17/4/66 ملبس به لباس سپاه شد.
بعد از عملیات کربلای پنج ضمن حضور در اکثر عملیات ها چند بار مجروح گردید. بعد از اتمام جنگ، در واحد طرح و عملیات لشکر25 کربلای ساری مشغول به خدمت شد.
سیّد علاوه بر اینکه مسئولیت تربیت لشکر را بر عهده داشت، به عنوان عضو اصلی هیأت رهروان حضرت امام (ره) هم ایفای وظیفه می کرد. او مداح اهل بیت (ع) بود و با صدای حزین خود مظلومیت اهل بیت (ع) را فریاد می کرد. سید مجتبی در تاریخ 11/10/1375 در حالیکه تاریخ شهادت خود را تعیین نموده بود، هنگام اذان مغرب ( در اثر جراحات شیمیایی) به سوی معبود خود شتافت .