
پروسه تصمیم گیری کشورها برای حمله نظامی به یک کشور یا کشورهای دیگر بیشتر معلول متغیرهای ملی، منطقه ای و بین المللی است. برآورد کلی ظرفیت ملی به ویژه قدرت نظامی کشور مهاجم بیشتر در قبال آخرین وضعیت نظامی کشور هدف معنا و مفهوم پیدا می کند. چنانچه توازن استراتژیک بین کشور مهاجم و کشور هدف برقرار نباشد، آنگاه متغیرهای منطقه ای و بین المللی در پروسه تصمیم گیری حمله نظامی کشور مهاجم قابل ملاحظه می شوند.
حمله ارتش عراق به ایران در 31 شهریور 1359 از تصویر استراتژیک مذکور مستثنی نیست. برنامه ریزی حمله نظامی رژیم سابق صدام حسین به ایران تابع توان ملی به ویژه قدرت رزمی ارتش سابق عراق در قبال آخرین وضعیت و ظرفیت نظامی ایران و نیز شرایط حساس بین المللی و منطقه ای دهه 70 م قابل محاسبه و کالبد شکافی است.

ساختار و نقش ارتش سابق عراق از یک سو تابع موقعیت ژئواستراتژیک کشور عراق و از سوی دیگر تابع سیاستگذاری نظامی رژیم ستیزه جوی صدام حسین بود.
وضعیت کویری، کوهستانی و اختلاطی از این دو موقعیت جغرافیایی کشور عراق، ارتش سابق آن کشور را شامل یگان های پیاده کوهستانی؛ زرهی و پیاده مکانیزه با حجم زیاد آتش، تحرک سریع لجستیک و مهندسی رزمی همراه کرده بود، مشخصات و مختصات ارتش سابق عراق بیشتر برای ایفای مأموریت های ضد شورش های مسلحانه در مناطق شهری و روستایی، محاصره روستاها و شهرک های کوهستانی و حفاظت از مراکز استراتژیک کشور عراق سازمانی شده بود.

قدرت تهاجمی ارتش سابق صدام حسین بیشتر مبتنی بر تحرک سریع تانک، حجم زیاد آتش پشتیبانی و نیروهای تهاجمی با توسل به موشک های بالستیک و تسلیحات کشتار جمعی از طریق دهلیزهای کویری و کویری – کوهستانی بود. ارتش سابق عراق از دهلیزهای کویری و کوهستانی به جنوب و غرب کشور ایران حمله ور شد و از طریق دهلیزهای کویری و ساحلی به کویت حمله کرد و جالب این جا است که ارتش سابق عراق از دهلیز کویری، و ساحلی یا دهلیزهای جنوبی توسط نیروهای ائتلاف به رهبری ارتش فدرال امریکا در جنگ های 1992 و 2003 متحمل شکست و فروپاشی شد. و نام ارتش منگول را در منابع مطالعاتی مراکز فکری استراتژی نظامی امریکایی و غربی به خود گرفت.
ارتش سابق عراق در جنگ های 1992 و 2003 از یگان های پیاده و زرهی برای حفاظت از مراکز فرماندهی و استراتژیک رژیم سابق صدام حسین استفاده کرد و به کلی عمق استراتژیک را فراموش کرد و در هر دو مقطع یگان های نظامی آن متحمل تلفات شدید در پی حملات موشکی و هوایی نیروهای ائتلاف در فضای جنگ مدرن قرار گرفتند. این دو وضعیت بیشتر حاکی از کار ویژه محدود به امور سرکوب داخلی ارتش سابق عراق بود. آنگاه این سئوال مطرح می شود: جسارت حملات نظامی ارتش سابق صدام حسین به ایران از کدام منبع ناشی می شد؟

صرف نظر از نواحی کوهستانی، موقعیت کویری و ساحلی کشور عراق و نیز ظرفیت های ستیزه و رژیم مخلوع صدام حسین، عراق را با درگیری بیشتری در عمق استراتژیک با خلیج فارس مواجه ساخته بوده رقابت سنتی با ایران برای ایفای بازیگر منطقه ای و طمع ورزی مرزی و ارضی نسبت به همسایگان همیشه از رژیم سابق صدام حسین یک منبع بالقوه و بالفعل پرخاشگری ساخته بود. تبدیل ایده های مخرب مذکور نیازمند نهاد تداخل نظامی بود که ارتش عراق امکان و ظرفیت آن را نداشت و بدین خاطر از اصل غافلگیری و استفاده از فرصت های پیش آمده ناشی از تحولات حساس منطقه ای و بین المللی دهه 70 م سود جست. دهه 70 م مصادف با تحولات حساس منطقه ای و بین المللی از جمله هجوم ارتش شوروی سابق به افغانستان و وقوع انقلاب اسلامی در ایران بود.
رویکرد استراتژیک ایالات متحده در دهه 70 م مبتنی بر دیدگاه های نظامی، امنیتی و سیاسی مشتمل بر همکاری با هر نوع رژیم سیاسی مخالف نفوذ مسکو، گرایشات ایدئولوژیک و تمایلات ناسیونالیسم افراطی عربی بود، از سوی دیگر؛ رژیم سابق صدام حسین از ویژگی های ناسیونالیسم شدید عربی، ایدئولوژی بعثی و همکاری با روس ها و حمایت از گروه های تروریستی برخوردار بود، پس چرا طرف معامله با امریکا قرار گرفت؟

به نظر می رسد که رژیم سابق صدام حسین بیشتر طرف معامله تاکتیکی نه استراتژیک با امریکا در دهه 70 م قرار گرفت. اما پس از جنگ تحمیلی 1988 به بهانه حمله عراق به کویت، ارتش عراق که متحمل فروپاشی تدریجی شد رژیم سابق صدام حسین را با خطر انقراض قرارداد و سرانجام دولت سابق صدام حسین را در سال 2003 خلع کرد.
خط قرمز امریکا پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران (فوریه 1979) از البرز به منتهی الیه زاگرس تغییر پیدا کرده بود. شوروی از پوشه مهار امریکا خارج شده بود و مسکو به دنبال تشکیل دولت پشتون مارکسیستی در افغانستان بود و قدرت تهاجمی شوروی سابق در دهه 70 م براساس دکترین برژنف بیش از گذشته منافع حیاتی ایالات متحده را در منطقه اقیانوس هند شامل آنگولا، یمن، هندوستان، خلیج فارس تا ویتنام را مورد چالش قرار داده بود.

اینجا بود که ارتش دوپینگی عراق برای انجام حمله نظامی به ایران نامزد شد. این انتخاب چندین علت داشت اولاً تسلیحات روسی ارتش سابق عراق به تنهایی قادر به تخریب قدرت نظامی ارتش ایران نبود و آن که رژیم سابق صدام حسین و متحدین سنتی واشنگتن به اهمیت تسلیحات غربی و امریکایی پی می بردند، ثانیاً، رژیم سابق صدام حسین برای تحقق آرمان های مخرب ستیزه جویانه خود به تدریج از مدار سیاسی نظامی شوروی خارج و به مدار امریکا نزدیک می شد، ثالثاً تضعیف تدریجی ارتش سابق عراق راه را برای حضور نظامی ایالات متحده در منطقه خلیج فارس باتکیه بر us.centcom us.socom برای برقراری توازن استراتژیک در خلیج فارس فراهم می کرد و رابعاً با مهار سیاسی و نظامی رژیم سابق صدام حسین شاخک های نفوذ سیاسی و ایدئولوژیک آن در تهدید علیه اسراییل مهار و کنترل می شد، عراق به تدریج به رژیم های محافظه کار سلطنتی و جمهوری نزدیک تر می شد، از رژیم های انقلابی عربی چون سوریه و لیبی فاصله می گرفت و بهتر از همه تزریق تسلیحات غیر متعارف به عراق برای جنگ علیه ایران، دامنه اتهامات رژیم سابق صدام حسین را زیادتر می کرد.
بدین ترتیب ارتش سابق عراق که معلول محاسبات استراتژیک امریکا شده بود، مستعد حمله نظامی به ایران شد، ارتش دوپینگی عراق بدون توجه به فقدان عقبه استراتژیک و بافت رزم داخلی، به جنگ فرسایشی علیه ایران و تهاجم به کویت پرداخت و سرانجام در جنگ های 1992 و 2003 متلاشی گردید و نام ارتش منگول به خود گرفت.
دکتر حمید هاد یان
آزاد سازی سوسنگرد و بستان و تأمین مرزهای بین المللی
اقدامات نیروهای خودی پیش از عملیات
جمهوری اسلامی ایران تنها دو ماه پس از پیروزی در عملیات ثامن الائمه (ع)، عملیات طریق القدس را در سال دوم جنگ (آذرماه سال 1360) با سرعت بسیار و بر پایه تحولات جدید و شور و هیجان ایجاد شده در کشور، به عنوان بزرگ ترین عملیات خود در مقیاس گسترده، طرح ریزی کرد. سازماندهی نیروهای داوطلب با انگیزه شهادت طلبی در سازمان سپاه و در آستانه فرا رسیدن ماه محرم، برجسته ترین ویژگی این عملیات بود.
با موفقیت عملیات ثامن الائمه (ع) که نشان داد طراحی و انجام عملیات های گسترده با سبک و شیوه جدید امکان پذیر است – فرماندهان سپاه و ارتش طی جلسات متعددی شرایط جدید را مورد بررسی قرار داده و مبتنی بر آن
1- انهدام هر چه بیشتر ماشین جنگی عراق.
2- دست یافتن به مواضعی مناسب جهت کم کردن خطوط پدافندی و نهایتاً آزاد سازی نیروهای خودی از پدافند به منظور افزایش توان خودی در عملیات بعدی.
3- آماده شدن برای انجام عملیات نهایی و آزاد سازی گام به گام مناطق اشغالی.
مبتنی بر این استراتژی، دوازده طرح موسوم به «کربلا» تهیه شد که میزان تناسب توان خود با ظرفیت مورد نیاز منطقه عملیاتی، وضعیت زمین از جنبه نظامی و نیز اهمیت منطقه عملیاتی، از عوامل اصلی در تعیین تقدم هر یک از طرح های مزبور بود، بر همین اساس، پس از مباحث مختلف میان فرماندهان سپاه و ارتش عملیات طریق القدس به عنوان اولین گام از سلسله عملیاتکربلا طراحی و به مرحله اجرا در آمد.
مهم ترین اهداف عملیات طریق القدس عبارت بودند از :
- آزاد سازی شهر بستان و بیش از 50 روستای منطقه
- انهدام نیروهای دشمن در منطقه با استعداد بیش از یک لشکر
- قطع ارتباط بین دو نیروی عمده در مناطق عمومی اهواز و دزفول
- رسیدن به هور و امکان نفوذ در خاک عراق.
پس از پاکسازی منطقه اشغالی در شرق رودخانه کارون در عملیات ثامن الائمه(ع)، هنوز در جبهه جنوب سه منطقه در اشغال دشمن قرار داشت که عبارت بودند از :غرب روخانه کارون و شهر خرمشهر، منطقه بستان و سوسنگرد و منطقه غرب رودخانه کرخه. این مناطق از نظر وسعت، هدف، استعداد و گسترش نیروهای دشمن دارای موقعیت های متفاوتی بودند، بنابراین با توجه به توانایی و امکانات نیروهای خودی برای انجام عملیات، منطقه سوسنگرد و بستان برای عملیات انتخاب شد.
منطقه عمومی عملیات در شمال غربی اهواز قرار داشته و دارای زمین های مرتفع، پست و هموار می باشد که از شمال به ارتفاعات الله اکبر، میش داغ و تپه های رملی، در جنوب به رودخانه نیسان و هویزه، در غرب، از یک سو به دغاغله و رودخانه نیسان و از سوی دیگر، به رودخانه سابله و نهر عبید و روستای صالح حسن و از آن جا به سمت تپه های رملی در شمال امتداد می یابد و از شرق به هورالهویزه و تنگه چزابه و مرزهای بین المللی محدود می شود.
زمین منطقه در شمال، رملی و از جنس ماسه های بادی است. سمت بیشتر ارتفاعات منطقه، از شمال غربی به جنوب شرقی و شیب زمین در مکان های مختلف، متفاوت است. رودخانه های این منطقه شامل رودخانه کرخه با عرض تقریبی 25 تا 400 متر و عمق 5/1 تا دو متر است که عبور از آن بدون استفاده از پل های موجود، غیر ممکن می باشد؛ رودخانه کرخه کور در حمیدیه که از رودخانه کرخه منشعب شده و تغییر مسیر می دهد؛ نهر سابله به عنوان شاخه ی جدا شده از کرخه و نهر نیسان به عنوان شاخه اصلی، جدا شده از کرخه که ابتدا به نام مالکیه وارد سوسنگرد شده و از آن جا به بعد نهر نیسان نامیده می شود.
عوارض مصنوعی منطقه به این شرح بود: جاده آسفالته سوسنگرد - پله سابله- بستان؛ جاده معروف به تعاون که دشمن ساخته بود و از حد فاصل بستان – سابله به پل نیسان و به سمت جفیر امتداد داشت؛ میدان های مین و مواضع احداثی دشمن. آبادی های این منطقه شامل دهلاویه، بردیه، دغاغله، سابله، چزابه و دیگر روستاها می باشد.
ارتش عراق پس از ناکامی در تصرف سوسنگرد و پیشروی به سمت اهواز، در خارج از شهر و غرب سوسنگرد مواضع پدافندی خود را با استفاده از موانع طبیعی و مصنوعی در محور جابر حمدان در شمال رودخانه کرخه و محورهای دهلاویه، سویدانی و هویزه در جنوب کرخه به گونه ای مناسب تحکیم و تثبیت کرد.
عراقی ها پس از عملیات ثامن الائمه (ع) و تحمل ضربه مهلک ناشی از آن، تمام توان خود را برای شناسایی تحرکات و مقاصد نیروهای خودی بسیج کرد و تا 60 درصد موفق به کشف این اطلاعات شد. اما به دلیل نقص اطلاعات، همچنان در تردید به سر می برد و در تجزیه و تحلیل خود به این نتیجه رسیده بود که یکی از راه کارهای احتمالی نیروهای خودی، تمرکز تلاش اصلی برای عملیات، در محور غرب سوسنگرد، عبور از پل سابله به سمت بستان و نیز تلاش پشتیبانی، از شمال کرخه و محور الله اکبر، جنوب ارتفاعات رملی به سمت غرب و تنگه چزابه می باشد. دشمن برای مقابله با این راه کارها، ترکیب و شکل استقرار نیروهای خود را با استفاده از موانع موجود آرایش داد. ارتش عراق که برای پشتیبانی و تقویت نیروهای خود به پل های روی رودخانه های کرخه و سابله و جاده های شمالی جنوبی متکی بود، حفاظت و حمایت از پل ها را تشدید کرد. در عین حال، عوارض رودخانه های منطقه تحرک فوق العاده و پشتیبانی سریع را برای دشمن غیر ممکن کرده بود.
نیروهای دشمن در شمال کرخه تیپ 26 زرهی از لشکر 5، تیپ 93 پیاده از لشکر 4 پیاده کوهستانی، گردان 1 پیاده از تیپ 23، تیپ 31 و 32 نیروی مخصوص و نیروهای جیش الشعبی بود.
نیروهای دشمن در جنوب کرخه شامل تیپ های 25 مکانیزه و 16، 30 و 96 زرهی از لشکر 6 زرهی، تیپ 48 پیاده از لشکر 11 پیاده، تیپ 12 زرهی از لشکر 3 زرهی، یک گردان ازتیپ 32 نیروی مخصوص، گردان 20 دفاع الواجبات، نیروهای کماندویی لشکر 7 پیاده و نیروهای جیش الشعبی بود.
دشمن پس از آگاهی از سمت تک نیروهای خودی اقدامات زیر را انجام داد:
1- جابه جایی تیپ 30 زرهی با تیپ 35.
2- تقویت منطقه غرب سوسنگرد با تیپ 30 نیروی مخصوص.
3- تمرکز تیپ 31 نیروهای مخصوص و گروه های کماندو در شمال کرخه، تنگه چزابه و پل های کرخه.
4- ایجاد تمرکز در گردان های تیپ 12 در شمال کرخه و تنگه چزابه به عنوان نیروی احتیاط و پاتک.
5- ایجاد تمرکز در تیپ 48 پیاده و تیپ 93 در مثلثفینیخی و شمال کرخه.
6- ایجاد تمرکز در گردان های تیپ 26 شمال کرخه به ویژه خطوط دوم.
7- تقویت خطوط دفاع غرب سوسنگرد یا تیپ 30 زرهی، گردان هایطارق و المثنی.
8- جابه جایی تیپ 10 زرهی از منطقهمسیله به حوالی قرارگاه لشکر 6 زرهی به عنوان احتیاط آن لشکر برای اجرای تک در منطقه غرب سوسنگرد.
9- تمرکز در ذخیره مهمات توپخانه و تانک و سلاح ضد تانک و ضد هوایی و افزایش مهمات خطوط اول.
10- تمرکز در تقویت نیروی حمایت از پل ها و تقویت سلاح و مهمات مربوط به آن.
اقدامات نیروهای خودی پیش از عملیات
مهم ترین اقدامات نیروهای خودی حد فاصل عملیات های ثامن الائمه (ع) تا طریق القدس، عبارت بودند از:
1- شناسایی خطوط و عمق دشمن؛ مهمترین شناسایی عمق با هدف انهدام دشمن در شمال غربی رودخانه نیسان شامل منطقه غرب سوسنگرد و حاشیه هور و از پشت دشمن در روستاهای دفار، نهرکسر، شیخ محمود و تا حوالی بیت نعمه می شد. برای شناسایی معابر خودی به دشمن و برعکس، شناسایی موانع مصنوعی شامل میادین مین، خاکریزها و سایر تاسیسات و نیز شناسایی و ثبت تحرکات و استعداد پشتیبانی دشمن اعم از هوایی، هوانیروز، توپخانه و پدافند هوایی اقداماتی انجام گرفت. هم چنین منطقه شمال کرخه در حدفاصل جناح دشمن و ارتفاعات میشداغ در منطقه رملی نیز شناسایی شد که اطلاعات آن بسیار حائز اهمیت بود و منجر به طرح ریزی عملیات به صورت احاطه ای شد و جاده معروف بر روی منطقه رملی نیز بر اساس همین اطلاعات و برابر نیاز عملیات احداث شد و بدین ترتیب، امکان دسترسی نیروهای خودی در خیز اول به عقبه دشمن در تنگه چزابه فراهم شد.
2- سازماندهی نیروهای مردمی به کوشش و تدبیر سپاه پاسداران، به گونه ای که در محاسبات عملیات، میزان استعداد و توان سپاه به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده در آغاز عملیات و کسب موفقیت مورد تاکید قرار گرفت.
3- طرح ریزی عملیات بر پایه شناسایی از منطقه وتوان موجود نیروهای خودی و انجام دادن برخی جابه جایی ها و تقویت منطقه که با ظرافت و دقت خاصی انجام گرفت.
4- نزدیک کردن خطوط خودی به دشمن با ایجاد خاکریزهای کوتاه.
5- اجرای طرح آب برای محدود کردن خطوط پدافندی و آزاد کردن نیرو.
6- احداث جاده ای به طول 15 تا 20 کیلومتر در زمین های رملی شمال منطقه عملیاتی.
در پی شهادت برخی از فرماندهان ارتش و سپاه پس از عملیات ثامن الائمه(ع)، انتصاب های جدید موجب تغییراتی در مدیریت جنگ شد که در گسترش و تأمین همکاری سپاه و ارتش نقش به سزایی داشت.
در این عملیات، نیروهای سپاه پاسداران برای اولین بار در قالب «تیپ» شرکت داشتند که عبارت بودند از:
تیپ 1 عاشورا با استعداد 9 گردان پیاده.
تیپ 2 کربلا با استعداد 3 گردان پیاده.
تیپ 3 امام حسین (ع) با استعداد 8 گردان پیاده.
تیپ امام سجاد (ع).
تیپ امام حسن(ع) با استعداد 3 گردان پیاده (به عنوان احتیاط عملیات).
هم چنین، یگان های ارتش متشکل بودند از :
تیپ 3 از لشکر 92 زرهی.
تیپ های 1 و 2 از لشکر 16 زرهی.
تیپ 1 از لشکر 77 پیاده.
8 گردان توپخانه.
طرح کلی مانور عملیات به شرح ذیل تهیه و تصویب شد:
عملیات در ساعت 00:30 بامداد 8/9/1360 با عبور نیروهای پیاده یگان های سپاه از میادین مین و مواضع دشمن، در چند محور به طور هم زمان آغاز شد. نیروهای عمل کننده در محور شمال عملیات، در همان ساعات اولیه درگیری موفق شدند مواضع نیروهای عراقی را در خطوط اول تصرف کرده و نیروهای احتیاط دشمن را در پشت خطوط پدافندی منهدم کنند. میزان موفقیت اولیه یگان های سپاه در محور شمال به حدی بود که فرمانده تیپ زرهی ارتش نیز به گردان های زرهی و مکانیزه خود فرمان داد تا از معابر بازشده با چراغ روشن عبور کرده و ضمن انهدام دشمن و حمایت از نیروهای پیاده خودی به سوی هدف های خود در عمق منطقه پیشروی کنند. به این ترتیب، در ساعت 6 بامداد روز اول عملیات، تیپ امام حسین (ع) به همراه یک گردان از تیپ 3 زرهی از لشکر 92 موفق شدند تنگه چزابه را تصرف و تامین کنند. در این محور تا ساعت 9 صبح روز اول، تمامی اهداف تعیین شده، تامین گردید.
در محور جنوبی عملیات، اوضاع به گونه ای دیگر بود. دشمن که فلش اصلی عملیات نیروهای ایرانی را از این محور می دانست، با بهره گیری از موانع متعدد و هوشیاری نیروهایش به سختی مقاومت کرده و مانع پیشروی قاطع نیروهای ایرانی شده بود. نیروهای خودی به رغم شکستن برخی از خطوط اولیه و تصرف پل سابله، با روشن شدن هوا مجبور به عقب نشینی شدند.
با بروز شرایط سخت در محور جنوبی عملیات، تصمیم گرفته شد که نیروهای خودی در شمال با ورود به منطقه ابوچلاچ (منطقه کوچک محصور بین شاخه های رودخانه کرخه درغرب بستان) به سوی شرق و جنوب شرقی پیشروی نموده، بستان و منطقه سابله را تصرف و تأمین نمایند.
این مرحله از عملیات در روز دوم با ورود یگان های سپاه به منطقه ابوچلاچ تحقق یافت و شهر بستان پس از 420 روز اشغال آزاد شد.
متعاقب ورود نیروهای خودی به مثلث سابله و پیشروی به سوی ساحل شمال رودخانه سابله و نهر عبید نیروهای باقی مانده عراقی موضع خود در این منطقه را ترک و به جنوب رودخانه سابله گریختند.
روزهای سوم تا پنجم عملیات با تبادل آتش بین طرفین و تلاش نیروهای خودی برای نگهداری و تحکیم مواضع متصرفی سپری شد.
در روز ششم عملیات (13/9/1360) دشمن سعی کرد تا از تعلل نیروهای ایرانی در اتخاذ یک پدافند مطمئن و مستحکم، در منطقه مثلث شکل شمال سابله، سود جسته و آن را مجددا به تصرف خود درآورد و از آن طریق بستان را در معرض تهدید قرار دهد. اما هوشیاری نیروهای خودی و حضور به موقع نیروهای تقویتی (پیاده و زرهی) در قسمت شمال پل سابله، موجب شد تا دشمن با تحمل تلفات سنگین چندین کیلومتر عقب نشینی نموده و در جنوب سابله مستقر شود.
نقطه پایان عملیات طریق القدس، تلاش نیروهای خودی برای پاکسازی محدوده ای به وسعت 70 کیلومتر مربع بود که بین جنوب سابله و شمال رودخانه نیسان قرار داشت و همچنان در اشغال نیروهای عراقی باقی مانده بود. فرماندهان خودی پس از انجام مباحث مانور و اقدامات شناسایی و آماده سازی نیروها، قصد داشتند این منطقه را نیز آزاد نمایند؛ لیکن قبل از شروع عملیات، فرمانده عراقی به اشتباه تاکتیکی خود مبنی بر حضور در یک منطقه محصور با موانع طبیعی پی برده و بر همین اساس، در تاریخ 30/9/1360 در پوشش آتش شدید توپخانه به طرز ماهرانه ای نیروهای خود را از منطقه مزبور خارج ساخت و در نتیجه، انجام عملیات نیروهای خودی منتفی شد.
با اجرای عملیات طریق القدس، اولین مرحله از استراتژی جدید تحت عنوانکربلای 1 با موفقیت به پایان رسید و نتایج زیر را به دنبال داشت:
1- آزاد سازی 650 کیلومتر مربع از خاک جمهوری اسلامی شامل شهر بستان، حدود 70 روستا، 5 پاسگاه مرزی و نیز تنگه استراتژیک چزابه.
2- تجزیه شدن قوای سپاه سوم عراق، که با توانی بیش از 6 لشکر بخش های خوزستان را تحت اشغال داشت.
3- موفقیت ابتکار عبور از منطقه رملی.
4- خسارات وارده به دشمن به شرح زیر:
تانک 170
نفربر 150
خودرو 250
توپ ضد هوایی 30
دستگاه مهندسی 120
توپ صحرایی 19
هواپیما 13
هلی کوپتر 4
کشته و زخمی شدن حدود 8500 نفر و به اسارت در آمدن 546 نفر از نیروهای دشمن.
اهداف عملیاتمنطقه عملیاتاستعداد دشمنقوای خودیطرح عملیاتشرح عملیاتنتیجه عملیات
در تداوم سلسله عملیاتی که در جبهه شمال غرب انجام شد، ضرورت اجرای عملیات به منظور فراهم سازی عملیات بزرگ و گسترده در این جبهه بیش از پیش احساس می شد. به همین دلیل به رغم دشواری های موجود، عملیات نصر 8 از سوی سپاه پاسداران طراحی شد.
تصرف ارتفاعگرده رشو در نتیجه تسلط بر بخشی ازرودخانه قلعه چولانو تسهیل عبور نیروها.
منطقه عملیاتی در شمالسلیمانیه واقع و توسط ارتفاعات بلندگرده رش،گوجار، قمیش، دولبشک، الاغلو، ویولان، گرده شیلانو نیزدشت هرمدان و تپه های جنگاویاحاطه شده است. در این میان، ارتفاع گرده رش از اهمیت بیشتری نسبت به سایر ارتفاعات برخوردار است؛ چرا که برای ورود به منطقه غرب رودخانه قلعه چولان و انجام عملیات های بعدی می بایست این ارتفاع تصرف می شد.
از جمله ویژگی های این منطقه نیز می توان از کوهستانی بودن، محدودیت عقبه، نبود جاده – به طور خاص در مورد ارتفاع گرده رش – و سرما نام برد.

مسئولیت منطقه عملیاتی بر عهده سپاه یک ارتش عراق بود که با لشکر 44 پیاده از این منطقه – به ویژه ارتفاع گرده رش – دفاع می کرد. تعدادی گردان خفیفه و گروه هایی از نیروهای جاش (کردهای محلی) نیز در مناطقی همچون ارتفاع گوجار، ویسی و الاغلو استقرار داشته و تحت امر این لشکر از مناطق مذکور حفاظت می کردند. تنها نیروی احتیاط لشکر 44 در آغاز عملیات، گردان کماندویی آن بود و حتی سپاه یکم نیز که پدافند منطقه دربندیخان– شاخ مامندرا با چهار لشکر بر عهده داشت، فقط توانست تیپ 77 پیاده و یک گردان کماندویی را جهت پاتک به منطقه اعزام کند. در مجموع، یگان هایی که تحت امر لشکر 44، قبل و حین عملیات در منطقه حضور یافتند، به قرار ذیل می باشد:
- تیپ های 39، 74، 77، 83 و 603 پیاده.
- گردان کماندویی تابع سپاه یکم و گردان کماندویی تابع لشکر 44 پیاده.
- گردان تانک ابن حارث تابع لشکر 27 پیاده.
- گردان های 53 و 69 توپخانه.
نیروهای عملیات بر اساس استعدادی برابر با 11 گردان پیاده به شکلیک قرارگاه ثابت و یک قرارگاه احتیاط سازماندهی شدند.
قرارگاه نجف اشرف هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:
لشکر 11 امیرالمومنین (ع)
لشکر 21 امام رضا (ع)
لشکر 57 اباالفضل (ع)
لشکر 155 ویژه شهدا
تیپ مستقل 12 قائم (عج)
هم چنین، لشکرهای 7 ولی عصر (عج)، 52 قدس و تیپ های مستقل 35 امام حسن(ع) و مسلم به عقیل به عنوان احتیاط قرارگاه در نظر گرفته شدند.
مانور عملیات برای تصرف ارتفاع گرده رش به شرح زیر طراحی گردید:
- تصرف نیمه جنوبی ارتفاع 1418 (قله دوم) توسط لشکر 21.
- تصرف نیمه غربی ارتفاع 1426 (قله اول) توسط لشکر 11.
- تصرف نیمه شمالی ارتفاع 1418 (قله سوم) توسط لشکر 57.
- تصرف نیمه شرقی ارتفاع 1426 (قله اول) توسط تیپ 12.
- تصرف ارتفاعات 1317 و 1348 (قله چهارم) توسط لشکر 155 ویژه.
هم چنین ، در صورت فراهم شدن شرایط مشاعه، یگان های احتیاط برای تصرف ارتفاعویولان و دشت هرمدانوارد عمل می شدند.
ضمناً، نیروهای اتحاد میهنی کردستان عراق می بایست روی ارتفاع ویولان و شمال آن وارد عمل شود تا ضمن تجزیه توان دشمن، راه ورودی قرارگاه رمضان به داخل خاک عراق بیشتر تامین گردد.
شرح عملیاتنیروها با حرکت از محورهای مختلف پس از 5 الی 8 ساعت راهپیمایی، در نزدیکی مواضع دشمن استقرار یافته و به انتظار فرمان آغاز عملیات نشستند. سرانجام عملیات در ساعت 01:16 بامداد 29/8/1366 با رمز مبارکیا محمد بن عبدالله، ادرکنی آغاز شد و یگان های عملیاتی به طور هماهنگ و هم زمان به مواضع دشمن یورش بردند و پس از یک ساعت موفق شدند قلل 1424، 1426 (قله اول)، 1418 (قله دوم) و 1391 (قله سوم) و قرارگاه تاکتیکی تیپ 39 را تصرف کنند. از ساعت 5 صبح، دشمن با بکارگیری عناصر باقیمانده از تیپ 39 پاتک کرده و توانست یکی از یگان های خودی را حدود 300 متر عقب براند.با روشن شدن آسمان، پاتک دوم عراق نیز شروع شد که با مقاومت قوای خودی سرکوب گردید. پس از آن، هیچ تحرک موثر و مهمی از دشمن در طول روز اول مشاهده نشد.
در شب دوم، نیروهای خودی مجددا وارد عمل شده و سه قله دیگر گرده رش را تصرف کرده و در نهایت موفق شدند به طور کامل این ارتفاع را در اختیار بگیرند.
دشمن که ارتفاع گرده رش را از دست داده بود، از روز سوم عملیات شروع به پاتک برای بازپس گیری این ارتفاع کرد که هر یک از آن ها با مقاومت طرف مقابل خنثی شد.
از تاریخ 2/9/1366 نیروهای اتحاد میهنی کردستان عراق روی ارتفاع ویولان وارد عمل شد. این اقدام موجب شد دشمن توجه خود را به آن محور معطوف نماید و پس از دو روز درگیری آن ها را به عقب براند.
نتیجه عملیات- تصرف ارتفاع گرده رش- کشته و زخمی شدن حدود 300 تن از نیروهای دشمن
- به اسارت در آمدن 200 تن از نیروهای دشمن

حمله هوایی سراسری نیروی هوایی عراق علیه نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در روز سی و یک شهریور ماه آغاز شد. اما عملیات تاکتیکی هوایی برای انهدام نیروی هوایی عراق در روز یکم مهرماه 1359 به منظور کسب برتری هوایی توسط نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در کمتر از یک روز از آغاز جنگ انجام گردید. این عملیات بر پایه طرح نبرد البرز صورت می گرفت اما در طرح نبرد البرز نیروی هوایی از پیشدستی و غافلگیر نمودن دشمن منع شده بود و به همین لحاظ بود که نیروی هوایی ایران صبر کرد تا اولین ضربات را از دشمن دریافت کند و سپس در روز یکم مهرماه با علم به اینکه اصل غافلگیری دشمن که از اصول جنگ است، هر گز واقع نخواهد شد و دشمن با آمادگی کامل در صحنه حضور دارد، با یکصد و چهل فروند هواپیما فرودگاه ها و پایگاه های هوایی دشمن را در هم کوبید.
نام عملیات
انهدام نیروی هوایی دشمن.
زمان عملیات
طلوع آفتاب و آغاز روشنایی روز در سرزمین عراق و در منطقه مربوط به هر یک از اهداف در روز یکم مهرماه 1359.
علت انتخاب این زمان این است که چون خورشید از شرق طلوع می کند و هواپیماهای جنگنده بمب افکن نیروی هوایی نیز می بایستی از شرق به غرب به سوی اهداف خود پرواز کنند، بنابراین در هوای گرگ و میش صبحگاهی و تیغ تیز شعاع آفتاب در شرایطی که توپچی های زمین به هوا به سوی شرق و در حقیقت به سوی آفتاب می نگرند، هدف گیری برایشان دشوار می نماید.

رمز عملیات
کمان – 99
منظور از چنین واژه ای گذاشتن تیر در چله کمان از سوی ملت ایران و رهان نمودن آن تا دور دسترس ترین نقاط عراق بود و 99 نیز تقارن شمارش اوراق و صفحات طرح البرز باعدد 99 بود.
منطقه عملیات
سراسر خاک و فضای کشور عراق؛ پایگاه های هوایی کرکوک، موصل، رشید، حبانیه، ناصریه، شعیبیه، کوت، المثنی و اهداف دیگر در حد فاصل مدار 30 درجه شمالی یعنی جنوبی ترین مدار در خاک عراق تا شمالی ترین مدار در کشور مذکور که مدار 37 درجه شمالی را شامل می شود.
اهداف عملیات
این عملیات هوایی تحت نام انهدام نیروی هوایی دشمن (COUNTER AIR OPERATION) اهداف مشخصی داشت مثل پایگاه های هوایی، مخازن سوخت و مهمات هواپیماها، برج های مراقبت هوایی، تأسیسات کارخانجات هواپیما سازی و سوله ها و پناهگاه های اسکادران های تعمیر و نگهداری هواپیماها، باندهای پروازی و این قبیل اهدافی که در زمین گیر کردن هواپیماهای دشمن و کاهش فعالیت های هوایی او علیه نیروهای خودی مؤثر باشند.
برای آزادی عمل یگان های مانوری و انهدام این اهداف ابتدا باید مأموریت هایی بنام (SEAD) یا عملیات ضد پدافند هوایی دشمن (SUPPISION ENEMY AIR DEFENCE) قبل از حملات هوایی یا همزمان انجام شود و رادارها و موشک های ضد هوایی و توپخانه ضد هوایی در مناطق هدف از سر راه هواپیماهای بمب افکن برداشته شوند.
اجرای موفقیت آمیز این عملیات موجب کسب برتری هوایی در مناطق نبرد و مناطق عملیاتی می شد و هدف اصلی این عملیات ایجاد یک سیادت هوایی مطلق یا (AIR SUPRIMACY) بود و چنانچه چنین هدف بزرگی حاصل نمی شد، دست کم برتری هوایی (AIR SUPERIORITY) باز هم چنانچه مقدور نمی بود، یک برابری هوایی را تضمین نماییم که (AIR PARITY) گفته می شود.
در آن زمان که نیروهای زمینی ارتش جمهوری اسلامی در گنبد و کردستان درگیر ضد انقلاب بودند و به تازگی از اتهام کودتای نافرجامی رها شده بودند و هیچ نیروی نظامی دیگری نیز در منطقه خوزستان حضور رزمی نداشت که بتواند جلوی پیشروی تانک های دشمن را سد کند، نیروی هوایی ایران ناگزیر باید از طریق هوا دشمن را آنچنان بمباران می کرد که او به راحتی نتواند شهرهای خوزستان و سایر استان های در راه را یکی پس از دیگری تصرف کند و تحت کنترل خود در آورد. برای این کار احتیاج به برتری هوایی نسبی در مناطق تحت پیشروی و متصرف شده دشمن بود و این عملیات در پایان، توان پروازی رزمی دشمن را به میزان قابل توجهی کاهش می داد و از سوی دیگر در جهت تکمیل استراتژی کلی دفاعی کشور بود.

علل انتخاب این اهداف
حملات هوایی علیه این اهداف از بّعد تاکتیکی، نیروی زمینی دشمن را در ابعاد خدمات پشتیبانی رزمی و آتش پشتیبانی هوایی، دفاع هوایی و اطلاعات و هشدار اولیه در میدان جنگ با کاستی فراوانی روبرو می ساخت و چنین تدبیری می توانست به تهاجم نیروی زمینی عراق در خوزستان پایان دهد و دشمن را مجبور به اتخاذ وضعیت دفاعی و فرا رفتن در عمق زمین و در سنگرهای دفاعی نماید.
از بّعد استراتژیک دفاعی، برآوردهای هوایی دشمن حکایت از زمین گیر بودن نیروی هوایی ایران را داشت و انجام چنین عملیات هوایی سنگین می توانست معادلات استراتژیک دشمن را در سرنگونی نظام اسلامی و چنین تعاریفی منفعل نماید.
ضربات وارد شده به دشمن
نیروی هوایی عراق برای مدت طولانی بیش از حدود 56 درصد از توانایی خود را نتوانست به کار گیرد. پایگاه رشید که در جوار بغداد قرار دارد و علی القاعده باید به سرعت آماده و درگیر نبرد شود، برابر گزارش اداره دوم نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در تاریخ نهم آذرماه 59 پس از بمباران هوایی سنگین مجدداً عملیاتی شد. این روند کم و بیش سرنوشت همه پایگاه های هوایی عراق نیز بود.
شرایط عمومی کشور و وضعیت بین المللی:
نیروی هوایی عراق به پانزده مرکز هوایی جمهوری اسلامی ایران در ساعت دو بعد از ظهر روز سی و یکم شهریور ماه 1359 یورش هوایی سنگینی را آغاز نمود و نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران براساس مفاد طرح نبرد البرز مجاز به پیشدستی نبود و چنین شد که این ضربات اولیه حملات هوایی را ناگزیر تحمل کرد.
جنگ در منطقه آغاز گردید و نیروی زمینی ارتش عراق با سه لشگر زرهی و دو لشگر پیاده مکانیزه به سوی خوزستان حرکت نمود.
لشکر 92 زرهی اهواز که در جریان توطئه کودتای نافرجام تیر ماه 59 ضربات مهلکی را دریافت کرده بود اکنون توان رزمی اولیه و لازم را برای حفظ سنگرهای دفاعی نداشت و جهان در انتظار سقوط خوزستان و به دنبال آن تحقق یافتن صحبت های زمامدار عراق مبنی بر سرنگون ساختن نظام جمهوری اسلامی ایران در مدتی کوتاه تر از یک هفته به سر می برد. توطئه کودتای نافرجام تیرماه 59 گریبان نیروی هوایی را نیز گرفته بود و براساس اعلام فرمانده این نیرو بیش از 30 درصد توانایی رزمی در نیروی هوایی محاسبه نمی شد. اولین حملات هوایی در ساعات هفده و سی دقیقه و هفده و پنجاه و پنج دقیقه علیه نیروی هوایی عراق در بعدازظهر روز سی و یکم شهریور ماه تحت نام عملیات انتقام انجام گردید. اما در طلوع آفتاب روز یکم مهرماه 59 نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با یکصد و چهل فروند هواپیمای خود، پایگاه های هوایی عراق را در هم کوبید.
کشورهای دوست و هم پیمان عراق شامل کشورهای عرب منطقه و برخی کشورهای اروپایی مثل فرانسه و آلمان و از همه مهم تر ایالات متحده امریکا با این پاسخی که نیروی هوایی ایران به ارتش عراق داد بلافاصله دریافتند که محاسبات آنها چندان دقیق و مبتنی بر اطلاعات درست و حقایق نبوده، احتمالاً ایران از توان دفاعی قابل توجهی برخوردار است. از آن میان خلبانانی که تاکنون از یک آمادگی نسبی برخوردار بوده اند و توانسته اند در این عملیات به نحو شایسته ای شرکت کنند و یگان های لجستیکی و اقتصادی هواپیماها را به نحو شایسته ای تعمیر و برای اجرای عملیات هوایی آماده سازند

موقعیت جغرافیایی منطقه عملیات
سراسر کشور عراق حد فاصل مدارهای جغرافیایی 30 درجه شمالی و 37 درجه شمالی و در این منطقه وسیع تمامی پایگاه های هوایی نیروی هوایی عراق مورد توجه بود

وضعیت دشمن
نیروی هوایی عراق صاحب هواپیماهای جنگنده بمب افکن و جنگنده رهگیر بسیار بود که در برآوردهای اطلاعاتی به آنها اشاره شد ولی به طور کلی در آغاز جنگ تعداد اقلام عمده رزمی نیروی هوایی عراق به شرح زیر بوده است:
607 فروند هواپیما
169 فروند هلیکوپتر
775 دستگاه پرتاب کننده موشک های زمین به هوا
713 عراده توپ های پدافند هوایی
116 دستگاه رادارهای اخطار اولیه و ارتفاع یاب و کنترل آتش.
وضعیت نیروهای خودی
نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در آن زمان تنها نیرویی بود که در برابر یورش ارتش عراق قرار گرفت.
در این عملیات که عمده ترین عملیات تاکتیکی هوایی در عرف هوانوردی نظامی جهان محسوب می شود، نیروی هوایی ایران از هواپیمای جنگنده بمب افکن برای بمباران سود جست.
اجرا و هدایت عملیات
در آستانه طلوع آفتاب صبح یکم مهرماه 59 با ابلاغ رمز کمان – 99 هواپیماهای جنگنده بمب افکن و شکاری رهگیر نیروی هوایی در هفت پایگاه هوایی کشور به غرش در آمدند و باندهای پروازی را پشت سر نهادند و هر گروه با بهره گیری از سوختگیری هوایی برای انهدام هدف های دور دست و یا بدون عملیات سوخت گیری در هوا، فضای کشور عراق را شکافتند و در نوردیدند و اهداف خود را در سراسر خاک عراق در هم کوبیدند. اهدافی که در داخل پایگاه های هوایی دشمن مورد توجه خلبانان بود شامل باندهای پروازی، پناهگاه های هواپیماها، راه های خزش، انبارهای مهمات، انبارهای آمادگی و قطعات پشتیبانی کننده هواپیماها، مخازن سوخت هواپیماها و خودروها، رادارهای هدایت کننده هواپیماها، برج های مراقبت کنترل، سیستم های فرماندهی کنترل پایگاه ها و مراکز مخابراتی و انواع آنتن های آن بود.
اما نقاطی از دشمن که مورد هدف قرار گرفت:
الف) 48 فروند هواپیمای جنگنده بمب افکن تایگر اف – 5 یی پایگاه هوایی موصل در بخش شمال عراق در استان نینوا را در هم کوبیدند.
ب) 16 فروند هواپیمای جنگنده بمب افکن فانتوم اف – 4 یی پایگاه کوت در استان میسان (العماره) عراق را در هم کوبیدند.
ج) 40 فروند هواپیمای جنگنده بمب افکن تایگر اف – 5 پایگاه هوایی ناصریه را در استان ذیقار عراق در هم کوبیدند.
د) 12 فروند هواپیمای فانتوم اف – 4 یی پایگاه هوایی شعیبیه در استان بصره عراق را در هم کوبیدند.
ه) 12 فروند هواپیمای فانتوم اف -4 یی پایگاه هوایی الرشید در جوار بغداد را در هم کوبیدند.
و) پایگاه های هوایی حبانیه شامل تموز و هضبه در غرب بغداد، فرودگاه بین المللی بغداد، پایگاه هوایی کرکوک در استان کرکوک، فرودگاه المثنی و برخی فرودگاه های دیگر در امواج بعدی حملات هوایی بمباران شدند.
در موج دوم حملات هوایی پایگاه یکم شکاری با 50 درصد از هواپیماهای آماده و پایگاه دوم شکاری نیز با 50 درصد از هواپیماهای آماده، حمله ور شدند.

نتایج حاصل و بازتاب های سیاسی نظامی
خبرگزاری های غیر ایرانی بیشتر مهارت های خلبانان ایرانی و قابلیت های هواپیماهای ایرانی را که ساخت ایالات متحده امریکا بود، با آب و تاب بر روی آنتن هایی فرستادند. نیت آنان تبلیغات برای جهان غرب و محصولات غربی در برابر اتحاد جماهیر شوروی بود. آنها پرواز خلبانان ایرانی را اعجاب برانگیز و قابلیت مانور هواپیماهای غربی را در برابر پدافند هوایی بغداد بی نظیر توصیف کردند، اما آنچه در لابلای تبلیغات به چشم می خورد ضربه روحی شدیدی بود که زمامدار عراق و سیاستمداران غربی بلافاصله پس از انجام این عملیات دریافت کردند.
زمامدار عراق پیشنهاد آتش بس و مذاکراتی را به صورت میانجی گری کشورها و سیاستمداران معتبر در قالب یک بیانیه دیپلماتیک آمیخته به شروط بی اهمیتی را عنوان نمود و رسانه های همگانی وحشت مردم ار از ادامه بمباران هوایی منعکس نمودند.
پایگاه هوایی رشید در جوار بغداد پس از چندین نوبت بمباران هوایی بالاخره در تاریخ نهم آذرماه 59 عملیاتی شد و این موضوع را اداره اطلاعات یا اداره دوم سماجا طی نامه ای به نیروی هوایی ایران اعلام نمود.
تفسیر این خبر چنین بود که این پایگاه عظیم هوایی و برخی پایگاه های دیگر نیروی هوایی عراق از روز یک مهرماه 59 و در تمام این مدت 60 روزی که از جنگ گذشته بود پس از بمباران های سنگین هوایی توسط خلبانان ایرانی دیگر نتوانسته بودند عملیاتی و قابل بهره برداری بشوند و این پیروزی موجب کاهش توان رزمی هوایی دشمن و کاهش فعالیت های هوایی او بر فراز جبهه های زمینی و کسب برتری هوایی برای نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران بود.
در پی عملیات پیروزمندانه ثامن الائمه (ع) و در نتیجه پی گیری استراتژی آزاد سازی مناطق اشغالی، مقرر شد علاوه بر عملیات های بزرگ (سلسله عملیات موسوم به کربلا) چند عملیات محدود در جبهه های میانی و شمالی انجام شود تا علاوه بر مشغول داشتن نیروهای دشمن در آن مناطق، از گسیل آن ها به سوی جبهه جنوب ممانعت به عمل آید.
عملیات مطلع الفجر یکی از مهم ترین این سلسله عملیات بود.
اهدافی که در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از :
- فراهم سازی مقدمات آزادسازی قصر شیرین و نفت شهر
- نزدیک شدن به شهر اشغال شده قصر شیرین
- انهدام قوای دشمن
- جلوگیری از آرامش نیروهای دشمن در جبهه میانی
منطقه عملیاتی دارای دو محور عمده بود: سرپل ذهاب و گیلان غرب. محور سرپل ذهاب علاوه بر ارتفاعات متعدد از جمله برآفتاب دارای تنگه های استراتژیک حاجیان، کورک قاسم آباد می باشد که از طریق آن ها جاده گیلان غرب – قصر شیرین و سایر خطوط مواصلاتی عقبه دشمن در دید و تیر قرار می گرفتند.
در محور گیلان غرب که از وسعت بیشتری نسبت به محور سرپل ذهاب بر خوردار است، ارتفاعاتی همچونشیا کوه، سرتتا، چرمیان، دیزه کش، بزنیلی و نیز چند قله دیگر وجود دارند.
الف – قبل از شروع عملیات:
- تیپ های 2، 5 و 39 پیاده کوهستانی
- یک گردان از تیپ 22 پیاده کوهستانی
- گردان تانک لشکر 4 پیاده کوهستانی
- یک گردان نیروی مخصوص
ب – بعد از شروع عملیات:
- تیپ های 425 و 503 پیاده
- یک گردان از تیپ 4 پیاده کوهستانی
- یک گردان ازتیپ 412 پیاده
- پنج گروهان کماندویی
الف – سپاه پاسداران: 11 گردان پیاده
ب – ارتش: تیپ 58 ذوالفقار به استعداد 3 گردان، گردان های 211 و 265 زرهی و یک گردان از گردان 290 زرهی
ج – ژاندارمری: 1 گردان

سه معبر اصلی در نظر گرفته شده بود. یک معبر ازارتفاعات سنبله در جنوبپادگان ابوذر شروع شده و به ارتفاعاتبرآفتاب می رسید و در نهایت پس از قطع جادهگیلان غرب باقصر شیرین در منطقهسرتتان وتنگه قاسم آباد در محورگیلان غرب تلاقی می کرد.
گروه ضربت تیپ 58 ذوالفقار می بایست تانک های دشمن درقاسم آبادرا منهدم می کرد و ضمن هموار کردن راه عبور تانک های خودی، جاده گیلان غرببهقصر شیرین را مسدود می نمود.
دو معبر دیگر در منطقه عمومی غربگیلان غرب انتخاب شده بود. یک معبر با استفاده از جاده آسفالتگیلان غرب –قصر شیرین و روستایآوزین به سمت غرب تک می کرد و با نیروهای معبر شمالی (معبر اول) الحاق می کرد. معبر سوم نیز از ارتفاعاتچغالوند وداربلوطشروع و در نهایت بهچرمیان، شیاکوه ختم می گردید.
خاطرنشان می شود هر یک از معابر اصلی دارای چند معبر فرعی بود و اهداف مستقلی را تامین می کرد. کنترل و هدایت عملیات نیز توسط چهار پاسگاه فرماندهی انجام می شد. این پاسگاه های فرماندهی با نام های امام خمینی، شهید رجایی، شهید باهنر و شهید بهشتی انجام وظیفه می کردند. هدایت و کنترل کامل عملیات با مرکز فرماندهی امام خمینی بود.

وضعیت خاص منطقه و بُعد مسافت در محورهای مختلف و لزوم راهپیمایی در بعضی از معابر ایجاب می کرد که زمان آغاز درگیری با دشمن، ساعت 3 بامداد روز 20/9/1360 تعیین گردد، لیکن با بروز مشکلاتی همچون هوشیاری دشمن در برخی محورها و منحرف شدن نیروها از مسیر اصلی – به دلیل پیچیدگی زمین – موجب شد تا عملیات زودتر از ساعت مقرر با رمز« یا مهدی ادرکنی (عج)» انجام شود. با شروع عملیات، واکنش دشمن بسیار سریع بود و با تسلط کافی که بر زمین منطقه داشت موفق شد از پیشروی نیروهای خودی جلوگیری کند. در محور سرپل ذهاب، قوای جمهوری اسلامی به رغم عدم توفیق در فتح تنگه کورک، تقاطی از ارتفاعات برآفتاب را به تصرف خود در آورده و جاده گیلان غرب – قصر شیرین را مسدود کردند.
درگیری در محور گیلان غرب نیز به روشنایی روز کشیده شد و نیروهای عمل کننده در این محور موفق شدند با تحمل تعدادی شهید و مجروح ارتفاع شیاکوه را به تصرف خود درآورند.
تلاش رزمندگان خودی در طول روز اول عملیات نیز در همین حد باقی ماند و نیروهای عراقی توانستند با بررسی اوضاع و شناسایی مواضع نیروهای مهاجم، در شب دوم عملیات در محور شیاکوه پاتک کنند. این پاتک با مقاومت و هشیاری نیروهای طرف مقابل خنثی شدو نیروهای عراق بدون کسب نتیجه، عقب رانده شدند. در پی آن، آتش دشمن بر تمام محورها شدت یافت و در نتیجه ابتدا نیروهای خودی (با فرماندهی ارتش) مستقر در محور دیزه کش و سپس تعداد دیگری از نیروها عقب نشینی کردند.
عقب نشینی های مزبور که بدون اطلاع و هماهنگی با فرماندهی عملیات انجام شده بود، موقعیت محور سرتتان را از جناحین به خطر انداخت و در نتیجه نیروهای مستقر در این محور نیز به رغم مقاومت زیاد مجبور شدند عقب نشینی کنند.
در مجموع، در حالی که پس از گذشت سه روز از شروع عملیات فقط ارتفاعاتشیاکوه وبرآفتاب در اختیار نیروهای خودی قرار داشتند، پاتک های سنگین و متوالی دشمن از یک سو و عدم امکان پشتیبانی از نیرو – به علت فاصله زیاد خط مقدم با عقبه – از سوی دیگر، موجب شدند پس از 17 روز مقاومت، ارتفاعات مذکور مجدداً به تصرف دشمن درآید.

اگر چه قوای جمهوری اسلامی نتوانستند اهداف به دست آمده در این عملیات را تثبیت کنند و نگه دارند، لیکن آن ها موفق شدند در جریان 17 روز درگیری ضمن وارد آوردن تلفات زیاد بر دشمن – 2000 کشته و زخمی و 140 اسیر – تجاربی را برای انجام عملیات های بعدی به دست آورند. از جمله این تجارب می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- در ادغام نیروهای سپاه و ارتش علاوه بر مساله فرماندهی آنچه که در هدایت نیروها تعیین کننده است، سیستم مخابراتی می باشد. از آن جا که سیستم مخابراتی عملیات کاملا تحت اختیار تیپ ذوالفقار ارتش قرار داشت، هدایت نیروها در طول عملیات با مشکلاتی مواجه شده بود.
2- در مناطق صعب العبور و کوهستانی، تدارک و پشتیبانی نیروهای عمل کننده امری بسیار حیاتی است.
3- روحیه شهادت طلبی اگر چه بسیاری از موانع و کمبودها را مرتفع می سازد، لیکن باید همراه با آمادگی جسمی و روحی فرد رزمنده باشد؛ خصوصا در مناطق کوهستانی که آموزش ها و آمادگی های خاص خود را می طلبد.
4- برخلاف دشمن، آتش قوای نظامی جمهوری اسلامی در مواضع دشمن روی ارتفاعات اندک و بی تاثیر بود. این موضوع علاوه بر کمبود مهمات به ضعف دیده بان های ارتش باز می گشت. فرماندهان سپاه در این عملیات دریافتند که باید حتی الامکان یک گروهاندیده بانی آتش تشکیل داده و ضمن آموزش آن ها، حداکثر بهره برداری را از حداقل آتش موجود در مناطق ببرند.