عملیات پیروزمندانه بیت المقدس که منجر به آزادسازی خرمشهر پس از 575 روز گردید، ضربه اساسی و تعیین کننده ای بر پیکر دشمن وارد ساخت و تمامی معادلات، باورها و ذهنیتهایی را که در مورد توانایی و قابلیتهای نظامی جمهوری اسلامی ایران وجود داشت، تغییر داد. بسیاری از کارشناسان نظامی و تحلیلگران رسانه های خارجی، در برابر «سرعت عمل» و «ویژگیهای عملیاتی» نیروهای ایرانی به هنگام فتح خرمشهر، غافلگیر، مبهوت و شگفت زده شدند.
رادیو دولتی انگلستان که در شامگاه نهم اردیبهشت 1361 اعلام می کرد: «چنانچه ایرانیان در صدد بازپس گرفتن خرمشهر برآیند، سخت ترین «گردو» را برای شکستن برگزیده اند»، سرانجام ناچار شد سکوت خود را بشکند و طی گفتاری در روز پنجم خردادماه سال شصت و یک، یعنی دو روز پس از فتح خرمشهر توسط رزمندگان ایران اسلامی، حیرت زده اعلام کند: «از زمانی که خبرنگاران غربی از نیروهای عراقی در خرمشهر دیدن کرده و از روحیه خوب آنها گزارش داده اند، بیش از سه یا چهار روز نمی گذرد که ناگهان همه شهر از دست عراقی ها بیرون کشیده شد.»
در ساعت ده و پنجاه و پنج دقیقه بامداد چهارشنبه، چهارم خرداد ،1361 خبرگزاریهای بین المللی، در گزارشهایی که با عنوان «بسیار مهم» از بغداد به سراسر جهان مخابره کردند، برای نخستین بار ضمن استناد به بیانیه نظامی صادره از سوی حکام بغداد، اعلام داشتند که عراق «تلویحاً» به شکست خود اعتراف کرده است. به نوشته وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی ایران، خبرگزاری رسمی عراق ـ آی. ان. ا ـ طی یک اطلاعیه کوتاه ضمن آنکه از خرمشهر با عنوان «بندر خرمشهر» نام برد، اعلام کرد: «سخنگوی ارتش عراق اعلام کرده است بندر خرمشهر را ترک کرده و تا مرزهای بین المللی عقب نشینی کرده اند. خبرنگار عراق افزود که عقب نشینی نیروهای عراقی، از روز یکشنبه اول خرداد 1361 آغاز شده بود.»
همین اطلاعیه تلکس بین المللی خبرگزاری عراق، عصر روز چهارم خرداد 1361 به صورت دیگری از سوی رادیو صوت الجماهیر بغداد به اطلاع افکار عمومی عراق رسانده شد: «یک سخنگوی ارتش عراق اعلام کرده است که نیروهای پیروزمند قادسیه صدام پس از آنکه تمامی حمله های قوای دشمن مجوس و نژادپرست فارس را در مناطق الخفاجیه (سوسنگرد) و الاحواز (اهواز) با اقتدار کامل دفع کردند... صبح روز24/5/1982( 3/3/1361)در یک جابه جایی تحسین برانگیز، عقب نشینی تاکتیکی (!) خود را از جبهه محمره (خرمشهر) با موفقیت کامل انجام داده اند.
این دعاوی درست در شرایطی از رادیوی دولتی بغداد پخش می شد که خبرگزاری آمریکایی «یونایتدپرس» در ساعت بیست و چهار و بیست و دو دقیقه همان روز، در گزارش ارسالی خود از بیروت، سربازان عراقی را در حال فرار توصیف کرد و نوشت:
«... سربازان در حال فرار عراق، سرگرم گریختن از خرمشهر و مناطق اشغالی هستند.»
دکترعلی اکبر ولایتی در کتاب تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران (صفحه104) با اشاره به تبلیغات سران دشمن می نویسد: «عراق به صراحت شکست خود را اعتراف نکرد و حتی مدعی بود که گوشمالی لازم را به انقلاب اسلامی ایران داده است و درنتیجه، چون ضرورتی احساس نمی کرد که نیروهایش بیشتر در خرمشهر بمانند، آنها را با درگیری به عقب کشیده است.»
پس از پخش گزارشهای مستند و خبری و تصاویر تهیه شده از جبهه خرمشهر توسط رسانه های ایرانی و خارجی که در آنها شکست نیروهای عراقی درقالب صفوف هزاران نفره اسرا و انبوه ادوات و تجهیزات منهدم شده یا به غنیمت درآمده دشمن، به گویاترین وجهی به نمایش درآمد، دیگر حتی کشورهای جنوب خلیج فارس نیز که همواره از صدام حمایت می کردند، اکنون به واهی بودن دعاوی حکام بغداد اذعان داشتند. اکنون حتی مردم عراق هم به ماهیت واقعی ماجرا وقوف یافته بودند و به خوبی می دانستند که صدام به خاطر شکست در جبهه محمره! جمع کثیری از زبده ترین فرماندهان خود، از جمله سرلشگر صلاحی قاضی ـ فرمانده سپاه سوم ارتش عراق ،... سرتیپ ستاد جواد اسعد شینته، فرمانده سابق لشگر سوم زرهی، سرهنگ دوم ستاد محسن عبدالله، فرمانده تیپ 12 زرهی ابن ولید، سرهنگ ستاد «شاکر العماری»، فرمانده تیپ ،104 سرتیپ «عطاءالله نوری الدنیمی» معاون سپاه سوم، سرهنگ «احمد زیدان»، فرمانده عملیات خرمشهر را تیرباران کرده است.
از طرف دیگر رژیم عراق برای فریب افکار عمومی و سرپوش گذاشتن بر شکست خود در عملیات بیت المقدس، اقدام به اعطای «مدال شجاعت»، «نشان لیاقت» و نشان «رافدین» به تعدادی از فرماندهان خود کرد. رادیو دولتی صدای آمریکا پس از پنج شبانه روز سکوت و امتناع از انعکاس خبر فتح خرمشهر توسط نیروهای ایرانی، سرانجام در «گزارش ویژه» 8/3/1361 خود می گوید:
«به رغم مشکلات تدارکاتی، نا آرامی های ناشی از انقلاب و کاهش تدریجی قدرت عملیات نیروی هوایی ایران، ماشین نظامی ایران به گونه ای اعجاب آور عمل کرد.»
روزنامه گاردین چاپ انگلستان درباره فتح خرمشهر می نویسد: «سقوط خرمشهر یعنی سقوط آخرین و مهمترین افتخار جنگی عراق که ایرانی ها با بازپس گرفتن آن، این برگ برنده را که به وسیله آن عراق می کوشید ایران را به پای میز مذاکره بکشاند، از دست بغداد ربودند.»
احمد متوسلیان، در تاریخ 7/3/1361 در جلسه رده های مختلف فرماندهی تیپ 27 محمدرسول الله(ص)، در قرارگاه تاکتیکی تیپ7 2 «دارخوین» این چنین به جمع بندی دستاوردهای عملیات «الی بیت المقدس» می پردازد: «در مورد عملیات اخیر گفتنی زیاد است؛ لیکن در یک تحلیل فشرده باید گفت که از لحظه سقوط رژیم طاغوت تا به امروز به تعبیر تمام خبرگزاریهای عمده، سابقه نداشت که چنین ضربه سیاسی مهلکی به منافع آمریکا وارد شود. فتح خرمشهر باعث شد توازن نظامی ای که آمریکا در منطقه برقرار کرده بود، به شدت به ضرر غرب برهم بخورد. وزیر امور خارجه آمریکا (الکساندر هیگ) رسماً در شورای امور خاورمیانه وزارت خارجه شان می گوید: «پیروزیهای اخیر ایران در جنگ با عراق برای آمریکا نگران کننده است و منافع غرب خصوصاً آمریکا را در منطقه به خطر انداخته است.»

با آغاز مرحله اول عملیات بیت المقدس و آزاد شدن قسمتی از خاک میهن اسلامی، آژانسهای خبر پراکنی به تکاپو می افتند تا با وارونه جلوه دادن حقیقت، پیروزیهای ایران را خنثی و کم اثر جلوه دهند. در حالی که همه چیز حاکی از آن بود که ارتش عراق قسمت زیادی از اراضی ایران را از دست داده و راه فرار را در پیش گرفته است، ولی رسانه های غربی با تبلیغات گسترده، اعلامیه های شورای عراق را پخش کرده و کمترین اشاره ای به پیروزیهای ایران نمی کنند. حتی مدعی می شوند که پیروزی ایران واقعیت نداشته و شواهد چنین چیزی را نشان نمی دهد.
وقتی نیروهای ایران با یورش گسترده از غرب کارون خود را به جاده اهواز - خرمشهر می رسانند، این خبر همچنان جزو ادعاهای بی پایه ایران معرفی می شود و هنگامی که رزمندگان اسلام قدم به شهر هویزه می گذارند، اعلام می شود که نیروهای عراق با عقب نشینی تاکتیکی، قسمت عظیمی از قوای ایران را به مخاطره در آورده اند.
هنگامی که قرارگاه کربلا اعلام می کند رزمندگان اسلام به پشت دروازه های خرمشهر رسیده و در حال برداشتن موانع و انهدام دشمن هستند، رسانه های غربی و شیوخ منطقه فقط به پخش اطلاعیه های عراق مبنی بر عقب نشینی ایرانیان می پردازند و تبلیغات گسترده ای علیه ایران صورت می گیرد تا پیروزیهای به دست آمده در هجوم این تبلیغات محو شود.
اما توقف در مرحله سوم باعث می شود که دشمنان اسلام مهمترین حربه تبلیغاتی را به دست آورند و به تبلیغات مغرضانه خود وسعت بخشند و برای تحقق این امر، تلاش گسترده ای صورت می گیرد تا نیروهای عراق انگیزه و روحیه برای ادامه نبرد داشته باشند و بتوانند از آزادی خرمشهر جلوگیری کنند. به چند مورد از اخبار و تحلیلهای مغرضانه استکبار در آستانه ورود رزمندگان اسلام به خرمشهر، اشاره می کنیم:
رادیو بی بی سی: عراق ها می گویند تلفات سنگینی بر نیروهای ایرانی وارد آمده و آنها هم اکنون در حال عقب نشینی هستند.
رادیو آلمان: نیروهای عراقی تهاجم وسیعی علیه نیروهای ایران در شمال خرمشهر آغاز کرده اند. در بیانیه های نظامی عراق آمده است که تلفات سنگینی بر نیروهای ایران وارد آمده است.
رادیو آمریکا: نیروهای عراق با دست زدن به تهاجم برق آسا و همه جانبه علیه ایران در شمال خرمشهر، تلفات سنگینی بر آنها وارد آورده و آنها را به عقب نشینی وادار کرده اند.
رادیو قاهره: نیروهای ایران در غرب کارون متلاشی شده و نیروهای عراق آنان را تعقیب می کنند.
رادیو کویت: حمله ایرانیان دفع شده است و قسمتی از قوای ایران محاصره و گروهی تسلیم و به بقیه تلفات سنگینی وارد آمده است.
لوس آنجلس تایمز: نیروهای ایرانی در کناره غربی کارون به دام عراق افتاده اند.
خبرگزاری فرانسه: به نظر می رسد توازن جنگ در خوزستان به نفع عراق خواهد بود.
رادیو بی بی سی: "همان طور که بدون شک اطلاع دارید، دیروز بندر خرمشهر پس از 20 ماه دوباره به دست نیروهای ایران افتاد. بدین ترتیب، ایران هم اسماً و هم رسماً در جنگ کاملاً پیروز شده است."
لوس آنجلس تایمز: "یک ژنرال عراقی گفت: "ما علاقه ای به ماندن در این جا نداریم. این جا یک صحرای خشک و خالی است و می تواند ارزانی خودشان باشد، که این گونه صحبتها با استراتژی عراق در آغاز جنگ کاملاً مغایرت دارد"
اینها تنها نمونه ای از اظهار عجز رسانه های غربی در برابر پیروزی های چشمگیر رزمندگان اسلام بود

«آنچه ما به عینه در طول جنگ دیدیم حضور و فرماندهی حضرت بقیةاللهالاعظم امام زمان(عج) بود که بارها و بارها ما را یاری فرمودند...» این را سرلشکر شهید مسعود منفرد نیاکی فرمانده لشکر 92 زرهی خوزستان در حین عملیات بیتالمقدس گفت.
علمیات بیتالمقدس که نقطه عطف نبردهای 8 سال دفاع مقدس بهشمار میرود از 10/2/1367 آغاز و پس از 24 روز نبرد سنگین و بیوقفه با آزادسازی خونین شهر قهرمان در سوم خرداد ماه با فریاد اللهاکبر رزمندگان دلاور اسلام در مسجد جامع این شهر به پایان رسید. اینگونه بود که دوباره خونینشهر به خرمشهر تبدیل گردید. عملیات بیتالمقدس در جنوب غربی اهواز و در امتداد ساحل غربی رودخانه کارون آغازو در امتداد نوار مرزی از طلائیه تا شلمچه و سپس سواحل اروند کنار ادامه یافت. در این عملیات 5400 کیلومتر مربع از اراضی میهن اسلامی آزاد گردید و با 17499 اسیر و 16000 کشته و زخمی از ارتش صدام، ضربه مهلکی بر دشمن بعثی فرود آمد.
سپهبد شهید صیاد شیرازی چند سال پس از آزاد سازی خرمشهر در تشریح این عملیات گفته است: ترکیب رزمندگان ارتش، سپاه و بسیج بسیار مثبت و مقدس بود ضمن آنکه تلاش بیوقفه جان برکفان جهاد سازندگی به همراه واحدهای مهندسی ارتش، سپاه و امدادگران پزشکی علیالخصوص حضور روحانیت آگاه متعهد در خطوط مقدم جبههها حاکمیت ایمان و تعالی روح رزمندگان غیور اسلام را به همراه داشت.
سقوط خرمشهر و فتح آن دو واقعه فراموش نشدنی جنگ تحمیلی است. امام جمعه وقت خرمشهر در این رابطه گفته است: «سقوط خرمشهر را باید رمز مظلومیت انقلاب و آزادی آن را مایه صلابت و قدرت جمهوریاسلامی دانست. به نظر کارشناسان نظامی حتی به نظر امام «فتح خرمشهر کاری مافوق کارهای عادی بود و به همان دلیل حضرت امام فرمودند یادتان باشد خرمشهر را خدا آزاد کرد. من لازم میدانم از مقاومت دلیرانه نیروهای بسیج، سپاه، ژندارمری، نیروی دریایی و به ویژه گردان دژ 151 لشکر 92 زرهی اهواز یاد کنم چرا که زمان حمله عراق بیش از 40 روز اجازه اشغال خرمشهر را ندادند و تعدادی از پرسنل این گردان در همان پادگان به شهادت رسیدند.» اشغال خرمشهر 578 روز طول کشید و در این مدت طولانی رزمندگان دلاور اسلام ابتدا دشمن را متوقف کردند و سپس با عملیاتهای کوچک و محدود توانستند در مواضع عراقیها رخنه کرده و سپس با عملیاتهای مهمی چون ثامنالائمه و طریقالقدس و فتحالمبین آزادسازی سرزمینهای اشغال شده را آغاز کنند و نهایتا با عملیات بیتالمقدس نخستین تلاشهای صلح بینالمللی را که به صورت جدی مطرح میشد به دنبال بیاورند. صدام حسین رئیسجمهور عراق و آتشافروز جنگ در اقدامی اضطراری مواضع بسیاری را در غرب کشورها و شعار صلحطلبی را دوباره مطرح کرد.
روز سوم خرداد ماه 1361هنگامی که در بعد از ظهر یک روز گرم صدای گوینده رادیو، شنوندگان را به شنیدن خبر جدیدی ترغیب میکرد، رزمندگان پیروز اسلام بر فراز مسجد جامع خرمشهر پرچم فتح و پیروزی را به اهتزاز در آورده بودند؛ رزمندگانی که خبرگزاریهای جهانی و رسانههای استکبار را اینگونه به تعجب واداشتند. آسوشیتدپرس در این رابطه اذعان کرد؛ خرمشهر از جایگاههای بزرگ جنگ محسوب میشود و بیرون راندن عراقها به آن معناست که عراقیها تمامی مناطق استراتژیکی را که در آغاز جنگ تصرف کرده بودند از دست دادهاند.
مایکل کندی خبرنگاری روزنامه لسآنجلس تایمز نوشت: یک ژنرال عراقی که تنها خود را محمد معرفی کرده است گفت: ما علاقهای به ماندن در اینجا نداریم، اینجا یک صحرای خشک و خالی است و میتواند ارزانی خودشان «ایرانیها» باشد. اینگونه صحبتها با استراتژی عراق در آغاز جنگ مغایرت دارد. روزنامه لوکوتیزین دو پاری تحت عنوان پیروزیهای لشکریان امام خمینی نوشت: لشکریان ارتش به حمایت سپاه پاسداران پیشروی خود را به سوی مرز ادامه میدهند و باز پسگیری خرمشهر هدف نهایی عملیات بیتالمقدس است.
و سرانجام واشنگتن پست در اظهارنظری کوتاه پایان عملیات را اعلام کرد: باز پسگیری بندر خرمشهر نمایانگر پیروزی تقریبا قاطع ایران در این جنگ بوده است.
امید آنکه تاریخ پر افتخار گذشته روشنگر راه آیندگان باشد.
علی فضلی یکی از «چهرههای ماندگار» کشورمان است.
سردار فضلی که معاون عملیات ستاد مشترک سپاه پاسداران است در گوشه گوشه سخنانش به نکات ارزشمندی میپردازد که شاید توجه به آنها در حل بسیاری از اتفاقاتی که این روزها در انتقال ارزشها به نسل جدید عنوان میشوه راهگشا باشد. هر چند نگاه استراتژیک و تحلیل نظامی او نیز از عملیات بیتالمقدس بسیار حائز اهمیت است.
عملیات بیتالمقدس ویژگیهای خاص و شرایط بسیار متفاوتی داشت و با مقایسه این شرایط و ویژگیها، هم اهمیت کار بزرگ رزمندگان اسلام و هم وحدت نیروهای مسلح را که امام عظیمالشان علاقه داشتند، تا به یک ید واحده و تلفیق ارتش و سپاه از دانش، آموزش و تجهیزات و انگیزههای انقلابی و اخلاص رزمندگان اسلام باشد، در آن زمان معلوم میشود.
عملیات بیتالمقدس، فتح خرمشهر و چرایی ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر باید حداقل در سه بخش ارزیابی و تحلیل شود.
بخش اول از آغاز جنگ تحمیلی تا زمانی که بنیصدر رییسجمهور وقت حدود 9ماه و چند روز عهدهدار مسوولیت بود، بخش دوم شامل زمانی است که وی همراه «مسعود رجوی»، سرکرده منافقین فرار کرد تا بعد از عملیات بیتالمقدس و بخش پایانی نیز از بعد از عملیات بیتالمقدس تا پایان جنگ تحمیلی ارزیابی میشود.
اگر دفاع مقدس ادامه نمییافت، امروز هیچ افتخار، ارمغان و دستاوردی برای ملت ایران نداشتیم.
شما اگر به بلندیهای جولان واقع در خاک سوریه دقت کنید در مییابید که با وجود کشورهای مسلمان، نزدیک به چهار دهه است در اشغال اسرائیل است، اگر ما هم در آن زمان مانند کشور سوریه با اشغالگران مذاکره میکردیم، اکنون باید پشت مرزهای شکست خورده و سقوط کرده کشورمان زانوی غم بغل گرفته و حسرت روزهای آزادی هویزه، بستان، قصر شیرین، نفت شهر و... را میخوردیم.
گروهی به دنبال ایجاد تردید در بین مردم در دفاع از ارزشهایشان هستند و ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس را زیر سوال میبرند و متاسفانه بیشتر سراغ جوانان انقلاب و کسانی میروند که به دلیل شرایط سنی خود حیات پربرکت حضرت امام راحل را زیاد به چشم مشاهده نکردهاند. کسانی که شاید تنها چیزهایی از بمبارانها در شهرهای مختلفی چون تهران به یاد دارند یا نهایتا تشییع جنازه شهدا را دیدهاند.
امروز همه ما وظیفه داریم تا از یادگار بیتالمقدسها و خرمشهرها حفاظت کنیم. کسانی که در این زمینه شبهه ایجاد میکنند، شاید در جبهه بیش از یک شب هم نبودهاند و به تحلیل دوران دفاع مقدس و ارزشهای آن میپردازند.
اگر آن روزها رزمندگان غیرت دینی به خرج نمیدادند و براساس اعتقادات و اطاعت محض و مطلق از امام به سوی جبههها نمیشتافتند، معلوم نبود اکنون چه اتفاقی در کشور افتاده بود. همیشه گفتهایم و تاکید کردهایم که ما با کسی جنگ نداشته و نداریم. در طول هشت سال جنگ تحمیلی نیز حضرت امام (ره) هرگز به رزمندگان اسلام به هدف کشورگشایی اجازه ورود به خاک دشمن را ندادند، بلکه تنها از باب دفاع بود که رزمندگان اسلام وارد خاک دشمن شدند و اگر امروز به سال 61 و عملیات بیتالمقدس در خرمشهر برگردیم، میبینیم که خرمشهر بعد از 20 ماه به دامان ملت مسلمان ایران بازگشته و 5 هزار و 700 کیلومتر، نزدیک به نیمی از آنچه که عراقیها از ما گرفته بودند، به دست با کفایت رزمندگان اسلام آزاد شده است.
در مورد جنگ تحمیلى و علل وقوع آن، پذیرش قطعنامه و... در داخل کشور بحثهاى زیادى صورت گرفته که اکثر آنها از منظر درونى و توسط تئوریسینهاى داخلى انجام شده است . در مطلب زیر، نویسنده براى روشن شدن هر چه بیشتر ذهن نسل جوان در مورد واقعیات جنگ کوشیده است تا تحلیل هاى سیاستمداران خارجى را نیز در مورد جنگ مورد بررسى قرار دهد.
تاکنون نظریه پردازان و تحلیلگران بسیارى علل آغاز جنگ را به طور گسترده بررسى کردهاند. در این مقاله نیز دیدگاههاى تنى چند ازمحققان و شخصیتها را در خصوص علل وقوع جنگ به اجمال و با توجه به منابع موجود بررسى خواهیم کرد. لازم به تذکر است که بیان دیدگاههاى زیر هرگز به معنى قبول و تأیید کامل آراى ارائه شده نیست و تنها با هدف آگاهى بیشتر مخاطبان صورت مىگیرد.
شهرام چوبین، مدیر بخش پژوهش مرکز سیاستهاى امنیتى در ژنو، شروع جنگ را غیرمنتظره نمى داند. وى در خصوص آثار بدست آمده از انقلاب ایران معتقد است که تغییر وسیع در کشور و به حاکمیت رسیدن رژیم انقلابى و همچنین ادعاهاى آن مبنى بر صدور انقلاب، لاجرم به ثبات منطقه زیان مىرساند. به نظر چوبین یکى دیگر از دلایل وقوع جنگ عدم توجه به توازن نظامى بین دو کشور بود. توازن نظامى پیش از انقلاب به سود ایران بود، ولى پس از انقلاب به دلیل عدم استحکام حکومت، نیروهاى مسلح ایران وضعیت نابسامانى داشتند و هیچ کدام از ابرقدرتهاى بزرگ جهان نیز از حکومت انقلابى ایران حمایت نمىکردند.
به عقیده پروفسور رمضانى ، استاد بازنشسته دانشگاه ویرجینیا در آمریکا که تألیفاتى نیز در مورد ایران دارد، جنگ عراق علیه ایران واکنشى بود نسبت به تهدیدى که کشورهاى عربى - و به ویژه عراق - از اصولگرایى و بنیادگرایى اسلامى در ایران احساس مىکردند. او مىگوید: «صدام با توجه به ویژگىهاى فردى و شخصى خود و معضل ژئوپلتیکى عراق مى خواست خلأ قدرت ناشى از سقوط شاه و شکلگیرى روندجدید در خاورمیانه را بازسازى کند.
به عقیده پروفسور رمضانى، صدام از پیامدهاى انقلاب ایران، از جمله تضعیف و به حاشیه راندن رادیکالیسم عراق و هویت ناسیونالیسم عربى ناخشنود بود و به همین منظور جنگ را آغاز کرد.
جیمز بیل، استاد علوم سیاسى و رئیس کالج ویلیام مرى دانشگاه ویرجینیا در آمریکا، دلیل واقعى جنگ را درگیرى سیاسى براى دست یافتن به برترى و تسلط بر خلیج فارس مىداند و مىگوید: « رژیم صدام خواستار استیلاى سیاسى بر منطقه بود و همچنین نابودى انقلاب ایران که آن را تهدیدى علیه وضعیت سیاسى کشورهاى منطقه مىدانست.»
توضیحات ریچارد نیکسون، رئیس جمهورى پیشین آمریکا درباره جنگ ایران و عراق، متأثر از فضاى دوران جنگ سرد و نظام دوقطبى جهان است. تغییر رفتار عراق به همان اندازه انقلاب اسلامى موازنه قوا را در منطقه بر هم زده بود . به عقیده نیکسون استراتژى آمریکا در دهه 1970 مهار عراق رادیکال با اتکا بر ایران بود و در سالهاى 1980 باهدف مهار انقلاب اسلامى با اتکا به عراق طراحى و جنگ عراق علیه ایران نیز به همین منظور آغاز شد.
آنتنى کردزمن، مدیر مؤسسه بررسىهاى استراتژیک در آمریکا مىگوید: «جنگ ایران و عراق برآیند عوامل تاریخى، فرهنگى و نظامى متعددى بوده است، مانند اختلافهاى تاریخى طولانى بین دو فرهنگ و دو ملت عرب و عجم و نیز شخصیتها و نوع جهان بینى رهبران دو کشور و همچنین اختلافهاى جغرافیایى مانند کنترل راه آبى اروند و کنترل نقاط پدافندى مهم در طول مرز زمینى. به ویژه در مناطق وصولى به بغداد و... ، کردزمن علاوه بر اختلاف مرزى میان دو کشور، به تصورات ایران و عراق نسبت به هم نیز اشاره مىکند و مىنویسد: «عراقىها بر این باور بودند که براى سلطه بر خلیجفارس و خاتمه حوادث آن زمان ایران، باید با زور وارد عمل شد.»
فولر، نویسنده و تحلیلگر سابق سازمان سیا و متخصص در امور جهان اسلام که هم اکنون عضو مؤسسه تحقیقات رند [RAND] وابسته به وزارت دفاع آمریکاست نیز مانند آنتنى کردزمن منازعات مرزى و سیاسى و تاریخى را از علل اصلى آغاز جنگ مىداند. او در توضیح این نظریه به بررسى دوره هاى مختلف مىپردازد و چنین نتیجه مىگیرد که مناسبات دو کشور با نظام پادشاهى نسبتاً هماهنگ بود. اما با وقوع انقلاب در عراق صحنه سیاست هاى منطقه اى به کلى دگرگون شد و این موازنه تغییر کرد و با انقلاب ایران و ظهور نیروى جدید برآمده از تشیع، ملىگرایى ایران و جنبش تودهاى حقیقى، مرحله جدیدى شکل گرفت که با توجه به اختلافهاى تاریخى و مرزى، در نهایت به شروع جنگ انجامید.
ابوغزاله، وزیر دفاع مصر در طول دوران جنگ ایران و عراق، در کتاب خود درباره جنگ عراق و ایران نوشته است: «جنگ ایران و عراق، جنگ بین عرب و فارس بود، که ریشه تاریخى آن به صدها سال قبل بازمى گردد. وى به تأثیر انقلاب در تغییر توازن منطقه مىپردازد و حرکت عراق را استفاده از فرصتى مناسب و تکرار نشدنى براى بازیابى نقش ژاندارم منطقه خلیجفارس پس از سقوط شاه مىداند.
ابوغزاله همچنین احتمال صدور انقلاب به کشورهاى خلیجفارس و ترس دولتهاى آن ها را عامل پشتیبانى بى حد و حصر مالى کشورهاى عربى از صدام معرفى مى کند و معتقد است تشکیلات نظامى ایران به هنگام شروع جنگ بسیار ضعیف بود و همین ضعف صدام را به جنگ علیه ایران ترغیب کرد.
سامرانى، از افسران ارتش عراق که در گذشته مسئول میز ایران در سرویس اطلاعاتى عراق بود و بعدها از عراق متوارى شد و به گروههاى اپوزیسیون عراق پیوست، مىگوید: «پس از پیروزى انقلاب اسلامى، رژیم عراق تصور مىکرد اگر تشنجات و بحران حاکم بر روابط عراق و رژیم ایران به داخل ایران هدایت نشود، این بحران به داخل عراق سرایت مىکند.
رژیم عراق به این نتیجه رسیده بود که فرصت طلایى لازم براى رهایى از نفوذ ایران در عراق و زمینههاى لازم براى ابطال معاهده 1975 الجزایر و برگشت کامل حاکمیت و سلطه بر اروند رود بر مبناى معاهده 1937 و تعدیل خط مرزى و پشتیبانى از عرب هاى اهواز به منظور شروع یک انقلاب و برافروختن آتش فتنههاى قومى در بلوچستان و کردستان و... به منظور سرنگونى رژیم جمهورى اسلامى فراهم شده است.»
افرایم کاراش، از محققان و تحلیلگران یهودى امور نظامى که در مورد جنگ ایران و عراق نیز بررسى هاى متعددى کرده است، انقلاب ایران را با انقلاب فرانسه و روسیه مقایسه مىکند و معتقد است که آرمانهاى جدید انقلاب و مخالفت ایران با وضع جهان اسلام در آن زمان و نیز از هم گسیختگى ساختار نظامى ایران از عوامل اصلى جنگ بود.
کاراش مىافزاید: «از سوى دیگر تلاش و علاقه رژیم عراق براى تجزیه ایران نیز از دیگر دلایل بروز جنگ به شمار مىآمد.»
به عقیده وى در سال 1979 و پیروزى انقلاب، صدام دیگر نمىتوانست برترى ایران را که منجر به امضاى قرارداد الجزایر در سال 1975 شده بود تحمل کند، زیرا به رسمیت شناختن این برترى به سقوط تدریجى رژیم بعث منجر مى شد و لذا عراق ترجیح داد از برترى نسبى خود استفاده کند، زیرا براى نخستین بار در 10 سال اخیر برترى قواى نظامى با عراق بود.
پروفسور امیت اوزداغ، رئیس مرکز مطالعات استراتژیک اوراسیا در ترکیه، دیدگاههاى خود را در چارچوب پاسخ به این پرسش بیان مى کند که چرا در خاورمیانه تنشهاى گذرا به تخاصم تبدیل مى شود به عقیده وى تاریخ نظامى منطقه مشحون از سیستمهاى دیرپاى تاریخى، فرهنگى و سیاسى است که استفاده از نیروى نظامى را در حل مسائل سیاسى موجه جلوه مىدهد. اختلافهاى قومى، مذهبى و نژادى در اغلب اوقات ریشه این رقابتها بوده است که در نهایت به اجماع سیاسى و بسیج عمومى براى جنگ مىانجامید.
بر اساس آراى مارتین کرامر که طرح بنیادگرایى را در دانشگاه شیکاگو مورد بررسى قرار داده و بخشى از نتایج تحقیقات خود را منتشر کرده است، انگیزه اصلى عراق در منطقه، مقابله با انقلاب ایران بوده است.
کرامر مىنویسد: «کشورهایى مانند عراق و شیخ نشینهاى حاشیه خلیجفارس که از تأثیر انقلاب اسلامى بر سرزمینهاى خود آگاه بودهاند، اراده و امکانات لازم را براى فرونشاندن شعله انقلابهاى محلى که در همدلى با انقلاب ایران به وقوع پیوسته بودند، در اختیار داشتند. عراق نیز جنگ خود را با همین انگیزه آغاز کرد.»
دکتر احمد الموصللى، استاد دانشگاه آمریکایى بیروت نیز مانند کرامر بحث بنیادگرایى اسلامى در ایران و مخالفت دولتهاى دیکتاتورى در کشورهاى عربى و احساس خطر غرب از آن را از دلایل اصلى آغاز جنگ مىداند.
وى مى نویسد که انقلاب اسلامى ایران، امید بازگشت جایگاه اسلام و حکومت اسلامى را در جنبشهاى اسلامى زنده کرد و همین مسأله زنگ خطر را براى غرب و بویژه آمریکا و همچنین شوروى سابق به صدا در آورد. به همین دلیل غرب با تحمیل جنگ درصدد برآمد تا زمینههاى پیدایش سیاسى حکومت اسلامى را از بین ببرد و شوروى نیز در قبال جنگ با سکوت خود عملاً از جنگ عراق علیه ایران حمایت کرد.
بوتل، از پژوهشگران انجمن ایران شناسى فرانسه، معتقد است که این جنگ را نمىتوان به عوامل تاریخى، سوق الجیشى، سیاسى و یا نظامى حاکى از قدرت طلبى دولت، حکومت، حزب یا رژیم و یا گروهى از طرفین درگیر، محدود کرد. بوتل در بررسى خود، منطق جنگ و سازوکارهاى آن را در متن تحولات جامعه ایران جست وجو مىکند، ولى در این مورد توضیح چندانى نمىدهد. توجه به نقش انقلاب و ریشه دگرگونى در جامعه ایران و اثر آن بر ملت ایران مانند امت اسلامى و شهادت طلبى و حکومت حق و ... از ویژگىهاى نظریه بوتل است.
جودیت مرى و دورى میلروى، نویسندگان کتاب معروف «صدام حسین و بحران خلیج فارس» که در آن کتاب بیشتر به شخصیت و ماهیت صدام در تجاوز به ایران و سپس کویت تأکید دارند، معتقدند: «ترکیبى از جاه طلبى و ترس، عامل تجاوز عراق به ایران بوده است. بدین معنا که جاه طلبى براى تبدیل عراق به قدرت برتر خلیجفارس و ترس به دلیل هراس از شیعیان منجر به تجاوز عراق به ایران شد.»
این دو نویسنده همچنین مىافزایند: «همه دولتهاى عرب اطراف خلیج فارس از جانب ایران احساس خطر مىکردند و صدام از این احساس خطر سیاسى از ایران، براى پىریزى برترى عراق در منطقه سود برد و پیشنهاد کرد تا نقش محافظ امیرنشینهاى ضعیف عرب را برعهده بگیرد.»
به عقیده جودیت مرى و دورى میلروى صدام سه هدف عمده براى آغاز جنگ در سر داشت:
1- ضمیمهکردن شمال شرقى اروند رود به عراق
2ـ تجزیه خوزستان و الحاق آن به خاک عراق
3ـ شعله ور کردن قیام در میان اقوام غیرفارس ایران و در نهایت سرنگونى حکومت اسلامى
با بررسى بخشى از آراى موجود درباره علل وقوع جنگ، در یک جمع بندى کلى به نظر مىرسد نقطه اشتراک تمامى نظریه ها، تأکید بر انقلاب و نیز پیامد آن به عنوان بستر اصلى وقوع جنگ و تحریک اختلافات مرزى در پى خلأ قدرت و تلاش عراق براى جبران آن بوده است. در واقع کانون درگیرى همان وقوع انقلاب اسلامى بیان شده است. انقلاب اسلامى ایران به دلیل ماهیت دینى و آزادى طلبىاش با منافع امپریالیسم غرب و بلوک شرق در تضاد بود. در نتیجه حذف انقلاب اسلامى و حکومت اسلامى نقطه اشتراک خواستههاى ابرقدرتهاى شرق و غرب در آن زمان بوده است.
منابع:
1ـ اجتناب پذیرى از جنگ، محمد دروریان، مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى،
1381.
2ـ پژوهشکده علوم دفاعى دانشگاه امام حسین (ع)، مجله سیاست دفاعى (ویژه نامه جنگ تحمیلى)، شماره ?? و ،?? سال چهارم، مصاحبه با محسن رضایى.
3ـ تصاعد در جنگ ایران و عراق، فیلیپ سابین و افرایم کارش، مجله سیاست دفاعى؛ پائیز ????.
ابوالفضل مستغیثی