عنوان : آقا مصطفی سلام
راوی :خانواده شهدا
منبع :سیره شهید دکتر بهشتی
یکی
از دوستان برای من نقل میکرد پس از حدود چهل سال آقای بهشتی را
در یکراهرو دیدم که از دور داشت میآمد تا مرا دید گفت آقا مصطفی
سلام! هم حافظهایشان خیلی خوب بود و هم قدرت استدلال سرشاری
داشت.
سید محمد رضا بهشتی
عنوان : ذهن علتیابی داشت
راوی :خانواده شهدا
منبع :سیره شهید دکتر بهشتی
پدرم
در برخورد با موضوعات و مسائلی که پیش میآمد ذهن منظم و
طبقهبندیشدهای داشت. یک بار حضرت آیتالله خامنهای در مصاحبهای
میگفتبرخوردهای آقای بهشتی در جلسات با مسائل تعجبآور بود. مثلاً
اگر درباره یکساعت صحبت میکردیم نوبت به آقای بهشتی که میرسید
راجع به معدنی که فلزاصلی ساعتها از آن درست میشود اطلاعاتی
داشت که مثلاً در کجاست یا در کجاباید باشد و چه خصوصیاتی باید
داشته باشد و در مجموع ذهن علتیاب وبنیادینگر داشت و مقدمات را
میچید تا به مسئله اصلی میرسید. بر این اساسهمیشه وقتی در جلسه
نوبت به آقای بهشتی میرسید منتظر طرح یک مسئله و نظرغیرمنتظره
بودیم.
سید محمدرضا بهشتی
عنوان : صبحها قدم میزد
راوی :خانواده شهدا
منبع :سیره شهید دکتر بهشتی
پدرم
تا قبل از انقلاب هر روز قبل از این که به سر کار برود با ماشین تا
نزدیکی ادارهمیرفت و بعد ماشین را در جایی که هوای نسبتاً بهتری
داشت پارک میکرد ومیرفت سه ربع ساعت قدم میزد و بعد سر وقت در
ساعت 30/7 سر کار حاضربود.
ایشان قبلاً این محلها مانند تپههای قیطریه یا الهیه را که مناسب
قدم زدن بودندشناسایی میکرد و همیشه هم با لباس روحانی قدم
میزد. در آلمان هم که بودهمیشه با لباس روحانیت به این طرف و
آن طرف میرفت و اینطور نبود که بعضیجاها با لباس روحانی و بعضی
جاها با لباس غیرروحانی رفت و آمد کند.
سید محمدرضا بهشتی
عنوان : باید بهطور طبیعی دفع کرد
راوی :خانواده شهدا
منبع :سیره شهید دکتر بهشتی
یکبار
که پدرم به سنگ کلیه دچار شد که قاعدتاً میبایست جراحی میکردند
ولیایشان چنان اعتماد بهنفس داشت که میگفتند باید بهطور طبیعی
این سنگها رادفع کرد لذا مایعات زیادی میخوردند و از چند پله که
بالای پارکینگ منزل بود بهسرعت و به دفعات زیاد بالا و پایین
رفتند تا بالاخره این مشکل بدون توجه به عملجراحی برطرف شد.
سید علیرضا بهشتی
عنوان : مسیر حرم را پیاده میرفت
راوی :خانواده شهدا
منبع :سیره شهید دکتر بهشتی
وقتی
با پدرم به اصفهان میرفتیم شاهد بودم هر روز صبح مسیرهای طولانی
را درکنار زایندهرود قدم میزند و فکر میکند که گاه یک ساعت و نیم
این برنامه طولمیکشید و از این فرصت برای صحبت با من استفاده
میکرد. در آلمان هم که بودهمین کار را میکرد. در مشهد هم که هر
تابستان میرفتیم صبحها مسیر منزل تا حرمرا همیشه پیاده میرفت و
برمیگشت.
سید محمدرضا بهشتی