«کارلوس کاردوئن رئیس صنایع کاردوئن، به تدریج منافع سرشاری از فناوری بمب خوشه ای و تشویق مقامات ارشد شیلی برای ارسال آن به عراق به دست آورد. او تا آن زمان بمب های خوشه ای به ارزش نیم میلیارد دلار از طریق شیلی به عراق فروخته بود...و به وی اجازه داده شده بود که مقدار زیادی ماده زیرکونیوم را از ایالات متحده وارد کند . این ماده از مواد اصلی تشکیل دهنده بمبهای کوچکی بود که در داخل بمب خوشه ای قرار داده می شد. او به دلایل متعددی از صدام و پینوشه (رئیس جمهور دیکتاتور شیلی)سپاس گذار بود، چرا که صدام بهترین مشتری او بود که در رؤیاهایش می توانست داشته باشد و پینوشه با توسعه تسلیحاتی شیلی او را به نوعی ثروتمند ساخته بود.»
4) کمکهای اطلاعاتی:
کنت تیمرمن محقق و نویسنده امریکایی:
«پیوند ماهواره ای در صدر موافقت های بلند مدت عراق و آمریکا بود در مورد تحرکات نیروی هوایی ایران نیز اطلاعات با ارزشی در اختیار ارتش عراق قرار می گرفت، این اطلاعات را آواکسهای آمریکایی مستقر در ریاض، به کمک پرسنل آمریکایی از منطقه نبرد جمع آوری می کردند در همین راستا مجتمع پیشرفته و پر هزینه ای در بغداد ساخته شد تا اطلاعات مستقیماً از ماهواره دریافت شده و پردازش بهتری از اطلاعات بر روی عکس ها صورت پذیرد.»
سر لشکر وفیق السامرایی(مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق):
«این عکسها به گونه ای بود که ما به راحتی می توانستیم تصاویر سربازانی که در پادگان های ایران در حال آموزش هستند را مشاهده کنیم، حتی کسی که در رژه، دست و پایش را به اشتباه حرکت می داد در این عکس ها مشخص بود . هنگامی که کارخانه های سیمان را بررسی می کردیم ، تعداد کیسه هایی که در روی کامیون ها قرار داشت را به راحتی شمارش می کردیم، در عین حال ماهواره ها نتایج حملات هوایی و موشکی را نیز گزارش می دادند.»
زمامداران عربستان و دادن گزارشهای محرمانه ایران به عراق
مجله ژون آفریک مورخ 9 ژوئن 1982:
«زمامداران عربستان درست یک ماه مانده به شروع جنگ، هنگام استقبال از صدام به وی هدیه شاهانه ای دادند و آن گزارشی بود که از سوی دستگاه های سری امریکا تهیه شده بود و در آن اوضاع اقتصادی، اجتماعی و نظامی ایران تشریح شده بود. علاوه بر آن اطلاعات دقیقی درباره وضعیت ارتش ایران، تعداد نفرات آن، مواضع و تجهیزات قابل بهره برداری آن و اطلاعات مختلف دیگر که بسیار محرمانه بود به او منعکس کردند. خلاصه آنکه یک نقشه کامل تهاجم تهیه شده بود.»
بر اساس عملیات سیاه رادیو های کد گذاری شده ای دراختیار خلبانان عراقی قرار داده شد تا آنها امکان ارتباط با افسران مستقر در کشتی های امریکایی در خلیج فارس را داشته باشند. یک افسر بازنشسته در این رابطه گفت:
«هدف این بود که هواپیما های عراقی بر فراز خلیج فارس بتوانند با افسران ما تماس بگیرند. این روابط روزانه باعث شد تا هواپیماهای عراقی بتوانند نفت کش ها و کشتی های تجاری به مقصد ایران را شناسایی کنند و این امر کمک زیادی به عراقی ها در انتخاب اهدافشان می کرد.»
5)کمکهای نیروی انسانی:
«سودان در اواسط دی ماه 61 صدها تن از سربازان ارتش خود را به جبهه های جنگ علیه ایران اعزام نمود. همچنین بدستور جعفر نِمیری رئیس جمهور سودان در شهر خارطوم پایتخت این کشور و پاره ای از شهرهای دیگر دفاتری جهت ثبت نام برای اعزام نیرو به جبهه های جنگ علیه ایران دائر گردیده است. جعفر نمیری در مصاحبه با مجله الیوسف چاپ قاهره اذعان می دارد که اعزام نیرو به عراق طبق تصمیمات کنفرانس سران عرب صورت گرفته است.»
سر لشکر وفیق السامرایی(مسئول اسبق بخش ایران در استخبارات عراق):
«در جهت کمک به عراق، یمن تیپ پیاده العروبه را به عراق فرستاده بود. اردن نیز نیروی الیرموک را به عراق گسیل داشت و سودان داوطلبانی را اعزام داشت که در جبهه شرقی رودخانه میسان در خط مقدم جبهه فعالیت می کردند.»
6)کمکهای مالی:
دکتر «فواص بدر»، اقتصاد دان مستقل کویتی:
«کویت در جریان جنگ عراق علیه ایران قریب به 15 میلیون دلار پول نقد به عنوان وام بلاعوض در اختیار بغداد قرار داده است و این جدا از نفتی بود که کویت برای عراق صادر می کرد.»
«افسران نیروی هوایی کویت اذعان کردند که نیروی هوایی عراق از پایگاه هوایی علی السام کویت در طول جنگ به کرات استفاده می کرده است. این پایگاه چون در رأس خلیج قرار داشت راه عراق را برای هدف قرار دادن سکوهای نفتی خارک 200 کیلومتر کوتاه تر می کرد و این امر به خلبانان عراقی کمک شایانی می نمود.»
7)کمکهای شیمیایی:
تیمر من محقق و نویسنده امریکایی:
«شرکت آلمانی کارل کولمب سر انجام 6 خط تولید سلاح شیمیایی جداگانه به نام احمد، محمد،عیسی،عانی،مدای و قاضی در مجتمع سامره ایجاد کرد.اولین آنها در سال 1983 و آخرینشان در سال 1986 تکمیل شدند. از گاز خردل و اسید پروسیک تا گازهای عصبی سارین و تابون در این کارخانه تولید می شدند و در خمپاره ها، راکتها و گلوله های توپ جاسازی می شدند. بی تردید این بزرگترین کارخانه سلاح شیمیایی در جهان بود.»
رادیو بی بی سی به نقل از مجله اشپیگل:
«هیچ کشوری به اندازه آلمان چنین کمک تحقیقاتی و تولیدی به عراق در تهیه یک نوع سلاح کشنده و تعیین کننده نکرده است.»
کنت تیمرمن (محقق و نویسنده امریکایی):
«عراقیها یک شرکت سوئیسی به نام شرکت مهندسی آلسا الو سوئیس را اجیر کردند تا کار بر روی پروژه اورانیوم را آغاز کند... در طول پروژه کارکنان شرکت با هیچ کس تماس نداشتند و طرح آنها در کمال خفا انجام می گردید. بعدها معلوم شد که این شرکت واحد تولیدی خاصی درکارخانه القائم عراق ایجاد کرده تا به استخراج نمک های فلوئور و از جمله فلوئورآمونیم از اسید فسفریک مایع بپردازد. آن طور که کار پیش می رفت القائم به صورت پروژه ای کلیدی در تولید سلاح هسته ای عراق در می آمد و این علاوه بر هزینه اولیه پروژه یعنی تولید مقادیر عظیم مواد شیمیایی برای استفاده در سلاح مرگبار گاز سمی بود.»
شبکه تلویزیونیABC امریکا:
«صدام حسین از یک شرکت امریکایی به نام «آل کولاک»در باتیمور بیش از 500 تن ماده شیمیایی به نام«فیودی گلیکول» خریداری نمود که این ماده به گونه ای بود که در صورت مخلوط شدن با اسید کلریدریک به گاز خردل تبدیل می گردید.»
«بنابر گزارشی، شرکتهای خصوصی امریکا در دهه 80 با گرفتن مجوز از طرف وزارت بازرگانی امریکا نمونه هایی از مواد بیولوژیکی و میکروبی را به عراق صادر کرده اند که این مواد از نوع ضعیف شده نبوده و قادر به تولید مثل بوده اند. در میان آنها میکروب سیاه زخم، طاعون و همچنین یک باکتری سمی به نام «ستریدیوم باتولینی» به چشم می خورد.»
«در یکی از عکسهایی که در مجله تایم به چاپ رسید و شهرت بسیاری کسب کرد، هیأت سازمان ملل و روزنامه نگاران غربی با ماسک ضد گاز در حال بررسی یکی از بمب های شیمیایی کارنکرد?عراقی بودند . اگر فیوز الکتریکی آن عمل کرده بود این بمب هم مثل بقیه منفجر می شد. به هر حال مأموران سازمان ملل علائمی از روی بمب پیدا کردند و با رد یابی قضیه معلوم شد که جداره بمب ساخت کشور اسپانیا بوده است. فیوزها نیز ساخت یک شرکت اسپانیایی بودند. اگر فیوزها بی عیب و نقص بود و تمام بمب ها در جبهه نبرد منفجر می شد کشف دخالت دولت اسپانیا در برنامه تولید سلاح های شیمیایی عراق چندان آسان به نظر نمی رسید.»
8) کاهش قیمت نفت و قطع صدور نفت ایران:
گری سیک(مشاور امنیت ملی کاخ سفید):
«تا موقعی که نفت ایران صادر می شود، جنگ ادامه خواهد یافت. بنابراین باید جریان صدور نفت ایران را قطع کرد.»
ویلیام فایر،نظریه پرداز غربی:
«ما با ایران چه کنیم؟هرچه پول در رگهای عراق تزریق شد، نتیجه نداده است. اگر عراق از دست برود، فردا کویت و پس فردا هم سعودی نیز خواهد رفت. تنها یک روزنه ی امید هست. با سقوط قیمت نفت ایران بر شکست می شود و ماشین جنگی آن از کار می افتد. شاید این درمان کارگر شد و این آخرین شانس ماست.»
9) کمکهای مجامع بین المللی:
نامه وزارت خارجه امریکا به هیأت نمایندگی دفتر اروپایی سازمان ملل، 14 مارس 1984
«وزارت خارجه به نماینده امریکا در سازمان ملل دستور می دهد که حمایت سایر هیأت های نمایندگی غربی در سازمان ملل را جلب نمایندتا در مورد پیش نویس قطعنامه ایران که استفاده عراق از جنگ افزار شیمیایی را محکوم می کند"رأی ممتنه" دهند . در غیر این صورت، ایالات متحده جریان این قطعنامه را متوقف سازد.»
ریچارد مورفی:
«تا زمانیکه عراق از سلاح شیمیایی در دفاع از خاک خود و در مقیاس محدود استفاده می کند توسلش به این سلاح "قابل درک" می باشد.»
روزنامه لس آنجلس تایمز:
«تا آن زمانی که تنها ایرانیان قربانی حملات شیمیایی بودند چه در سازمان ملل و چه در پایتخت های کشور های بزرگ جهان عملاً عزم و اراده سیاسی کافی برای محکوم کردن اینگونه اقدامات وجود نداشت.»
و اما اعترافات دشمنان در مورد امام و ایران:
هراس غرب از رهبری امام خمینی(ره)
کنت دامارانش (رئیس سابق سازمان جاسوسی فرانسه):
«ایران یکی از قدرت های واقعی منطقه است که دارای ذخایر عظیم نفت در قلمرو وسیع و پرجمعیت خود می باشد؛هزاران سال است که این امپراطوری به عنوان قدرت مسلط کل منطقه شناخته شده است. اکنون در زمان آیت الله خمینی این قدرت چند برابر شده است.»
روحیه جسارت و شهامت نیروهای ایرانی
کنت دمارانش:
«ایرانی ها افراد سرسخت خاورمیانه اند که وقتی دارای احساسات مذهبی می شوند ، دوبرابر خطرناک می شوند. اکنون شناخت، مطالعه و نبرد با آنها در سطوح مختلف، بیشتر از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در حال حاظر ایرانیان شیعه به خوبی برای مبارزه، که همیشه بخش جدایی ناپذیر تاریخ، فرهنگ و مذهب آنها بوده است ، آماده شده اند.»
«در اردوگاه های اسرای ایرانی افرادی را دیدیم که قاطعانه برای فدا کردن جان خود در راه اعتقاداتشان آمادگی داشتند. آن منظره منادی جنگ جهانی چهارم بود که ما فقط درک نا مشخصی از آن در ذهن داریم. اعتقادات مذهبی این افراد برای سوق دادن آنها به سوی انجام کارهایی که به طرزغیر قابل باوری سخت بودند، نقش بسزایی داشته است.»
خبرگزاری فرانسه -3/1/1363: «تاکتیکهای نظامی ایران از نظر جسارت و شهامت ، در تاریخ مورد استفاده قرار خواهد گرفت.»

چکیده: با فروپاشی تعادل راهبردی سیاست های ایالات متحده، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، دیگر شریک قدرتمندی در منطقه برای امریکا وجود نداشت.
به این ترتیب، دولت کارتر ابتدا کوشید دولت انقلابی ایران را متقاعد کند که به همکاری امنیتی خود با ایالات متحده ادامه دهد که جریان گروگانگیری دیپلمات های این کشور، این فضا را بیش از گذشته مخدوش کرد. امریکا که علاوه بر این تحقیر بی سابقه می ترسید امواج انقلاب اسلامی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس را نیز بگیرد و منافع غرب را به خطر بیندازد به دشمنی علنی با جمهوری اسلامی ایران برخاست...
در اولین روزهای مهر ماه سال 59 ، در حالی که کشور از وجود عناصر نامطلوب داخلی رنج می برد ، با تهاجم سراسری رژیم تا بن دندان مسلح عراق از تسلیحات غرب و بویژه امریکا مواجه شد تا آغازگر دفاعی جانانه و مقدس به طول 8 سال در برابر رژیم بعث عراق باشد.
متن زیر شرح مختصری از اقدامات پشت پرده امریکا در تحریک عراق و تدارک این رژیم در حمله به ایران در شهریور سال 59 است.
با فروپاشی تعادل راهبردی سیاست های ایالات متحده ، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، دیگر شریک قدرتمندی در منطقه برای امریکا وجود نداشت.
به این ترتیب ، دولت کارتر ابتدا کوشید دولت انقلابی ایران را متقاعد کند که به همکاری امنیتی خود با ایالات متحده ادامه دهد که جریان گروگانگیری دیپلمات های این کشور ، این فضا را بیش از گذشته مخدوش کرد. امریکا که علاوه بر این تحقیر بی سابقه می ترسید امواج انقلاب اسلامی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس را نیز بگیرد و منافع غرب را به خطر بیندازد به دشمنی علنی با جمهوری اسلامی ایران برخاست.
ترس مشترک تمامی حکومت های حوزه خلیج فارس نیز از تاثیرات انقلاب اسلامی ایران موجب موضع خصمانه تر صدام نسبت به ایران شد. با پیروزی انقلاب اسلامی ، روابط تهران - بغداد نیز دستخوش وخامت فزاینده شد و دو طرف یکدیگر را به داشتن مقاصد نامطلوب متهم می کردند. ایران ، عراق را به قاچاق سلاح به ناراضیان عرب در خوزستان ، اجازه دادن به نیروهای مخالف امام خمینی (ره) برای تاسیس یک ایستگاه رادیویی در خاک عراق و تجاوزات نظامی ادواری به خاک ایران متهم می کرد.عراق نیز به نوبه خود ، ایران را به کمک رسانی به شورشیان کرد عراق و حزب الدعوه متهم می کرد بنابراین ایالات متحده که اوایل دهه 1980 (1359) توان حمله نظامی موفقیت آمیزی علیه ایران نداشت ، در نتیجه اولویت براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران را به دیگران داد. به این دلیل ، وظیفه حمله به ایران ، به عراق محول شد.به این ترتیب برژینسکی ، مشاور امنیت ملی کارتر برای زمینه سازی و اطلاع از وضع عراق برای شروع جنگ ، سفرهای محرمانه مکرری به بغداد کرد.مجله ژورنال استریت ، در تاریخ 19 بهمن 1359 ، یکی از این سفرهای محرمانه را فاش و روزنامه تایمز لندن نیز در تاریخ 27 خرداد 59 به ملاقات برژینسکی و صدام اشاره هایی کرد. در یکی از این گزارش ها آمده بود: برژینسکی پس از سفر محرمانه خود به بغداد در اواخر سال 1358 در یک مصاحبه تلویزیونی گفت ما تضاد قابل ملاحظه ای میان ایالات متحده و عراق نمی بینیم. ما معتقدیم عراق که تصمیم به استقلال دارد در آرزوی امنیت خلیج عربی است و تصور نمی کنیم که روابط امریکا و عراق سست شود و آن طور که گری سیک ، معاون برژینسکی عنوان کرده بود (برژینسکی معتقد بود ایران باید از همه طرف تنبیه شود).عراق نیز بر پایه اطلاعات دریافتی از سوی عناصر فراری از ایران ، کلیه امکانات را در اختیار وفاداران شاه که هدفی جز سرنگونی نظام اسلامی در ایران نداشتند ، قرار داد. شخصیت مهم و قدرتمند این دسته از مخالفان ، تیمسار اویسی بود که گفته می شد قادر است از حمایت 15هزار چریک کرد و از قبایلی که هنوز به شاه وفادار مانده بودند ، بهره مند شود. در چنین شرایطی بود که عراق با حضور عناصر ضدانقلابی ارتش که با خنثی شدن کودتای نوژه به عراق متواری شده بودند و اطلاعات دریافتی از امریکا و عربستان راجع به وضعیت سیاسی ، نظامی و اقتصادی ایران ، تصمیم به تهاجم گرفت.

صدام در روز 17 سپتامبر 1980 ، 26 شهریور 1359 ، به طور رسمی اعلام کرد که موافقت نامه 1975 الجزایر دیگر هیچ گونه اعتبار قانونی ندارد و بی مورد است و شطالعرب باید به زیر حاکمیت عرب بازگردد. وی حتی اضافه کرد: ما مصمم هستیم که با به کارگیری زور ، کلیه سرزمین های خویش را پس بگیریم.
حوادث مرزی میان ایران و عراق ، در آوریل 1979 ، یعنی حدود 2 ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران آغاز شد. این وقایع تا فوریه 1980 به صورت کم اهمیت و ثابت باقی ماند ولی از مارس 1980 بود که رویدادها افزایش یافت و از تاریخ 9 آوریل ، روزی که آتش توپخانه سنگین عراق علیه نیروهای ایران در منطقه قصرشیرین 15 مجروح بر جای نهاد، صورت جدی به خود گرفت.
براساس گزارش روزنامه نیویورک تایمز ، طرح جنگی عراق برای اشغال خوزستان در سپتامبر 1980 براساس یک طرح نظامی بریتانیا استوار بود که در سال 1950 (1329) تهیه و تنظیم شده و حاوی نقشه اشغال استان نفت خیز خوزستان ایران به وسیله عراق و با کمک و یاری انگلستان بود.
با گذشت زمان ، مواضع خصمانه عراق نسبت به جمهوری اسلامی صریح تر شد. صدام برای اولین بار در تاریخ 18 فروردین 1359 یعنی همزمان با قطع ارتباط ایران و امریکا ، اعلام کرد که ایران باید از 3 جزیره تنب بزرگ ، تنب کوچک و ابوموسی خارج شود و چندی بعد نیز در یک سخنرانی تاکید کرد که عراق آماده است اختلاف خود با ایران را با زور حل کند.
صدام همزمان با آمادگی در مرز و ایجاد درگیری های متوالی و نیز فراهم کردن شرایط سیاسی ، با طرح بهانه هایی سرانجام در تاریخ 20 شهریور 1359 در جمع وزرای خارجه کشورهای عربی ، ضمن درخواست کمک و یاری از آنان اعلام کرد که خاکمان را از ایران باز پس می گیریم.
صدام سرانجام در 26 شهریور 59 در مجلس ملی عراق سخنرانی کرد و در همین سخنرانی در برابر دوربین های تلویزیون ، موافقتنامه صلح 1975 الجزایر را که خود او امضا کرده بود پاره کرد و 5 روز بعد به امید شکست دولت انقلابی و براندازی نظام جمهوری اسلامی ، به ارتش عراق دستور حمله به خاک ایران را صادر کرد.

ارزیابى هاى به عمل آمده نشان مى دهد براى خنثى سازى 16 میلیون مین و مواد منفجره باقیمانده از جنگ، 300 میلیارد دلار هزینه لازم است ، این در حالى است که بودجه اى معادل سالانه یک میلیارد دلار براى پاکسازى مناطق آلوده در نظر گرفته شده است که این میزان بودجه زمان زیادى بیش از 20 سال را مى طلبد تا پاکسازى کامل مناطق آلوده را انجام پذیر کنند.
جنگ تحمیلى عراق علیه ایران باعث شد که پس از جنگ در بخش وسیعى از مناطق کشور ما انواع مین و مواد منفجره عمل نکرده باقى بماند.
طبق نظر کارشناسان پس از جنگ ، در بیش از 2/4 میلیون هکتار از مناطق مرزى بالغ بر 16 میلیون مین توسط نیروهاى عراقى کاشته شده است که حدود 4/2 میلیون هکتار از این مقدار اراضى همچنان آلوده به مین است. که براساس اطلاعات منتشره حدود یک سوم آلودگى میادین مین مربوط به استان خوزستان است.
به گفته این کارشناسان این مین ها بعضاً 23 سال قبل توسط نیروهاى عراقى کار گذاشته شده و با مرور زمان به دلیل عوامل جوى حساس شده و خطرناکتر از روز اول عمل مى کنند و پاکسازى آنها بسیار سخت تر است.
حدود 2 سال قبل یعنى 15 سال پس از پایان جنگ این مسؤولیت از سوى وزارت کشور به وزارت دفاع سپرده شد و این وزارتخانه هم اکنون، با بهره گیرى از تجهیزات مین زدایى نظیر مین کوب تفتان مشغول پاکسازى 4/2 میلیون هکتار زمین باقیمانده از مجموع 4/2 میلیون هکتار زمین آغشته به مین است. اما در کنار این وزارتخانه برخى سازمانهاى غیردولتى همچون کانون مشارکت براى پاکسازى مین، انجمن حمایت از مصدومین مین ایران و ... به طور موازى مشغول فعالیت هستند. اما باید اذعان داشت که تنها عهده دار بودن مسؤولیت مؤلفه کافى در این راستا نیست، بلکه آن چیزى که لازمه به اجرا درآوردن هر تئورى و مسؤولیتى است، اختصاص دادن بودجه و اعتبار است.
به گفته کارشناسان ، سرعت کاشت مین 25 برابر از سرعت خنثى سازى آن بیشتر است. ارزیابى هاى به عمل آمده نشان مى دهد براى خنثى سازى 16 میلیون مین و مواد منفجره باقیمانده از جنگ، 300 میلیارد دلار هزینه لازم است ، این در حالى است که بودجه اى معادل سالانه یک میلیارد دلار براى پاکسازى مناطق آلوده در نظر گرفته شده است که این میزان بودجه زمان زیادى بیش از 20 سال را مى طلبد تا پاکسازى کامل مناطق آلوده را انجام پذیر کنند.
کارشناسان معتقدند که تولید هر مین چهار دلار هزینه داشته وپاکسازى آن نزدیک به یک هزار دلار هزینه دارد. با توجه به گستردگى مناطق آلوده در سطح پنج استان غرب و جنوب غربى و پراکندگى جمعیت آن در این محدوده (دیواندره از مناطقى است که نیاز به توجه خاص دارد)، کشاورزان ساکن، عشایر کوچ نشین و کودکان بیشتر در معرض خطر هستند.
گذشته از هزینه هاى گزافى که پاکسازى میادین مین در بر دارد، خسارات جانى ناشى از نقص عضو نیز از دیگر ارمغانهاى این سلاح مرگبار است که براى ساکنین مرزها در بر دارد.به گفته علیرضا قدیانى مدیر عملیات اجرایى امداد و نجات، هزینه هاى ناشى از زخمى شدن قربانیان این سلاح نیز بسیار گران است. بطورى که اگر محاسبه کنیم که 800 تا یک هزار دلار هزینه یک پاى مصنوعى باشد و هر بار در فاصله هر شش ماه تعویض شود، مى توان گفت 20 الى 100 هزار دلار هزینه پاى هر کودک در طول عمر اوست و صرفنظر از تأثیرات روحى ، روانى و اجتماعى و اقتصادى این حوادث براى هر فرد، اگر نان آور و والدین دچار ضایعه شوند، یک خانواده با مشکل فراوانى روبرو خواهد بود.

چه باید کرد؟
شاید بتوان گفت پنج جزء یا رکن براى مین زدایى در سطح بین المللى مشخص و پذیرفته شده است که اشاره به آن خالى از فایده نیست.
1 - برداشت و انهدام مین و نشانه گذارى ، حصارکشى مناطق آلوده .
2 - آموزش خطرات مین (هشدار خطرات مین) به منظور آگاه کردن مردم نسبت به خطراتى است که با آن مواجهند. شناخت آنان از مین و آشنایى با راههاى دورى از خطر .
3 - ارائه خدمات درمانى و توانبخشى به آسیب دیدگان .
4 - منع به کارگرى مین با هدف جهانى عارى از خطر مین و ترغیب کشورها براى مشارکت در پذیرش کنوانسیون ها و معاهدات بین المللى مربوطه به منظور توقف تولید ، تجارت ، صادرات و واردات استفاده از مین ها.
5- کمک به کشورها براى انهدام مین هاى ذخیره شده شان به گونه اى که در توافقات بین المللى مطرح شده است.
مین زدایى بشردوستانه شامل تلاش براى حمایت از ساکنان مناطق خطرخیز و آموزش آگاهى از خطرات مین،کمک به قربانیان و آسیب دیدگان به منظور رسیدن به خودکفایى ، قانونمندى در بهره بردارى از مین و انهدام مهمات ذخیره هاى جمع آورى شده است.
اشاره به رکن چهارم یعنى «منع به کارگیرى مین» با هدف جهانى عارى از خطر مین شاید مهمترین و با اهمیت ترین رکن در این راستا در سطح بین المللى است که به لحاظ اهمیت خاص آن در سال 1997 میلادى تبدیل به یک معاهده بین المللى گردید. معاهده منع کامل مین هاى ضدنفر (کنوانسیون آتاوا) در کانادا تهیه و تصویب شد و تاکنون 148 کشور به این معاهده پیوسته اند. اما نام کشورهاى سازنده چنین سلاحهایى چون آمریکا، روسیه، چین و هندوستان هنوز در لیست هم پیمان ها هم چنان خالى است.
منبع:سبکبالان
به بهانه نوزدهمین سالروز اولین حمله شیمیایى در جهان
انجمن غیردولتى حمایت از قربانیان سلاحهاى شیمیایى به عنوان تنها نماینده ایران، براى اولین بار در روز 22آوریل2005 برابر با دوم اردیبهشت ماه 1384 در نوزدهمین سالروز اولین حمله شیمیایى در شهر «اپیر» کشور بلژیک شرکت کردند.
و باز براى اولین بار است که جانبازان شیمیایى ایران به عنوان شاهدان زنده و اسنادگویاى این بزرگترین جنایت جنگى تاریخ معاصر در این مراسم بین المللى شرکت کردند تا صداى مظلومیت هزاران مصدوم و جانباز شیمیایى رابه گوش جهانیان برسانند.
تاریخ نام کشور آلمان را به عنوان نخستین کشورى که در 22آوریل1915م.م اردوگاه متفقین در شهر «اپیر» بلژیک را مورد حمله شیمیایى خود قرار داد، به ثبت رساند.ثبت فاجعه اى که 50 هزار نفر قربانى و100 هزار نفر مصدوم را به همراه داشت. حمله آلمان به بلژیک و رهاسازى 5 هزار سیلندر (راکت و بمب) حاوى یکهزار و 700 تن گازهاى کلر مایع در حالى که آسمان شهر «اپیر» را ابر سمى پوشانده بود، نه تنها انسانها، بلکه سایر جانداران را به کام مرگ کشاند.
استفاده از سلاحهاى شیمیایى در جنگها ریشه در تاریخ کهن دارد. برخلاف تصورات برخى که استفاده از این سلاح را مختص عصر نوین مى دانند باید اظهار کرد که کاربرد این تجهیزات به دوران پیش از رنسانس نیز باز مى گردد. به کارگیرى گوگرد، زغال نیم سوز، مواد مذاب و... در ادوات جنگى اى چون گرز و شمشیر و نیزه خود شاهدى بر این ادعا است. حتى در تاریخ نقل شده است که از مردار انسانى و حیوانى به عنوان یک نوع سلاح شیمیایى در جنگها استفاده مى شده است. با گذر از تاریخ کهن و بازگشت به عصر نوین، مى توان گفت فرانسه و متعاقباً انگلیس از جمله کشورهایى بودند که پس از آلمان استفاده از این سلاح را در جنگ، به خود ضرورى و بدون مانع تلقى کردند.اوج استفاده از گازهاى خطرناک و کشنده اى چون خردل و سیا نور توسط این کشورها در پایان سال1915 م بود. اما از نظر وسعت به کارگیرى این مواد کشنده مى توان به حمله آلمان به شهر «اپیر» در سال1917 م اشاره کرد که براى نخستین بار به ثبت تاریخ رسید. کشته شدن 120 هزار نفر و یک میلیون مصدوم شیمیایى حاصل جنگ جهانى اول و به کارگیرى سلاحهاى شیمیایى توسط کشورهاى مذکور بود. پس از جنگ جهانى دوم در سال1925 م 40 کشور از سراسر جهان براى منع کاربرد سلاحهاى شیمیایى در ژنو معاهده اى به امضا رساندند که اساس این پروتکل تا 1993 به طول انجامید. با وجود تعهد کشورها براى منع کاربرد این سلاح خطرناک، همچنان روند استفاده از آن در جنگ میان کشورها ادامه داشت.استفاده از این سلاح توسط آمریکا علیه کره و ویتنام و مصر علیه یمن و... از آن جمله بود. در حال حاضر کشور آمریکا به دلیل عوام فریبى و نگهدارى سهل و آسان، مبادرت به تهیه سلاح شیمیایى و مخرب، مضاعف و دوگانه کرده است که در مرحله اول در ظاهر سلاح شیمیایى به نظر نمى رسد و در مرحله دوم یعنى هنگام پرتاب در فضا و زمان خروج از کلاهک انفعالات شیمیایى صورت مى گیرد. این کشف آمریکا در سال 1986 صورت گرفت و پس از آن این کشور اقدام به ساخت و نگهدارى این سلاح در خارج از کشور خویش کرد.
گفتنى است اتحاد جماهیر شوروى را مى توان بزرگترین و قدرتمندترین کشورى دانست که به سلاحهاى شیمیایى دسترسى داشته است اما با تجزیه این کشور این قدرت نیز تجزیه شد. برخوردارى از بیش از 5 برابر حجم کره زمین به سلاحهاى مرگبار شیمیایى از نشانه هاى قدرت این کشور در این عرصه بود. درجنگ 8 ساله و تحمیلى عراق علیه ایران که از سال 59 آغاز شد، رژیم بعثى از همان ابتداى جنگ مبادرت به استفاده از سلاحهاى شیمیایى کردکه ابتدا به طور آزمایشى و عملیاتى و سپس به صورت خارق العاده از آن بهره مى برد. نیروهاى ایرانى براى اولین بار بعد از آغاز جنگ در تاریخ 14 مهرماه سال1359 یعنى دوهفته پس از آغاز جنگ با به اسارت گرفتن تعدادى از نیروهاى عراقى که تجهیزاتى از جمله ماسک هاى مخصوص داشتند، متوجه استفاده عراق از این سلاح علیه نیروهاى خودى شدند.
پس از آن نیروهاى بعثى در 24 مهرماه59 براى اولین بار در جبهه با شلیک گلوله هاى شیمیایى به سمت لشکر92خوزستان نیروهاى ایرانى را مورد تهاجم قرار دادند و بعد از آن در 27 و 28 همان ماه نیروهاى ارتش و سپاه گزارشاتى را مبنى بر به کارگیرى گلوله هاى شیمیایى توسط عراق علیه ایران مخابره کردند که براى نخستین بار تعدادى مصدوم را به جاى گذاشت.پس از این حادثه، وزیر امورخارجه وقت اقدام به ارسال نامه اعتراض آمیزى به دبیرکل سازمان ملل، علیه این اقدام غیرانسانى کرد که در پى آن از سوى سازمان مذکور بیانیه اى مبنى بر عدم کاربرد سلاح شیمیایى صادر شد.در حماسه هویزه در 15دى ماه 59 تعدادى از دانشجویان خط امام در اثر مصدومیت شیمیایى به شهادت رسیدند و در 19همان ماه با گلوله هاى شیمیایى که نیروهاى عراقى به سمت شهرهاى اهواز، دزفول و میمک پرتاب کرد10شهید و 40مصدوم قربانى این اقدام شدند. در نوروز سال1360یک نفر بر اثر گلوله باران شیمیایى به شهادت رسید و پس از آن در 11اردیبهشت ماه1360 براى نخستین بار یکصدنفر در اثر بمبارانهاى شیمیایى مصدوم شدند.ادامه این روند در مناطق مختلف مرزى و شهرهاى جنوبى ادامه داشت تا اینکه در سوم اسفندماه62 رژیم بعثى براى اولین بار از طریق هلى کوپتر و همزمان با استفاده از 250قبضه توپخانه اقدام به بمباران مناطق مرزى از جمله هورالعظیم و تمام جزایر و خطوط پشتیبانى تا شهر اهواز و خرمشهر کرد که حاصل آن صدها شهید و 2هزار مصدوم بود.
در تاریخ 15 اسفندماه سال63 زمانى بود که نیروهاى عراقى سه روز پى در پى و براى اولین بار از انواع ترکیبات شیمیایى (هیدروسیانید و فسفات و...) که اثرات پوستى، روانى و سوزش نیز به همراه دارد را به کار برد. این ترکیبات به حدى خطرناک بود که بسیارى از نیروهاى ایرانى در دم به شهادت رسیدند و به عبارتى در این عملیات که با نام خیبر آغاز شده بود بیش از660 شهید و 5 هزار و 500 نفر مصدوم قربانى این عملیات شدند. در عملیات خیبر نیروهاى بعثى یکهزار بمب و ?هزار توپ و راکد حامل موادشیمیایى که بعضاً عامل اعصاب تاوون T.E و خردل HD بود را به سمت نیروهاى جمهورى اسلامى روانه کردند که هر بمب با وزنى حداقل 250 کیلوگرم حاوى 40 لیتر محلول شیمیایى بود که حاصل آن به جاى ماندن صدها شهید و هزاران مصدوم بود.این حملات در کنار سایر عملیات جنگى طى 8 سال دفاع مقدس ادامه داشت تا اینکه در 25 اسفندماه سال66 رژیم بعثى به نشانه انتقام از مردم حلبچه که به نیروهاى ایرانى پیوسته بودند، برخلاف کنوانسیون مصوب1949 م اقدام به بمباران شهروندان خود کرد که حاصل آن 5 هزار کشته و بیش از یکهزار مصدوم بود.به دنبال افزایش کاربرد سلاحهاى شیمیایى از جانب رژیم عراق در جنگ تحمیلى و تقاضاهاى مکرر جمهورى اسلامى از دبیر کل سازمان ملل براى بازدید از آثار کاربرد سلاحهاى شیمیایى واعزام مجروحان به شهرهاى اروپایى و صحت گفته هاى ایران، میزان رسوایى دولت عراق به حدى رسید که سازمان ملل نتوانست منفعل بماند و دبیر کل هیأتى را براى بررسى موضوع به ایران فرستاد.
در ژوئن1984 م دبیر کل سازمان ملل متحد طى یادداشتى خطاب به رئیس جمهورى ایران و رئیس رژیم عراق گفت: واقعیت رقت آمیز آن است که استفاده از سلاحهاى شیمیایى برخلاف مفاد پروتکل1925 ژنو صورت گرفته و توسط هیأت اعزامى در مارس1984 م به ایران مورد تأیید قرار گرفته این مسأله در سطح بین المللى به طور وسیع محکوم شده و ضرورت دارد که توسل به چنین سلاحهایى دوباره صورت نگیرد که پس از آن سازمان ملل اقدام به صدور دوقطعنامه 612و 620 مبنى بر عدم کاربرد سلاحهاى شیمیایى کرد.
با مرور زمان و اوج گیرى حملات از سوى دوکشور درگیر جنگ، سازمان ملل اقدام به صدور قطعنامه598 که به جنگ ایران و عراق خاتمه مى داده کرد. با وجود اعلام آتش بس میان نیروهاى دوکشور و موافقت طرفین، مع الوصف، بعد از قطعنامه، در تاریخ4 شهریورماه سال67 نیروهاى عراقى آخرین گلوله هاى شیمیایى خود را به سوى نیروى ایرانى شلیک کردند.128 هزار قربانى بمبهاى شیمیایى به طور کلى در طول 8 سال جنگ تحمیلى، کشور عراق 539 بار نیروهاى ایرانى را مورد حمله شیمیایى خود قرار داد که طى آمار رسمى بیش از 66 هزار نفر مصدوم و 26 هزار و 700 نفر شهید شدند.
اما سردار محمد باقر نیکخواه معاون اجرایى صنایع هوایى نیروهاى مسلح جمهورى اسلامى ایران که بخش عمده اى از این اطلاعات را در اختیار ما قرار داده است رقم مصدومین را تا یکصد هزار نفر قابل افزایش ذکر کرده است. بنا بر همین آمار، طى حملات گسترده نیروهاى بعثى و به کارگیرى این سلاح مخرب در خاک خود، 5 هزار و 500 نفر از مردم عراق شهید و 10 هزار نفر مصدوم شدند.
گفتنى است طى بررسیهاى آمارى، در حملات شیمیایى بیشتر از گازهاى تاول زا، خردل، هیدروژن و سیانور و مخرب اعصاب استفاده شده است و 15 درصد از عوامل سیا نور، 10درصد گازهاى خفه کننده و فستژن وعوامل سرگردان کننده و مابقى سایر گازهاى کلر مایع و... به کار رفته است. همچنین به یک مورد عوامل میکروبى نیز در بررسى ها اشاره شده است. لازم به ذکر است بیشترین مناطق مورد اصابت گلوله هاى شیمیایى و مورد تهاجم دشمنان، مناطق خیبر، فاو، طلایه، مریوان، بانه، قصرشیرین، گیلانغرب، سردشت، آبادان و الوندرود و ماهشهر بوده است.
منبع:روزنامه ایران با اندکی تغییر

یکی از فرماندهان عراقی که از خرمشهر جان سالم به در برده بود در خاطراتش مینویسد: «در روز 26/5، تمام تیپهایی که سالم مانده بودند. عقبنشینی کردند. روز بسیار بدی بود، چون فرماندهی نظامی دستور اعدام تعداد زیادی از افسران را صادر کرد، اما به من و سرهنگ احمد زیدان نشان شجاعت اعطا کردند. سرهنگ احمد به دلیل زخمی شدن با عصا راه میرفت...
هنگام توزیع نشان شجاعت، صدام گفت: من از مقاومت شما در خرمشهر راضی نیستم. این نشانها برای سرپوش گذاشتن به تلفات ما در مقابل افکار عمومی است. کاش کشته میشدید و عقبنشینی نمیکردید.
او خشمگین به ما نگاه میکرد. بعد به طرفمان تف انداخت و گفت: چهره ما و چهره تاریخ را سیاه کردید. چرا از سلاحهای شیمیایی استفاده نکردید؟ من آرام نمیشوم تا روزی که سرهای شما را زیر چرخ تانکها ببینم.
صدام حرفهای زیادی زد که همه آنها را نمیتوانم بازگو کنم. در این هنگام، به سنگدلی صدام پی بردم. شاید در آن زمان خواست خدا همراه ما بود که توانستیم از چنگ صدام نجات پیدا کنیم. چرا که او به حدی ناراحت و عصبی بود که لیوان آبی را که در دستش بود، بر زمین کوبید و ذرات خرده شده لیوان را به سمت ما پاشید. سپس یکی از لیوانهای مقابل خود را روی میز کوبید که خردههای آن در سالن پخش شد. بعد فریاد زد: ای وای، خرمشهر از دست رفت! دیگر چطور میتوانیم آن را پس بگیریم؟ در این موقع سرتیپ ستاد ساجتالدیمی برخاست و گفت: ببخشید قربان...
صدام خشمگین به او نگاه کرد و گفت: خفه شو احمق ترسو! همهتان ترسویید و باید اعدام شوید!
من خود را برای مرگ آماده کردم و در دل گفتم: ای کامل، ای پسر جابر، امشب خواهی مرد و جسدت هم گم و گور خواهد شد.
صدام فریاد زد: «چرا به آنها شیمیایی نزدید؟» یکی از افسران گفت: «قربان، در این صورت، سلاح شیمیایی بر سربازان خودمان هم اثر میکرد، چون ما نزدیک دشمن بودیم.» صدام فریاد زد: «به درک! آیا خرمشهر مهمتر بود یا جان سربازان، ای مردک پست؟» او یکسره دشنام میداد؛ آنقدر که به این نتیجه رسیدم این مرد بویی از آدمیت نبرده است. وقتی سرتیپ ستاد نبیل الربیعی شروع به صحبت کرد، فکر کردم صدام او را میبخشد؛ اما تا صبحتهای او تمام شد، صدام کفش خود را در آورد و به طرف او پرتاب کرد. کفش او میان افسران رفت. محافظان بعدا کفش را به صدام برگرداندند.
او در پایان سخنانش گفت: «من در مقابل خود مرد نمیبینم، به خدا قسم که همهتان از زن کمترید. زنهای عراقی از شما برترند.» باز به صورت ما تف انداخت و رفت. محافظانش شروع کردند ما را با چوب زدن؛ این در حالی بود که افسران عالیرتبه گریه میکردند و میگفتند: «زنده باد صدام!»