خونین شهر

خونین شهر

خونین شهر

خونین شهر

دفاع همیشه مقدس


سرباز اسلام

اسم این هفته را گذشته‌ایم هفته «دفاع مقدس». یعنی 8 سال دشمن حمله کرد و ما دفاع کردیم، کاری که هشت‌هزار سال است انجام داده‌ایم. ما هیچ‌وقت ملت متجاوزی نبوده و نیستیم. ولی اگر کسی خیال بدی داشته باشد، او را سر جایش می‌نشانیم و از خودمان دفاع می‌کنیم. دفاع، همیشه برای ما مقدس است و جان دادن در راه وطن، افتخار هرایرانی. در این مقاله، به دفاع جانانه‌مان در 8 سال جنگ با عراق پرداخته‌ایم.

 

ایران، ضعیف است

588 روز از پیروزی انقلاب می‌گذرد. در این مدت، اتفاقات زیادی در زمینه نظامی افتاده است. ترکیب ارتش عوض شده، تعدادی از فرماندهان از کشور فرار کرده‌اند، چند تایی هم به جرم ایستادن رودرروی مردم و گشتن آن‌ها اعدام شده‌اند و قبض موتشان را تحویل نگهبان جهنم داده‌اند. عده‌ای که بعدها معلوم می‌شود کرم خیانت داشته‌اند، فریاد می‌زنند: «ارتش را  منحلّ کنید.» اما امام خمینی دستور می‌‌دهند نظامیان به پادگان‌ها بر گردند با این دستور، فریاد فوق‌الذکر هم خفه می‌شود.

قراردادهای خرید اسحله‌های جورواجور که رژیم قبلی با پول نفت ملت بسته بود. لغو می‌شود و مدت  خدمت سربازی، از 24ماه به 12ماه کاهش می‌یابد تا معلوم شود جمهوری‌اسلامی نمی‌خواهد مثل رژیم شاهنشاهی، لولوی سرخرمن خاورمیانه باشد و همسایه‌ها را بترساند.

با یک حساب سرانگشتی، کل نیروی دفاعی ایران در روز آغاز جنگ، به 254500نفر هم نمی‌رسد اگر قرار باشد تمام این نیروها روی خط مرزی1591 کیلومتری ایران و عراق بایستند و دفاع کنند. به هر کیلومتر،160نفر هم نمی‌رسد

مدتی بعد با شورش‌هایی که در گنبد، خوزستان و کردستان اتفاق می‌افتد، مدت خدمت سربازی به 18 ماه افزایش می‌یابد وضعیت انقلابی کشور و تحریم‌های اقتصادی و تسلیحاتی باعث می‌شود تا روند بازسازی ارتش جمهوری‌اسلامی ایران به کندی جلو برود.

نیرو های عراقی

در پانصد و هشتاد و هشتمین روز بعد از پیروزی انقلاب (31 شهریور 59) ارتش ایران 224500 نفر نیرو دارد (120هزار نفر نیروی‌زمینی، 20هزار نفر نیروی دریایی، 60هزار نفر نیروی هوایی و 24500 نفر ژاندارمری) تجهیزات عمده آن هم 1985 تانک،447 هواپیما و 84 هلی کوپتر است.

به غیراز ارتش، نیروی نظامی انقلابی جدیدی وجود دارد: سپاه پاسداران انقلاب‌‌اسلامی که با هدف مبارزه با عناصر ضد انقلاب و حفظ دستاوردهای انقلاب شکل گرفته و مجموع نیروهایش به 30هزار نفر هم نمی‌رسد تازه، کار آن‌ها بیشتر از آن که سازمانی باشد، به‌صورت مردمی و هیأتی است.

صدام در سال آخر جنگ، 50میلیارد دلار خرج ارتش عراق می‌کند: 6230 تانک و نفربر، 610 هواپیما، 325هلی کوپتر و یک میلیون سرباز به علاوه مقدار زیادی گاز شیمیایی، اما دفاع ایرانی‌ها، عراق را وادار به قبول آتش‌بس می‌کند.

با یک حساب سرانگشتی، کل نیروی دفاعی ایران در روز آغاز جنگ، به 254500نفر هم نمی‌رسد اگر قرار باشد تمام این نیروها روی خط مرزی1591 کیلومتری ایران و عراق بایستند و دفاع کنند. به هر کیلومتر،160نفر هم نمی‌رسد بنابراین، عراق از خدا چه می‌خواهد؟ ایرانی به ظاهر ضعیف، که بشود به آن حمله کرد.

صدام

 

فتح ایران در یک هفته

صدام یک سال قبل از آغاز جنگ، رئیس‌جمهور عراق شده و چنان سر بقیه را زیر گل کرده که کسی جرأت ندارد بودن اجازه او، نطق بکشد. یک میلیارد و دوییست میلیارد دلار پول بی‌زبان را خرج تسلیحات نظامی می‌کند. 2850 تانک، 133هلی کوپتر و 339 هواپیما می‌خرد و سه تا سپاه درست می‌کند.

عملیات کربلای 5، فشرده‌ترین عملیات جنگی قرن بیستم لقب می‌گیرد. در منطقه شلمچه 200 گردان پیاده ایران، پدر 332 گردان عراق را در می‌آورند.
بمباران

«ارتش ایران که زهوارش در رفته. سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با ترکاندن و ترور، مردم را عاصی کرده‌اند. بین رئیس‌جمهور بنی‌صدر و طرفدارهای امام، درگیری سیاسی وجود دارد خلاصه جمهوری اسلامی ایران به هم ریخته و با یک تلنگر از هم می‌باشد» صدام با یک هم‌چنین تفکری، 31 شهریور، اولین گلوله را به سمت ایران شلیک می‌کند. 19شهر ایران، هدف حمله قرار می‌گیرند و سه سپاه عراق از جنوب، مرکز و شمال، از مرز رد می‌شوند. ایده جنگ، جنگ سریع و برق‌آسا است؛ یک هفته، فوقش 10روز طول می‌کشد.

محاصره

ما این‌ایم

جنگی که قرار بود یک هفته‌ای تمام شود، حدود 8 سال طول می‌کشد. همان اول کاری، عراق‌ها دستشان می‌آید با ایرانی طرف‌اند نه با ببوگلایی ترسو! دو تا لشگر عراق، 34 روز می‌زنند و هزار بدبختی می‌کشند تا خرمشهر را از دست جهان آرا و یک مشت جوان بسیجی بیرون بیاورند. تازه بعدش پشت دروازه آبادان به زمین گرم می‌خورند.

علمیات والفجر8،آن‌چنان سریع ولی با تفکر انجام شد که همین الان  در دانشگاه‌های جهان تدریس می‌شود.

طبق روال همیشگی، تهاجم بیرونی، باعث اتحاد ایرانی‌ها می‌شود. ارتش، سریع سازمان‌دهی می‌شود. سپاه دارای تشکیلات جداگانه شده و سه نیروی هوایی، دریایی و زمینی تشکیل می‌دهد و حتی برای مدتی دارای وزارتخانه می‌شود. نیروهای مردمی در پایگاه‌های بسیج مساجد، تقسیم می‌شوند. دارودسته بنی‌صدر که با شعار «زمین می‌دهیم، زمان می‌گیریم» زمین و زمان را تلف کرده بودند، به خارج فرار می‌کنند و همه عناصر گوش به فرمان امام، شروع به بازپس‌گیری زمین از دست رفته می‌کنند.

در عملیات ثامن‌الائمه، آبادان از محاصره بیرون می‌آید. عملیات بیت‌المقدس، سیلی محکمی به دهان بعثی‌ها می‌زند، چون بیش از 30درصد ارتش عراق نابود می‌شود و 5038 کیلو‌مترمربع از خوزستان آزاد می‌گردد. در این عملیات، نیروهای ایرانی، خرمشهر را دور می‌زنند و از غرب، یعنی مرز عراق وارد شهر می‌شوند. عملیات فتح المبین که شاهکاری با پشتوانه تاریخ هزاران ساله ایرانی است، به پیروزی می‌رسد.

فتح فاو توسط ایرانی‌ها، صدام را دیوانه می‌کند. ایرانی‌ها در فصل بارندگی روی اروندرود پل معلق می‌زنند، فاو را تصرف می‌کنند و به مرز کویت می‌رسند.

چند مقنی که اکثرشان اهل یزد هستند و سابقه حفر قنات را دارند، چند صدمتر زمین را می‌کنند و پشت سرعراقی‌ها بیرون می‌آیند. این طوری، عراقی‌ها به محاصره می‌افتند.

عملیات کربلای 5، فشرده‌ترین عملیات جنگی قرن بیستم لقب می‌گیرد. در منطقه شلمچه 200 گردان پیاده ایران، پدر 332 گردان عراق را در می‌آورند.

نبرد هوایی

فتح فاو توسط ایرانی‌ها، صدام را دیوانه می‌کند. ایرانی‌ها در فصل بارندگی روی اروندرود پل معلق می‌زنند، فاو را تصرف می‌کنند و به مرز کویت می‌رسند. علمیات والفجر8،آن‌چنان سریع ولی با تفکر انجام شد که همین الان در دانشگاه‌های جهان تدریس می‌شود، به غیراز کارهای عجیب و غریب نیروهای زمنیی ارتش و سپاه، نیروی هوایی هم هیچ جای امنی برای عراق نمی‌گذارد .نیروی دریایی هم خلیج فارس را برای آن‌ها ناامن می‌کند.

صدام در سال آخر جنگ، 50میلیارد دلار خرج ارتش عراق می‌کند: 6230 تانک و نفربر، 610 هواپیما، 325هلی کوپتر و یک میلیون سرباز به علاوه مقدار زیادی گاز شیمیایی، اما دفاع ایرانی‌ها، عراق را وادار به قبول آتش‌بس می‌کند. صدام که از سرسختی ایرانی‌ها قات زده، به کویت حمله می‌کند و در 6 ساعت، آن جا را می‌گیرد!

سرباز اسلام

دفاع، ادامه دارد

حالا، 20 سال از پایان جنگ می‌گذرد. ما مثل همیشه روی پای خودمان ایستاده‌ایم. برای دفاع از خودمان و افزایش قدرت بازدارندگی- یعنی کسی به فکرش هم خطور نکند که به ما حمله کنند- تجهیزات دفاعی ساخته‌ایم که جهان را تحت تأثیر خودشان قرار داده‌‌اند.

احساس ناظم بکایی – مهدی پورصفا

سندی محکم بر جنایات آمریکا در جنگ 8 ساله


صدام و رامسفلد
این مقاله که شاید بتوان گفت تنها نشریه نسبتا حقیقت گوی آمریکایی آن را منتشر کرده در ایامی که بازرسان سازمان ملل و در واقع،بخشی از نیروهای آمریکایی در حال بررسی(!)سلاح های کشتار جمعی عراق یا محو کردن آن مدارک(!) بوده اند، تهیه و منتشر شده است و خود سند متقن دیگری بر مظلومیت فرزندان فداکار کشور عزیز ما در تجاوز و جنگ نابرابر و ناجوانمردانه است.باشد که انتشار ترجمه فارسی آن نسخه دیگری را بر کتاب قطور جنایات آمریکا در جنگ هشت ساله بیفزاید.

در طول هشت سال جنگ ایران و عراق در دهه 1980، ایالات متحده و انگلستان، به‌طور مخفیانه رژیم عراق را با امکانات و وسایلی تجهیز کردند که برای ساخت سلاح‌های کشتار جمعی مورد نیاز بود. درست اندکی پس از آن که رئیس‌جمهور، رونالد ریگان، نماینده خود در خاورمیانه، دونالد رامسفلد را در سال‌های 1983 و 1984 به بغداد فرستاد تا روابط عراق و آمریکا را بازگشایی کند، محموله‌های میکروپی، سمی و تجهیزاتی که برای تولید سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیک مورد نیاز بودند به عراق سرازیر شدند؛ اگر چه در همان زمان، عراق به طور گسترده‌ای از سلاح‌های شیمیایی استفاده می‌کرد.

دونالد رامسفلد

رامسفلد اولین بار در نوزدهم و بیستم دسامبر 1983 و اول ژانویه 1984 به بغداد رفت. روزنامه واشنگتن پست گزارش داد که سیاست ایالات متحده در حمایت از عراق تغییر کرده است. آمریکا، ملت‌های دوست منطقه خلیج‌فارس را آگاه کرد که شکست عراق در جنگ سه ساله‌اش با ایران می‌تواند در مقابل منافع آمریکا باشد و حرکت‌های زیادی را برای جلوگیری از این نتیجه انجام داده است. رامسفلد در مارس 1984 به بغداد بازگشت و با وزیرخارجه، طارق عزیز دیدار کرد.

ملاقات رامسفلد در بیست و چهارم مارس، UPI از سازمان ملل متحد چنین گزارش داد: گازخردل که با یک عامل عصبی پیوند خورده بود، علیه سربازان ایرانی در طول چهل و سه ماه از جنگ خلیج‌میان ایران و عراق به کار رفته است. در ضمن در پاییخت عراق، بغداد، نماینده ریاست جمهوری آمریکا، دونالد رامسفلد، گفت‌وگوهایی را با وزیرخارجه، طارق عزیز درباره جنگ خلیج داشته است؛ قبل از ترک کردن به سوی هدفی نامشخص!

روز گذشته، خبر گزاری ایرانیان گزارش داد که عراق در منطقه جنوبی جبهه‌های جنگ سلاح‌های شیمیایی را به کار برده و ششصد سرباز ایرانی را مصدوم کرده است. یکی از گزارشات سازمان ملل می‌گوید: «سلاح‌های شیمیایی در قالب بمب‌های هوایی در مناطق استفاده شده‌اند که توسط بازرسان متخصص مورد شناسایی قرار گرفت.» انواع عامل‌های شیمیایی به کار رفته عبارتند از: کاروانیل؛ سولفید، گازخردل، اتیلن، دی متیل فوسفورآمید سیانور و یک عامل عصبی که به نام تابون شناخته می‌شود.

رامسفلد زمانی در عراق بود که گزارش سال 1984سازمان ملل منتشر شده بود، ولی او هیچ کلامی درباره استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی بر زبان نیاورد. در مقابل، روزنامه نیویورک تایمز، در 29 مارس 1984 از بغداد گزارش کرد: «دیپلمات‌های آمریکایی‌ اذعان دارند که از روابط میان آمریکا و عراق خشنودند و بازیابی سطح عادی روابط دیپلماتیک را پیشنهاد کردند.»

به کار بردن سلاح های شیمیایی توسط عراق در دفاع مقدس

زمانی که رامسفلد به عنوان نماینده ریگان در خاورمیانه خدمت می‌کرد، عراق، حجم بسیار بالایی از سلاح‌ها و دستگاه‌های نظامی  را از شرکت‌های آمریکایی خریداری کرد خریداری بی‌رویه پس از آن آغاز شد که عراق در سال 1982 از لیست کذایی حامیان تروریسم خارج شد.

 

رامسفلد و عراق

رامسفلد که از 1977 تا 1985 در راس شرکت داروسازی GD. Searle & Co بود در مصاحبه با شبکه خبری بی. بی.سی اذعان کرده است که او به این که عراق در زمان ملاقات او در لیست کشورهای تروریست قرار دارد، باور داشته و او به طور قطعی می‌دانسته که عراق از سلاح‌های شیمیایی استفاده می‌کند. مصاحبه چهارم مارس رامسفلد با دیوید دابل (DD) خبرنگار بی.بی. سی، آشکار می‌کند که چگونه را مسفلد استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی علیه ایران را می‌دانسته‌ است؛

دی‌دی: «چگونه عراق برای آمریکایی که به آن اجازه می‌دهد تا در راستای منافع آمریکا از خود دفاع کند، یک تهدید است؟»

رامسفلد: «به نظر من مسئله جهان قبل از هر چیز، اشباع و گسترش سلاح‌های کشتار جمعی، تکثیر این تکنولوژی‌ها، سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیک و افزایش سلاح‌های اتمی است ما می‌توانیم  در طول ده سال، توان سلاح‌های اتمی را دو برابر کنیم! شرایط عراق به گونه‌ای است که ما اینک در انتهای رشته قرار داریم. دوازده سال مداوم دیپلماسی را به کار بسته‌ایم. ما تحریم‌های اقتصادی را آزموده‌ایم، ولی اثر نکرده است. تلاش‌های بین‌المللی برای جلوگیری از او که بتواند آنها را در اختیار گرفته و گسترش دهد با شکست مواجه شده‌اند آنها به محدود کردن آن و در احاطه قرار داشتن منجر نشده و حتی اقدامات نظامی محدود در شمال و جنوب نتیجه نداشته‌اند.

مسئله خطرناک، رابطه میان سلاح کشورهای تروریست، که عراق جزء آنهاست و موافقت‌های...»

دی دی: «آمریکا بیست سال پیش عراق را از لیست کشورهای تروریستی برداشت!»

رامسفلد: «من از ان اطلاعی ندارم، من می‌پذیرم که...»

دی‌دی: «وقتی شما به عراق رفتید و با صدام حسین مذاکره کردید و آمریکا می‌خواست تا از عراق در جهت مقاصد خودش استفاده کند، آمریکا عراق را از آن لیست کشورهای تروریست حذف کرد تا در حقیقت به آن کمک  کند تا سلاح‌های شیمیایی را که اینک در صدد حذف آنها هستند، بسازید!»

سلاح های شیمیایی

رامسفلد: «من بعضی مطالب مشابه این را خوانده‌ام، اما نمی‌دانم که شما این اطلاعات را از کجا آورده‌اید و معتقدم که آنها صحیح نیستند چند ماه از من تقاضا شد تا برای دویست و چهل و یک مارینزی که در بیروت، لبنان کشته شدند کاری بکنم. لذا من با صدام حسین دیدار کردم، ولی من هیچ سلاح شیمیایی یا بیولوژیکی که برخی روزنامه‌های اروپایی دوست دارند منشتر کنند را برای او نبردم و به او ندادم و نفروختم.

حقیقت امر این است. اینک، خواه ناخواه و از جهتی، اگر دولت ایالات متحده تصمیم گرفته تا وقتی من در حاکمیت نبوده‌ام آن را از لیست حذف کند، ممکن است حرف شما درست باشد در حقیقت من...»

دی‌دی: «یعنی شما می‌گویید نمی‌دانید؟ شما وقتی به آنجا رفتید نمی‌دانستید که عراق در لیست کشورهای تروریستی قرار دارد؟ و شما تلاش می‌کردید تا بازگشایی کنید...؟»

رامسفلد: «من باور داشتم که بود!»

دی‌دی: «رابطه میان عراق و آمریکا را؟»

رامسفلد: «درسته! و من وقتی که به آنجا رفتم، معتقد بودم که عراق در لیست کشورهای تروریستی قرار دارد.»

دی‌دی: «ما کمی از بحث منحرف شدیم؛ اما اجازه بدهید وارد آن بشویم. چون یکی دیگر از دلایل فقدان اعتماد یا خلاً اعتمادی است که خود شما باید آن را پر کنید. چرا که شما آنجا بوده‌اید و با آن شخص دیدار کرده‌اید.»

رامسفلد: «من به دستور رئیس‌جمهور(رایگان) و دستگاه امنیتی آنجا بودم تا او را ملاقات کنم و یکی از نادر کشورهای خاورمیانه که بعد از جنگ گذشته خاورمیانه با آمریکا روابط مجددشان را از سر نگرفته بودند را ببینم.»

دی‌دی: «البته شما نمی‌خواهید بگویید که از استفاده او از سلاح‌های شیمیایی اطلاعی نداشتید چون وزیرخارجه همان زمان اعلام کرده بود که آنها آن سلاح‌ها را به کار برده‌اند.»

رامسفلد: «من مطمئناً آن را می‌دانستم. من نگفتم که آن را نمی‌‌دانستم. من گفتم که نمی‌دانم ایالات متحده یا من، بنابر اظهار نظر شما، آن سلاح‌ها را به او داده بودم و اینکه من مسئولیت آن را بر دوش بکشم. این قطعا یک یاوه است.

دی‌دی: «من اظهار نکردم که شما مسئولیت‌اش را بپذیرید. من گفتم این مسئله یکی از دلایلی است که شما فقدان...»

رامسفلد: «شما گفتید تو بشخصه!»

دی‌دی: «نه، شما رفتید و با او صحبت کردید.»

رامسفلد: «درست است.»

جنگ ایران و عراق

دی‌دی: «اما آنچه من مطرح می‌کنم این است که در جهان خارج از ایالات متحده، مردم بارها و بارها می‌گویند که خوب، آنها دارند تلاش می‌کنند تا سلاح‌هایی را که ایالات متحده تحویلشان داده است را محو کنند یعنی مسئله  این است که شما این هیولا را ایجاد...»

رامسفلد: «شما کیست؟»

دی‌دی: «شما، ایالات متحده است نه شخص شما!»

رامسفلد: «خیلی خوب. اول از همه اشتباه می‌کنید اگر شما به رکورد کشورهای اروپایی و سایر کشورهای پیشرفته تکنولوژیک جهان و رابطه آنها با عراق بنگرید، من فکر می‌کنم می‌یابید که حد ارتباط ایالات متحده در تجارت با عراق و همیاری تسلیحاتی پایین است. من فکر می‌کنم این درست است. من اطلاعاتی در اختیار ندارم، اما فکر می‌کنم شما موضوع را خواهید یافت. از این گذشته من تصور می‌کنم که اگر در زمینه برخی نقاط به حقیقت دست پیدا کنیم، برای آن کشورهایی که رژیم صدام حسین را با حجم عظیمی از آن تکنولوژی‌ها تامین کردند، شرم‌آور خواهد بود.

رامسفلد در 1984 از سمت نماینده در مسائل عراق استعفا کرد. در نوامبر همان سال، روابط دیپلماتیک ایالات متحده و عراق به طور کامل بازیابی شده بود. دو سال بعد، در مقاله‌ای پیرامون اشتیاق رامسفلد برای ورود به عرصه نامزدی ریاست جمهوری سال 1988 جمهوری خواهان، تربیون شیکاگو، کمک به بازگشایی روابط میان آمریکا و عراق به رامسفلد نسبت داده شد؛ هر چند یادآوری این نکته که رامسفلد زمانی این کار را انجام داد که طبق اعلام وزارت خارجه، عراق به‌طور فعالانه‌ای سلاح‌های شیمیایی را به کار می‌برد، فراموش شد.

ریگان عراق را در 1982 از لیست کشورهای تروریست خارج کرد که به گسترش اعتبار صادرات و افزایش واردات نفت منجر شد در 1986 ذخایر سیاه زخم و مواد سمی (بولیتینیوم) آمریکا با تایید دپارتمان تجاری ایالات متحده به دانشگاه بغداد منتقل شد محققان آمریکایی ثابت کردند که محموله‌های متعددی از مواد بیولوژیک شامل بیست ویک نوع از سیاه زخم، ثبت شده که در طول سال‌های 1985 تا 1988 به عراق منتقل شده‌اند. میکروب‌های آزمایشگاهی برای پرورش سیاه زخم، به‌طور آزاد از مراکز نظامی آمریکا برای تحقیقات شیمیایی و بیولوژیک در مرکز فورت دتریک، مرکز جمع‌آوری گونه‌‌های آزمایشگاهی آمریکا (ATCC) به مخزن نمونه‌های بیولوژیک در مناصص وارد شده‌اند.

ATCC در دهه 1980 دو محموله سیاه زخم را به عراق فرستاد دو نژاد سیاه زخم و شش نژاد از کلاستربدیوم بولیتینیوم در می 1986به دانشگاه بغداد رژیم عراق فرستاده شدند که بعدا بازرسان سازمان ملل آنجا را در رابطه با برنامه سلاح‌های بیولوژیک عراق تشخیص دادند محموله 1988 ارسالی از ATCC نیز چهار نژاد از سیاه زخم را شامل می‌شد.

منبع:سایت روزنامه

قتلگاه فکه


فکه
«امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم. آب را جـــیره بندی کرده ایم. نان را جیره بنــــــدی کرده ایم. عطــش همه را هلاک کرده است، هـــمه را جز شهدا، که حالا کنارهم در انتــــــهای کانال خوابیده اند. دیگر شــــهدا تشنه نیستند. فدای لب تشنه ات پسر فاطمه(س)»

منطقه مرزی با چهار عملیات: والفـــــجر مقدماتی( بهمن 61 )، والفـــــجر یک( فروردین 62 )، ظــــــفر چهار(تیر 63 )، و عاشورای سه( مرداد 63 ) که اکثرا به شکســـــــــت انجامــــید. این روایت ساده و مخـتصری از منــــــــطقه فکه، که یا رفتی یا قرار است بروی و ببینی.

بسیجی ها هشـت تا چهارده کیلومتر، باپای پیــاده از میان رمل و مـــاسه های روان فـــــکه گذشـــتند، وزن تقـریــبی تجهیزاتی که در دست داشتند دوازده کیــــلو بود، تازه بعضی ها هم مجبـــور بودند قطعات چهل کیلــــــویی پل را حمل کنند. این پل ها قرار بود روی کانال ها تعبیه شود تا عبور رزمنــــــدگان هــــمراه با مشکل نباشد. حالا می رســــــــیم به موانع... اصلا والفجر مقدماتی را به همین خاطر می گفتند عملیات موانع. هدف بسیـــجی ها خط دشــــــمن بود که در این راه، یک دفعه روبرو می شدند با مجموعه هایی از سیــم خاردار، کانال هــا و میدان مین ها که  گاهـــی عمـــق آنها به چهار کیلومتر می رسید. از موانع معروف فکه کانال هایی هــســــــتند به عرض سه تا نه متر و عمــق دو تا سه متر که همگی پر بودند از سیم های خاردار، مین والمر و شبکه های مواد آتش زا. دشـمن با هوشـــیاری مین ها را در زیر رمل و ماسه ها کار گذاشته بود و چون بیشـتر عملیات ها در شب انجام مـی گرفت، تا چند نفر روی مین پرپر نمی شدند، بقیه از وجود میدان با خبر نمی شدند.

فکه

چرا فکه را« قتلگاه » می گویند؟؟! یک سرزمـین پهنـــــاور از رمل و ماســـه، با چند تا تپه ماهـــور. نیروها بیــــن دو تپه پناه گرفته بودنـــتـد که دشمن محاصره شــــان کرد. شیار پر از مــین والـمر بود و آتش دشمـــن هم تمامـی نداشـــت. بچــه ها سه روز مقاومت کردند، بدون آب در بدترین وضعیت تشنگی. و سر انجام قتل عام شدند.

ناگفته های فکه زیاد است و یکی از آنها، نحوه شــهادت اسرا و مجروحین است. گروه تفـــــحص در فکه به سیم های تلفنی رسیدند که از خاک بـــــیرون زده بود. رد سیــم ها به یک دســــــته از شهدا می رسد که که دســت و پایشان با همین سیم ها بســـته شده بود، و ما چه می دانــیم در حال احــــتزار زنده به گور شدن چه معنی دارد... این دسته از شهدا زنده به گور شده بودند.

فکه

اجساد مطهری هم کشـــف شد که معلوم بود قبل از شهادت آنها را آتـــــش زده اند... قبل از شـهادت آنها را آتش زده اند...

از گردان حنظله می دانی؟؟؟ اگر آری چقدر ؟ سیـــــصد نفر در داخل یکی از کانال ها محـــاصره شدند وبا تشـــــــنگی مفرط، با آتش مستقیم دشــمن به شهادت رســــــیدند. در آن موقعیت عراقی ها با بلندگو از بچه ها می خواستند که تسلیم شوند، ولی در جواب با آخرین رمق صدای «الله اکبر» می شنیدند.

در یادداشت های باقی مانده از یکی از شهیدان گردان حنظله می خوانیم:

«امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم. آب را جـــیره بندی کرده ایم. نان را جیره بنــــــدی کرده ایم. عطــش همه را هلاک کرده است، هـــمه را جز شهدا، که حالا کنارهم در انتــــــهای کانال خوابیده اند. دیگر شــــهدا تشنه نیستند. فدای لب تشنه ات پسر فاطمه(س)»

فکه

از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتر است، هــــمین فکه است که در عصر قحطی شـــــهادت، دلبر آسمانی ما را از زمین سست فکه(دنیا) به آسمان رفیع و مستحکم شهادت پرواز داد. او سیـــد مرتضا آوینـی بود، کســــــی که به فکه خدمت کرد و خدای فکه هم گوشه چشمی به سید مرتضی گرداند.

جای پای چمران

لاله های بهار پاوه

 در اواخر مرداد 1358 و در جریان پاکسازی منطقه کردستان از ضد انقلاب و به دنبال محاصره شهر پاوه شهید دکتر چمران به همراه نیروهای پاسدار معروف به"دستمال سرخها» به فرماندهی«شهید علی اصغر وصالی» توانستند پس از چند روز درگیری در حالیکه روزه دار بودند منطقه را از لوث وجود ضد انقلاب پاک کنند که در این درگیری ها خون مطهر عده ای از جمله 25 پاسدار مجروح بیمارستان پاوه که بی رحمانه بدست ضد انقلاب به شهادت رسیدند، تقدیم آرمانهای انقلاب گردید.

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در تاریخ 22 بهمن 1357 برخی از شهرهای کشور دچار بحران شده و تعدادی از افراد شورشی و ضد انقلاب در برخی از شهرهای مرزی دست به تحرکات نظامی و ترور مردم بی دفاع و شخصیت های فرهنگی و سیاسی زدند. در کردستان، ترکمن صحرا، آذربایجان و خوزستان گروههایی به نام خلق کرد، ترکمن وعرب بوجود آمده بودند و روند جداسازی را دنبال می کردند. در این موقعیت کردستان به دلیل وجود احزاب ضد انقلاب بیشتری وضعیت خطرناک تر و بحرانی تری را پیشرو داشت به طوری که حتی در سنندج دولت خودخوانده ای به رهبری «شیخ عزالدین حسینی» و «قاسملو» تشکیل داده بودند.

در تاریخ 23 مرداد نیروهای حزب دموکرات کردستان به پاوه حمله کردند و این شهر را به محاصره در آوردند و با آتش خمپاره راههای منتهی به شهر را مسدود و حلقه محاصره را تنگ تر کردند.

علیرغم مقاومت نیروهای « دستمال سرخ»، نیروهای ضد انقلاب کرد پیشروی کرده و چند نقطه شهر را به تصرف خود در آوردند که در صورت ادامه پیشروی و تسلط ضد انقلاب به شهر پاوه، راه نفوذ آنان به کردستان نیز باز می شد به همین دلیل با درخواست شهید وصالی از مرکز جهت اعزام نیروی کمکی، در تاریخ 25 مرداد شهید دکتر مصطفی چمران -که در آن زمان معاون نخست وزیر دولت موقت بود- همره با شهید تیمسار فلاحی فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، ابو شریف فرمانده عملیات سپاه با بالگرد وارد پاوه شدند و پس از چند ساعت شهید فلاحی و ابوشریف به کرمانشاه بازگشتند و از آنجا که جنگ به صورت مردمی بود نیروهای دکتر چمران در ترکیب مردم جای گرفتند و نبرد را ادامه دادند.

دکتر چمران

در روز جمعه 26 مرداد 58 مصادف با آخرین جمعه ماه مبارک رمضان؛ «روز قدس»، درگیری و محاصره با قطع آب و برق و کمبود مهمات و اسلحه شدت گرفت.

به دلیل عدم آمادگی نیروهای انقلابی طی چند روز تمام شهر به جزء ساختمان ژاندارمری به اشغال نیروهای ضد انقلاب در آمد و آنان با اشغال شهر به تنها بیمارستان پاوه وارد شدند و مدافعان مجروحی که در آن بستری بودند را به فجیع ترین وضع به شهادت رساندند و بیمارستان را به آتش کشیدند. بدین ترتیب شهر تا آستانه سقوط کامل پیش رفت و اندک نیروهای باقی مانده در ژاندارمری در خطر اسارت بودند.

در این میان یک فروند بالگرد که از کرمانشاه مأموریت داشت تا با عبور از فراز منطقه اشغال شده به مدافعان محاصره شده مهمات برساند به هنگام بازگشت در حالیکه چند مجروح را نیز حمل می کرد بر اثر اصابت به کوه منهدم شد و همه سرنشینان آن به شهادت رسیدند. این حادثه روحیه قوای خودی را تضعیف کرد و موجب تقویت روحیه ضد انقلاب شد.

با وجود اینکه هزاران نفر از مردم جهت دریافت سلاح و اعزام به پاوه به نخست ‏وزیری مراجعه می کردند و حتی از گوشه و کنار دنیا، سیل تلگراف و تلفن سرازیر شده بود و اهمال و بی توجهی دولت را نسبت به تحرکات ضد انقلاب در کردستان زیر سوال برده بودند، اما دولت موقت درمقابله با جریان ضد انقلاب کردستان معتقد به برخورد مسلحانه نبود به همین دلیل از اعزام نیرو به این منطقه ممانعت می کرد و اعتقاد داشت که این مسئله با خروج نیروهای انقلابی کمیته و سپاه از کردستان با مذاکره حل می شود، غافل از اینکه با این راه حل در واقع کردستان کاملا در اختیار آنان قرار می گرفت و رادیو حزب دموکرات در یک عملیات روانی به نقل از قاسملو دبیر کل این حزب اعلام کرد که دکتر مصطفی چمران -در گروگان آنهاست.

شهید کاظمی

 در تاریخ 27 مرداد 58 با صدور فرمان تاریخی حضرت امام (ره) مبنی بر لزوم شکست حصر پاوه مقاومت نیروهای انقلابی مضاعف شد و مردم کرمانشاه نیز پس از این پیام با ابزار آلات بعضا غیرجنگی به سوی پاوه حرکت کردند، هجوم مردم و نیروهایی که به سمت پاوه می آمدند باعث عقب نشینی ضد انقلاب و شکست حصر پاوه شد. متن این فرمان که از رادیو پخش شد در واقع مهلت 24 ساعته ای بود که امام به دولت و ارتش جهت شکست حصر پاوه و پاکسازی منطقه از لوث ضد انقلابیون داد. امام خمینی(ره) در بخشی از پیام خود فرمود:

"...به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می کنم اگر با توپها ، تانکها، قوای مجهز تا 24 ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود من همه را مسئول می دانم"

بدین ترتیب در 28 مرداد 58 نیروهای مسلح ارتش وارد پاوه شدند و نقاط حساس نیز به دست نیروهای سپاه پاسداران افتاد و مهاجمین با تخلیه مناطق حساس شهر به ارتفاعات اطراف گریختند و عملیات پاکسازی با تعقیب آنان ادامه پیدا کرد. از مجموع 180 پاسدار اعزامی از تهران و اصفهان بیش از 150 تن از آنان زخمی و یا به شهادت رسیدند.

در این راه شهیدان والا مقامی چون دکترمصطفی چمران، اصغر وصالی، ابراهیم همت، محمد بروجردی، کاظمی، حسین خرازی، آبشناسان، علی صیاد شیرازی و دلیر مردان نام آشنای دیگری با تلاش خالصانه خویش سعی وافر در پاکسازی این خطه تابناک ایران اسلامی نمودند.

منبع:ساجد

آشنایی با یادمان‌های دفاع مقدس(1)


شلمچه

1- یادمان شلمچه

منطقه مرزی شلمچه در منتهی‌الیه غرب خرمشهر واقع شده است و نزدیک‌ترین نقطه مرزی به بصره می‌باشد. شلمچه یکی از محورهای هجوم  دشمن در 21/6/59 به خرمشهر بود. در عملیات بیت‌المقدس اگر چه خرمشهر آزاد شد ولی با توجه به اهمیت نظام شلمچه، دشمن به سختی از آن دفاع کرد و آن را در اشغال خود نگه داشت و پس از آن، موانع، استحکامات و رده‌های دفاعی متعددی در این منطقه ایجاد کرد.

رزمندگان اسلام با اجرای عملیات کربلای 5 در دی‌ ماه 1365، این مواضع را در هم شکستند و شلمچه را آزاد  کردند که به پاس رشادت و شهادت رزمندگان اسلام بنای یادبودی در این منطقه ایجاد شده است. هر چند در پایان جنگ بار دیگر این منطقه را دشمن تصرف کرد اما این شهدا و ایثارگران بودند که سرزمین شلمچه را باز ستادند، تا جای قدم‌های علی‌بن موسی‌الرضا علیه‌السلام  در هنگام ورود به ایران همچنان زیارتگاه باشد.

 

طلائیه

2- یادمان طلائیه

حدود 45 کیلومتری جاده اهواز- خرمشهر سه راهی طلائیه قرار گرفته است یک جاده فرعی به سمت غرب و تا نزدیکی مزر ایران و عراق شما را به پاشگاه طلاییه می‌رساند که این نقطه تا شعاع چند کیلومتری منطقه طلاییه نامیده می شود. طلاییه یکی از محورهای مهم عملیاتی خیبر و بدر بوده است که بعد از دفاع مقدس مقری برای جستجوی پیکر مطهر شهدا در این منطقه دایر شد، در یکی از این حسینیه ابوالفضل(ع) بنا شده که به عنوان یادمان شهدای این منطقه اکنون میزبان زایران کربلای طلاییه می‌باشد.

 

دهلاویه

3- یادمان دهلاویه

روستایی در غرب سوسنگرد که در جریان هجوم دشمن، پس از 10روز دفاع سرسختانه در تاریخ 24/7/59 اشغال شد. در طی عملیات‌های رزمندگان، ستاد جنگ‌های نامنظم به فرماندهی شهید مصطفی چمران تلاش‌هایی برای آزادی مناطق اشغال شده انجام دادند و سرانجام در تاریخ 27/6/60 در عملیاتی به نام آیت‌الله مدنی (اولین شهید محراب در تبریز) دهلاویه آزاد شد. در نزدیکی این روستا یادمانی واقع شده که محل شهادت دکتر چمران (وزیر دفاع و نماینده مجلس) به همراه تنی چند از همرزمانش می‌باشد. هر چند زیارت قبور خواهران معصومی که به صورت جمعی مدفون این سرزمین شدند نیز خالی از لطف نیست.

 

هویزه

4- یادمان هویزه

شهر هویزه در 10 کیلومتری جنوب غربی سوسنگرد، مرکز یکی از بخش‌های دشت آزادگان است. دشمن در آغاز جنگ با اشغال شمال و شرق هویزه، عملا آن را محاصره کرد. در عملیات هویزه در 15/10/59 رزمندگان از این منطقه نفوذ کردند و به محل استقرار دشمن در جنوب کرخه هجوم بردند و 800 نیروی عراقی را اسیر کردند که این تعداد تا آن روز جنگ، بی‌سابقه بود. اما با شروع پاتک‌های دشمن، نیروهای خط مقدم عملیات که گروهی از پاسداران هویزه، حمیدیه و اهواز و گروهی از داشجویان پیرو خط امام بودند در محاصره قرار گرفتند و تعدادی از آنان از جمله سید حسین علم‌الهدی فرمانده سپاه هویزه به شهادت رسیدند. در طی عملیات بیت‌المقدس در اردیبهشت 1361 منطقه هویزه با رمز یا علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام آزاد شد و پیکر عزیز این شهدا در مکانی که امروز به عنوان یادمان شهدای هویزه میزبان زایرین می‌باشد کشف شد.

5- یادمان فتح‌المبین

در اولین روزها‌ی جنگ، دشمن تا پشت رودخانه کرخه جلو آمد و در حاشیه کرخه که مشرف به شهر شوش و جاده‌ اندیمشک اهواز بود مستقر شد. حضور رزمندگان اسلام در این جبهه، با شکل‌گیری خط دفاعی و اجرای عملیاتی تحت عنوان امام مهدی علیه‌السلام در سال 1360، مقدمه اجرای عملیات فتح‌المبین شد. در جریان این عملیات تعدادی از نیروهای اسلام که قصد رخنه به سنگرهای دشمن در شیارهای المهدی، شیخی و شلیکا را داشتند با سنگرهای کمین دشمن درگیر شدند که منجر به شهادت تعدادی از رزمندگان شد. مزار شهدای گمنام عملیات فتح‌المبین و سنگرها و شیارهای به جای مانده آن زمان بیانگر حماسه‌ای است که شیرمردان الهی در آن جا خلق کردند.

 

فکه

6- فکه

این منطقه در شمال غرب استان خوزستان قرار گرفته است. فکه از شمال به منطقه چنانه، از غرب به خط مرزی و از جنوب به تنگه چزابه و بستان محدود می‌شود.

منطقه فکه رملی و سرزمین شن‌های روان است. دشمن بعد از اشغال منطقه در آن، 16 رده موانع در مقابل رزمندگان اسلام ایجاد کرده بود. در عملیات و الفجر مقدماتی رزمندگان پس از نبردی سخت در محاصره دشمن افتادند و عده‌ای از نیروها نیز مجبور به عقب‌نشینی شدند. این منطقه مزین به خون شهدای عملیات‌های والفجر مقدماتی، والفجر یک و سرداران شهید همچون حسن باقری، مجید بقایی و سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی و همچنین شهدای بزرگوار تفحص می‌باشد.

 

چزابه

7-  تنگه چزابه

تنگه مهم چزابه در شمال غربی شهرستان و در مسیر جاده‌ای که از مرز به طرف بستان کشیده شده بین تپه‌های رملی و هورالهویزه قرار دارد. دو جاده نظامی در دو سوی آن قرار دارد، جاده‌ای در خاک ایران که چزابه را به فکه متصل می‌کند و جاده دیگری که به شهر العماره عراق  متصل می‌شود، دهانه این تنگه 5/1 کیلومتر می‌باشد و لذا از جنبه نظامی بسیار مهم و استراتژیک است. تنگه چزابه یکی از 5 معبر اصلی هجوم ارتش عراق در ابتدای جنگ به خوزستان بود که در عملیات طریق القدس با رمز مقدس یا حسین بن علی علیه‌السلام  در آذر ماه 1361 آزاد شد.