یکی از بخشهای شبه جزیره آبادان است که در 48 کیلومتری جنوب شرق آبادان و در انتهای جاده آبادان اروندکنار واقع شده است. این منطقه شاهد یکی از موفقترین و بزرگترین نبردهای دوران دفاع مقدس میباشد. در عملیات والفجر 8 غواصان خطشکن شبانه از اروندرود گذشته، خط دشمن را شکسته و موفق به آزاد سازی منطقه فاو شدند این عملیات ضربه مهلکی بر ارتش بعث عراق وارد کرد.
وقتی در جاده اهواز خرمشهر از ایستگاه حسینیه به سمت غرب (جاده شهید کاظمی) برویم پس از طی مسافتی به مزار تعدادی از شهدای گمنام عملیات رمضان میرسیم، منطقه زید و ایستگاه حسینیه از محورهای مهم هجوم دشمن به خوزستان بود که عراق از این طریق به جاده اهواز- خرمشهر دست یافت. این منطقه یکی از محورهای مهم عملیاتهای بزرگی مانند بیتالمقدس و کربلای 4 و 5 بوده است.

این پادگان در فاصله 7 کیلومتری شمال شهر اندیمشک و 160 کیلومتری شهر اهواز قرار دارد. این پادگان در دوران دفاع مقدس در منطقه جنوب به عنوان مهمترین پایگاه آماده سازی رزمندگان اسلام به شما میرفت. دو کوهه، عقبه عملیات فتحالمبین بود ودر طول دوران دفاع مقدس میزبان نیروها از لشگرهای متفاوت و بالاخص لشگر حضرت رسول(ص) از تهران بود. این مکان محل استقرار سرداران شهید چون احمد متوسلیان، ابراهیم همت، رضا چراغی، عباس کریمی، دستواره، محسن وزوایی، سعید مهتدی و سعید سلیمانی و بسیاری از رزمندگان اسلام بوده است.
ستاد عملیات جنوب یا پایگاه منتظران شهادت در اهواز، در دوران دفاع مقدس به عنوان مرکز فرماندهی جنگ، محورهای عملیاتی خوزستان را اداره میکرد. این ستاد در سال 1359 فعال شد تشکیل اتاق جنگ و فعال شدن اطلاعات و عملیات، اعزام نیرو تشکیل واحدهای جنگ و حضور مسئولین نظام از مشخصات اصلی پادگان منتظران شهادت (گلف) بوده است. گلف تا پایان جنگ به عنوان پایگاه فرماندهی و هدایت جنگ مورد استفاده قرار میگرفت.

مسجد جامع خرمشهر که سمبل مقاومت خرمشهر شناخته میشود در طول 24 روز مقاومت، مرکز فرماندهی و ستاد نیروهای مردمی بود، و همه هماهنگیها از جمله تبادل اخبار، تجهیز، تسلیح و آموزش رزمندگان، مداوای اورژانسی مجروحین و نگهداری موقت شهدا، همگی در مسجد جامع صورت میپذیرفت. در عین حال سایر مساجد و حسینیههای شهر نیز پایگاههای فرعی بودند که از مسجد جامع هدایت میشدند. مسجد جامع به زعم آنکه از آغاز جنگ در زیر آتش موثر دشمن قرار داشت و از 24/1/59 چندین بار در آستانه سقوط قرار گرفت اما تا آخرین روز، مقاوم باقی ماند و حتی پس از سقوط پل خرمشهر که تنها راه ارتباطی به خرمشهر بود مامن و پناه نیروهایی بود که هنوز در شهر باقی مانده بودند اما آنگاه که آخرین مدافعان به آب زدند و از کارون گذشتند مسجد جامع نیز خاموش شد تا در سوم خرداد 1361 شاهد اشک شوق و شادی توأم با سجده شکر رزمندگان اسلام شود آنجا که امام فرمود خرمشهر را خدا آزاد کرد.

این شهر مهم استراتژیک مرزی 6500 کیلومتر مربع مساحت دارد. خرمشهر از شمال به اهواز، از شرق به بندر ماهشهر، از جنوب به آبادان و از غرب به مرز ایران و عراق محدود است و در زمان وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 حدود 220 هزار نفر جمعیت داشت.
خرمشهر در طول تاریخ خود 4 بار اشغال شد که 2بار آن با اتکاء به بیگانگان و یا در برابر واگذاری بخشی از سرزمین ایران به وطن بازگشت اما در آخرین بار، بدون پشتیبانی بیگانگان و بدون واگذاری حتی یک وجب از خاک کشورمان به مام میهن بازگشت. خرمشهر از بعد از ظهر 21/6/59 زیر آتش سنگین ارتش عراق قرار گرفت. یگانهای دشمن در این منطقه تهاجم خود را از 3 محور آغاز کردند:
از جنوب ایستگاه حسینیه برای بستن جاده اهواز- خرمشهر و از سمت شمال و غرب خرمشهر برای دستیابی به دروازه شهر موسوم به پلیس راه دشمن با اجرای آتش سنگین و هجوم قوای رزهی به سمت خرمشهر و محاصره آن طرحریزی کرده بود که هماهنگ با برنامه اشغال سه روزه استان خوزستان، خرمشهر را نیز به اشغال درآورد ولی با مقاومت حماسی مدافعان خرمشهر نه تنها دشمن در اشغال خوزستان ناکام ماند بلکه با تحمل خسارات و تلفات بسیار، بعد از 24 روز جنگ و گریز تنها توانست بخش غربی خرمشهر را تصرف کند. برای آزادسازی منطقه وسیع جنوب غربی اهواز، عملیات بیتالمقدس از 10/12/61 آغاز شد که نهایتاً در مرحله چهارم عملیات و در تاریخ 2/2/61 خرمشهر آزاد گردید.
در روزهای پایانی جنگ و پس از پذیرش قطعنامه 598 از طرف ایران، ارتش عراق که هیچگاه دست از خوی تجاوزکارانه خود برنداشته بود با تعدادی از لشگرهای خود در 21/6/67 طی تهاجمی دیگر خود را به جاده اهواز- خرمشهر رساند و 30 کیلومتر از این جاده را اشغال کرد. در حالی که خرمشهر در خطر محاصره و اشغال مجدد قرار گرفته بود با پیام هشدار دهنده امام خمینی (ره) و یا حضور سپاه و انبوه نیروهای بسیجی و مردمی در این منطقه، طی 3 روز درگیری و مقاومت، دشمن عقب رانده شد و حتی فرماندهان برای حمله مجدد و آزادسازی بصره نیز اعلام آمادگی کردند که حضرت امام فرمودند ما بر پیمانی که بستهایم استواریم.
قابل ذکر است کرخه و شوش و دهلران و دزفول و آبادان در جنوب و مهران و قصرشیرین و نفت شهر و مریوان و سقز و بانه و...، دهها مکان زیبای دیدنی در غرب و شمال غرب خود داستان مفصلی است از ناگفتهها.

سوال هفتم:
علت ادامه جنگ پس از بازپسگیری و فتح خرمشهر چه بود؟
پاسخ: برای پاسخ دقیق به این سوال بهتر است به اظهارات سرلشگر پاسدار دکتر رحیم صفوی مشاور مقام معظم رهبری در نیروهای مسلح اشاره کنیم که دلایل زیر را برای این علت ذکر کردهاند.
1- گرفتن زمان و امتیاز از دشمن. پس از خاتمه عملیات بیتالمقدس، جمهوریاسلامی ایران در برتری آشکار قابل ملاحظهای از قدرت رزمی نسبت به عراق قرار داشت، آهنگ شتابدار دوره تناوب عملیاتها و موفقیتها تصاعدی عملیاتهای تهاجمی رزمندگان نشانگر روند مثبت و رو به رشد پیروزیها نمایانگر دورنمای روشن و درخشانی بود که در آن پیشبینی میشد ادامه دفاع مقدس به کسب پیروزیهای بزرگتر و احقاق حقوق ملت ایران خواهد رسید.
از طرف دیگر عراق که در حالت انفعال قرار گرفته بود برای خروج از بنبست ایجاد شده به کسب زمان نیاز داشت تا قوای تحلیل رفته خود را مجدداً بازیابی کند و متعاقباً از دست دادن زمان برای نیروهای ما به مفهوم ایجاد تزلزل روحی درارادهها و سست کردن باورهای مردم به ادامه مقاومت و تنبیه متجاوز در جنگ بود لذا ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر به مفهوم ایجاد فرصت مناسب برای دشمن و از دست دادن فرصت خود برای ما بود.
2- نبود هیچ تضمین بینالمللی برای احقاق حقوق ایران در واقع هیچساز و کار تضمینکننده و اطمینان بخشی از سوی نهادهای بینالمللی مثل شورای امنیت سازمان ملل برای برقراری یک صلح شرافتمندانه و عادلانه وجود نداشت و هیچ اقدامی حتی صدور قطعنامهای هم از طرف این شور انجام نشده بود. در چنین فضایی که دشمن همه ابزارهای تقویت را در شرایط توقف جنگ در اختیار داشت و بازیابی قدرت وی مشروط به توقف و رکود در جبههها بود و شرط تقویت ما حرکت و پیشروی بود هنوز هیچ الزام قانونی بینالمللی برای توقف و خاتمه جنگ وجود نداشت. بنابراین واگذاری این فرصت به دشمن آیا جز ایجاد سهولت برای شکلدهی به یک آرایش سیاسی و نظامی سازمان یافته و مجدد برای تهاجم دشمن نبود؟
3- عدم اطمینان به دشمن، متجاوز و احتمال تجاوز مجدد او حوادث پس از پذیرش قطعنامه 598 موید این نظریه است زیرا فقط 3 روز پس از پذیرش قطعنامه توسط ایران، ارتش عراق وقتی در محاسبات خود به این نتیجه رسید که میتواند تهاجم مجددی را برای اشغال مجدد خرمشهر آغاز کند این تهاجم را هم در جنوب و هم در غرب کشور مجدداً انجام داد، که البته حملات متقابل شجاعانه، عاشورایی و حماسهساز رزمندگان اسلام، مجدداً وی را مجبور به فرار به آن سوی مرزهای بینالمللی کرد. در حقیقت توقف ایران در جنگ بعد از خرمشهر مخاطرات بالقوه و وسیعی را برای ایران اسلامی به همراه داشت چرا که با توجه به شخصیت نامطمئن صدام و عدم اعتماد و اطمینان به مواضع سیاسی حزب بعث عراق و سیال بودن رفتار سیاسی این رژیم هیچ چشمانداز روشن و اطمینانبخشی از صلح وجود نداشت.

سوال هشتم:
این همه مردم عراق، فرزندان ما را کشتند پس چرا الآن با عراقیها رابطه دوستانه داریم؟
پاسخ فرزندان این مرز و بوم به دست ملت عراق کشته نشدند که ملت عراق خود قربانی سیاستهای دیکتاتور مآبانه صدام بوده است فرزندان ما به دست کسانی به شهادت رسیدند که همین امروز هم دشمنی خود را با شیعه طرفدار اهل بیت (ع) با بمبگذاریها نشان میدهد یعنی حزب بعث که ستون فقرات ناامنیهای فعلی در عراق میباشد. دولت بعثی عراق نه فقط رزمندگان ایران اسلامی را بلکه فرزندان غیور و مبارز ملت خود را در سیاهچالها و شکنجهگاهها به قتلگاه برد و امروز دیکتاتور عراق به سزای بخشی از جنایات خود در این دنیا رسیده و اعدام شده، دلیلی برای عدم آشتی و دوستی دو ملت و دو دولت شیعه پیرو امام حسین (ع) وجود ندارد، ما امروز با ملتی روابط دوستانه داریم که در انتخابات قانون اساسی و مجلس و دولت، بهترین مسیر را انتخاب کرده، مسیر پیاده شدن احکام ناب اسلام، با ملتی روابط دوستانه داریم که تا دیروز دربند بود و امروز رهیده از ستم بعثیهاست، با ملتی ارتباط داریم که به انقلاب اسلامی ایران علاقه دارد و پیرو خط رهبری و مرجعیت عراق یعنی آیتالله سیستانی است، چنین ملتی حتماً سزاوار برقراری روابط دوستانه و مساعدت هستند. به علاوه ملت عراق امروز در مقابل دشمن اصلی ما آمریکا سینه سپر نمودهاند و فرصت از این جنایتکار برای پرداختن به ایران از بُعد نظامی و حتی سیاسی ربودهاند؛ پس مستحق حمایت و همرهیاند.
سوال نهم:
معمولاً در کشور ما فقط در هفته دفاع مقدس به این موضوع پرداخته میشود و در طول سال کمتر از این افتخار آفرینیها یاد میشود؛ علت چیست؟
پاسخ: البته از یک نگاه، این گلهمندی وارد است چرا که پردازش 8 سال دفاع مقدس در یک هفته، آن هم برای نسلی که فقط از دفاع مقدس چیزهایی را شنیده فرصت کافی و مطلوبی نیست ولی از یک نگاه دیگر میتوانیم بگوییم دفاع مقدس یک لایه سختافزاری داشت که همان 8 سال جنگ بود و یک لایه نرمافزاری داشت که در واقع همان روح معنوی حاکم بر این دوران بود، به نظر میرسد میتوان این لایه را عمیقتر کرد و به آن پرداخت که البته معمولاً در مناسبتهایی مثل هفته بسیج، فتح خرمشهر، روز پاسدار، و سالگرد پذیرش قطعنامه 598 به این موضوعات پرداخته میشود ولی به هر حال نسل جوان تشنه که مشتاق شنیدن بیشتر است باید توسط نسل جنگ دیده بیشتر توجیه شوند که این امر درستی است و غفلت از این موضوع تبعات خسرانآوری خواهد داشت.
منبع:راه میانه
جنگ علاوه بر آنکه گفتمان جدیدی را شکل و گسترش داد خود به «فرهنگ» جدید تبدیل شد.
جنگ که برای قرن ها در تاریخ ایران نشانه فروپاشی و سقوط رژیم های ایران، شکست ایرانیان به دست متجاوزان، تحمیل قراردادهای ننگینی چون ترکمانچای و گلستان، عقب نشینی از مرزها و دادن بخشی از سرزمین و یا وابسته شدن به قدرت های خارجی بود. در دفاع مقدس معنا و مفهوم تازه ای یافت. در جنگ تحمیلی برای اولین بار در تاریخ، ایرانیان توانستند هشت سال در برابر دشمنی که مورد حمایت گسترده ابرقدرت ها قرار داشت، نه تنها مقاومت کنند؛ بلکه بدون اتکا و وابستگی به قدرتهای بیگانه، یک وجب از خاک میهن را در اشغال دشمن نگذارند و برای تنبیه متجاوز تا عمق خاک دشمن نیز نفوذ کنند. «فرهنگ خواستن، توانستن و پیروزی» بعد از این بود که در حافظه ی مردم ایران بازیافت شد و انها باور کردند که می توانند به خواسته های مشروع خود برسند. اعتماد به نفسی که سال ها از ملت ایران گرفته شده بود، دوباره بازگشت و هراسی که از آمریکا در دل ها افتاده بود، از میان برداشته شد.
توجه آحاد مردم به مرگ و رستاخیز، به دلیل دیدن شهدا و احتمال کشته شدن، از طرفی و مشاهده ی روح معنوی رزمندگان و مردم خداجوی از طرف دیگر، باعث شده بود که افرادی که به انجام ناهنجاری ها عادت کرده بودند، به خود آیند و در اعمال خود تجدید نظر کنند.
به طور کلی، غلبه آرمان گرایی و آخرت گرایی بر دنیاگرایی را باید از جمله آثار جنگ برشمرد.
اگر چه وقوع جنگ تحمیلی موجب شد که ایران تمام همت خود را صرف دفاع از تمامیت ارضی خود نماید و کمتر بتواند به صدور انقلاب به سایر کشورها فکر کند؛ اما با این همه گسترش فرهنگ بیگانه ستیزی و استکبارستیزی، حمایت از نهضت های آزادی بخش، گسترش نفرت عمومی از آمریکا در اقصی نقاط عالم، افزایش اتحادیه مسلمانان در برابر اسرائیل، شکل گیری هسته های مقاومت و گسترش گروه های جهادی در لبنان، فلسطین، افغانستان را باید از جمله آثار و برکات جنگ تحمیلی در صدور انقلاب برشمرده. علاوه بر آن نمایشی از عزم و اراده، ملتی بزرگ در برابر متجاوزان در منظر جهانیان بر عظمت ایرانیان افزود. و در سایه جنگ بود که اهمیت اسلام و مظلومیت جمهوری اسلامی در معرض قضاوت جهانیان آشکار گردید.
علاوه بر این، جنگ باعث شد که ایران کانون توجه خبرنگاران داخلی و خارجی شود. ورود خبرنگاران خارجی به کشور برای پوشش وقایع جنگ و بازدید آنها از منابع نبرد، دیدن رزمندگانی که سرشار از خوبی و پاکی بودند، مشاهده ی مردم از همه ی اقشار و همه ی سننی در جبهه ها، فهم متجاوز بودن عراق و کشف ردهای آشکار و پنهان از حضور مستقیم امریکا در جنگ و... باعث شد که نگاه ها به ایران عوض شود.
جنگ، ایران را به همه معرفی کرد. نام ایران برای بسیاری از مردم جهان آشنا شد و به مرور و با پیرزوی های مکرر ایران در نبرد، رفتار ایرانیان با اسرا، اثبات متجاوز بودن عراق و سپس، جریان حمله ی صدام به کویت و در ادامه، حمله ی امریکا به عراق، همه و همه دست به دست هم داد تا حقانیت ایران را به مردم دنیا ثابت کرده و از این کشور، کشوری الگو بسازد تا آنجا که از سفرا و رئیس جمهور ما بهتر از رؤسای خود، استقبال می کنند.
هر ساله تعداد زیادی از مردم از سراسر دنیا برای دیدار از مناطق جنگی ما به ایران سفر می کنند و گزارش ها حاکی از مسلمان شدن تعدادی از آنها دارد.
وقوع جنگ موجب گردید که توجه به منابع غیرنفتی و رهایی از وابستگی بر تک محصولی بودن نفت در کشور به یک راهبرد جدی مبدل گردد. به ویژه بمباران مستمر مراکز نفتی، پالایشگاهها و... تسریع در این مهم را مورد تأکید قرار می داد.
توجه به «صنعت» و «کشاورزی» و پرداختن به «توسعه روستایی» کاهش واردات و آمادگی نیروهای مسلح از آثار دوران دفاع مقدس سات.
افزایش تولیدات در بخش کشاورزی، افزایش صادرات غیر نفتی، ساخت وسایل و تجهیزات نظامی و غیرنظامی در داخل کشور، دستیابی به ابتکار عمل و خلاقیت های بی نظیر در ساخت و ساز امکانات پیشرفته ی مهندسی رزمی، ورود انقلابی به عرصه ی ساخت انرژی هسته ای و... همه در پرتو هشت سال جنگ تحمیلی امکان پذیر شد. البته این قاعده است. بشر در سختی هاست که به فکر خلاقیت و ساخت و تولید می افتد وگرنه در شرایط عادی، هیچ تلاشی برای بهبود وضعیت خود نمی کند. دیگر کشورها مانند ژاپن و آلمان نیز از همین قاعده پیروی کردند و بدین جا رسیدند.
خوشبختانه ایرانیان از جنگ، فرصتی عالی برای بهبود شرایط خود ساختند که نتایج شگرف را می بینیم.
جنگ به راستی «کارخانه انسان سازی» بود. در دوران دفاع مقدس «شایسته سالاری» به معنای واقعی حاکمیت داشت. مردان عمل در خط مقدم مسئولیت ها بودند. «چرخش نخبگان» به قولی در نظام تعریف شده و جنگ به صورت سیال تداوم داشت. «جوانان» پیشقدم و اداره کننده بودند. در این دوران فعل توانستن به خوبی توسط جوانان این مرز و بوم صرف شد و آنان هر کار ناممکن را ممکن ساختند. در سایه جنگ فرماندهان عالی رتبه نظامی تربیت شدند؛ در حالی که بسیاری از آنان کمترین سابقه در این زمینه را داشتند. مدیران لایق، دلسوز و توانا برای اداره کشور تربیت شدند. کم نیستند مدیران عالی رتبه کشور که آموخته ها و اندوخته های خود را در مدیون دفاع مقدس هستند.
در مجموع، دفاع مقدس موجب شد که ما خود را پیدا کنیم، همزمان با متجاوزان، تجزیه طلبان و گروهک ها نیز در مناطق مرزی و داخل کشور مبارزه کنیم هشت سال کشور را با سربلندی، بدون اتکا، به کشورهای بیگانه اداره کنیم و بدون یک روز ایجاد حکومت نظامی برابر آنچه قانون اساسی به عنوان سند و میثاق ملی کشور بر آن پای فشرده است. «کشور را با اتکاء به آراء عمومی مردم اداره کنیم» و هر سال به طور متوسط یک انتخابات مردمی را برگزار نماییم. اگر ما امروز از آثار و برکات جنگ سخن می گوییم نه بدان معناست که در آرزوی جنگی دیگر هستیم و یا با نگاه مثبت به جنگ می نگریم؛ نه! بلکه از آن روست که قادریم نقمت را به نعمت مبدل سازیم.
امروز جامعه ما بیش از هر زمانی محتاج «فرهنگ دفاع مقدس» و «فرهنگ بسیجی» است. فرهنگی که در آن منافع ملی بر منافع فردی و باندی مقدم است. فرهنگی که در آن تقدم دیگران و ایثارگری حرف اول را می زند و فرهنگی که شایستگان و مردان بی ادعا را مدیریت و راهبری می کنند.
مقاومت هشت سال مثال زدنی مردان بزرگ، امروز امنیت را برای این کشور بیمه کرده است. آمریکا در اندیشه آسیب رساندن به پایه های انقلاب اسلامی است؛ اما فرهنگ دفاع مقدس و پایداری و مقاومت این دوران دشمن را از هر گونه دست زدن به ماجراجویی های دیگر یا جنگ علیه ایران بازداشته است.
لشگر27محمد رسول الله(قسمت دوم)
برای مشاهده قسمت اول اینجا کلیک کنید.
یازده ماه پس از عملیات بدر، عملیات عظیم "والفجر8" با عبور رزمندگان اسلام از رودخانه عظیم "اروندرود" شروع شد. در این عملیات، لشکر 27 مأموریت داشت تا از "جاده فاوـ امالقصر" به سمت مواضع نیروهای عراقی پیشروی نماید. در مرحله اول عملیات، شهر فاو، تمام حیثیت و آبرویشان به فنا رفته بود، هر چه در چنته داشتند رو کردند تا بلکه بتوانند مواضع از دست رفته را باز پس بگیرند. اما استقامت و پایداری نیروهای اسلام بالاخص رزمندگان لشکر 27 در محور "امالقصر" باعث شد تا دشمن نتواند به اهداف خود دست یابد.عاقبت، این نبرد نابرابر نیز پس از هشتاد روز مقاومت و ایثار رزمندگان اسلام و عقب نشینی دشمن به پایان رسید.
پس از عملیات "والفجر 8" عراق در یک حرکت تبلیغاتی و به منظور دادن روحیه به نیروهای خود، دست به اقداماتی زد که آن را "پدافند متحرک" نامید. در این عملیاتها عراق توانست بر بعضی از مناطق استراتژیک، از جمله شهر مهران دست پیدا کند. با سقوط شهر مهران، امام عزیز، با دم مسیحایی خود در کالبد رزمندگان دمیدند و فرمودند که مهران باید آزاد شود. در دهم تیر ماه 1365، عملیات کربلای یک با هدف آزادسازی شهر مهران از چند محور شروع شد. لشکر 27 با در اختیار داشتن چندین گردان آماده، مأموریت پیدا کرد تا با گذشتن از خط دشمن، ضمن عبور از رودخانه فصلی "گاوی"، "ده بهروزان" و چندین رده خط پدافندی دشمن، خود را به ارتفاعات "قلاویزان" برساند. این عملیات نیز با موفقیت کامل انجام گرفت و منجر به آزادسازی شهر مهران گردید. در این عملیات، قائم مقام لشکر27، "حاج سید محمد رضا دستواره" به خیل شهدا پیوست.
پس از عملیات کربلای یک و تا قبل از شروع عملیات کربلای 5، لشکر 27 مسئولیت پدافند از خط مهران را نیز بر عهده داشت. با اعزام سپاهیان محمد (ص) به جبههها و تکمیل گردانها، لشکر 27 مأموریت پیدا کرد تا نقش کلیدی در عملیات بزرگ کربلای 5، ایفاء نماید.

گردانهای لشکر 27، در گام اول با هدف دستیابی به کانال "پرورش ماهی"، رسیدن به جاده "شلمچه ـ بصره" و بستن عقبه دشمن از سمت کانال زوجی از قلب مواضع نیروهای دشمن، پیشروی خود را شروع کرده و با پشت سر گذاشتن مواضع وسیع و غیرقابل نفوذ دشمن در شلمچه توانستند به اهداف اولیه عملیات دست یابند. از طرف دیگر دشمن بعثی، با احساس خطر از نفوذ رزمندگان اسلام، اقدام به پاتکهای سنگین زرهی نمود به طوری که آتش توپخانه و هواپیماهای دشمن لحظهای قطع نمیشد. فشار تانکهای پیشرفته دشمن به حدی بود که یگانهای مجاور لشکر 27، مجبور به ترک مواضع خود شدند. از این رو نیروهای لشکر 27 در یک منگنه فشار قرارگرفته و با تمام توان خود به مقابله با پاتکهای دشمن پرداختند.
در مرحله تکمیلی کربلای 5 قرار شد رزمندگان لشکر 27 با تصرف دژهای "نونی شکل" ماشین جنگی عراق را در شلمچه از کار بیندازند که در این مرحله متحمل فشارهای سنگین زرهی دشمن شدند. در مجموع، عملیات "کربلای 5" که از 19/10/65 شروع شده بود، با انجام عملیات "کربلای 8" تا نیمه دوم فروردین 1366 به طول انجامید.
نزدیک به یکصد روز جنگ بی امان ادامه داشت تا این که با تثبیت مواضع رزمندگان اسلام و تشکیل خط پدافندی، این نبرد سنگین هم به پایان رسید. در این عملیات حاج علیرضا نوری، قائم مقام فرماندهی لشکر به همراه تعداد زیادی از فرماندهان و معاونین گردانها به شهادت رسیدند.
در مردادماه 1366، لشکر 27 مجدداَ جهت انجام عملیات، راهی منطقه غرب کشور شد تا در عملیات "نصر7" حضور پیدا کند. در این عملیات، مأموریت لشکر 27، تصرف یال "دوپازا" و تثبیت ارتفاعات دوپازا بود که به نحو احسن انجام گرفت. شرکت در عملیات سخت و طاقت فرسای "بیتالمقدس2"، در منطقه ماووت، دست و پنجه نرم کردن با دشمن در سرمای چندین درجه زیر صفر منطقه "دلبشک" و "سید صادق" مأموریت دیگری بود که لشکر 27، آن را نیز به انجام رساند.
ارتفاعات سرسبز "شاخ شمیران" عراق، در اولین روزهای بهاری سال 1367 میزبان دریادلان بسیجی بود تا در رزمی دیگر پنجه در پنجه دشمن اندازند. تصرف ارتفاعات "شاخ شمیران"، "شاخ سورمر"، "تیمورژنان" و "سد دربندی خان" از اهداف این عملیات بود که طی چندین روز جنگ بیامان به پایان رسید.
بعد از عملیات "بیتالمقدس4" عراق با تقویت سازمان رزم خود، به انجام عملیاتهای محدود برای بازپس گیری مناطقی که در تصرف ایران بود اقدام کرد و بعضاَ هم موفق شد. عراق توانست فاو، مجنون، شلمچه، فکه و… را باز پس بگیرد.

جهت مقابله با پیشرویهای دشمن، طرح عملیات "بیتالمقدس7"، در منطقه پاسگاه "زیدـ کوت سواری" ریخته شد، که بلافاصله هم به مرحله اجرا درآمد. در بیستم خرداد 1367، لشکر 27 مأموریت پیدا کرد تا با عبور از "کانال ادب"، خود را به کانال پرورش ماهی، در منطقه شلمچه برساند.
چند روز پس از این عملیات، دشمن پاتک سنگینی را در منطقه "ابو قریب" آغاز کرد. جهت مقابله با دشمن، رزمندگان "گردان عمار یاسر" به همراه سردار دلاور اسلام "حاج غلامرضا صالحی" به منطقه اعزام شدند که پس از نبردی شدید، عاقبت با شهادت تعدادی از رزمندگان گردان عمار یاسر و سردار دریا دل و باصفا، "حاج غلامرضا صالحی"، قائم مقام فرماندهی لشکر، دشمن به عقب رانده شد.
ادامه دارد.
منبع:راحلان نور
اشاره: از تاریخ هشت سال دفاع مقدس، بسیار گفته و شنیده ایم؛ اما بسیار اندک به آن چه مطلوب واقعه است، رسیده ایم؛ به نحوی که می توان گفت که چیزی درباره ی هشت سال دفاع مقدس نگفته ایم.
هشت سال دفاع مقدس، هشت ها بعد و روزنه برای دیدن و نگریستن دارد. این تاریخ، تنها یک تاریخ جنگ نیست و گاهی چنان است که از تعریف جنگ، فاصله ای باور نکردنی می گیرد و در هیچ یک از قالب های مربوط به جنگ، در نمی گنجد؛ به عبارتی، بعد «جنگ بودن» این تاریخ، بعد کمترینی است.
بازخوانی دفاع مقدس، هربار سخن تازه ای با مخاطب دارد بارها درباره ی آثار این تاریخ با شکوه نوشتیم، اما باز حس می کنیم که باید دوباره بگوییم. انگار با بازخوانی آثار این رویداد، حس غریبی به ما دست می دهد که منجر به امید به فردا می شود. چه چیزی بهتر از این؟
راستی! اگر هشت سال دفاع مقدس نبود و ما در کوران آن آبدیده نمی شدیم و موفقیت های بزرگی مانند فتح خرمشهر را به دست نمی آوریدم، امروز برای نسل سوم و چهارم چه برای گفتن داشتیم؟ کجا می توانستیم ماهیت انقلاب و ارزش های ذاتی اسلام را برای آنها به نمایش بگذاریم؟ آیا دستمان خالی نبود؟ آیا دفاع مقدس اعجازی از حکمت الهی نبود؟
بررسی آثار و نتایج هشت سال دفاع مقدس، برای همه ی نسل ها امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. بی شک، شناخت کشور جدیدی به نام «جمهوری اسلامی ایران» بی شناخت هشت سال دفاع مقدس آن و آثار و نتایج آن نبرد بزرگ، غیر ممکن خواهد بود.
8 سال جنگ تحمیلی خسارات فراوانی برای جامعه ایران به بار آورد. این جنگ ناخواسته بهترین سال ها و فرصت های خدمت رسانی، سازندگی و آبادانی کشور را از بین برد و بیش از یک هزار میلیارد دلار خسارت به کشور وارد کرد. دامنه تجاوز در اثر بمباران و موشک باران رژیم حتی پایتخت را نیز مصون نگذاشت و در زمستان 66، تهران را تقریباً خالی از سکنه کرد. این تجاوز به 16 استان و 87 شهر و تعداد بی شماری روستا نیز کشیده شد. بیش از سیصد هزار نفر از بهترین فرزندان و جوانان این مرز و بوم در این جنگ به شهادت رسیدند؛ اما جنگ هر چه بود آثار و برکاتی نیز در پی داشت. ملتی چون ایران با رهبری فرزانه چون حضرت امام خمینی(ره) در سایه اسلام و انقلاب اسلامی توانست حتی از جنگ نیز دستاوردهایی کسب کند که برخی از آنها به شرح زیر است:
جنگ موجب شکل گیری و گسترش گفتمان جدیدی در ایران شد که یک تحول عمیق اجتماعی محسوب می گردد. مهم ترین نمادهای این گفتمان عبارتند از:
1- بهره گیری فوق العاده از سمبل های خاص شیعی
مثل کربلا و امام حسین(ع) و وجه حماسی این گفتمان که با اقتضائات جنگ سازگار بود.
تا پیش از این، عاشورا در فرهنگ مردمی ما زنده و پویا بود؛ ولی معنای آن تا حد یک مراسم پیشتر نمی رفت. شاید اندک مردمی بودند که می توانستند به نحوی به شناخت مناسبی از ماجرای عاشورا دست یابند. مهم ترین دلیل این بود که اغلب مردم برای عاشورا، جز تصورات و اشعاری که بود، چیز دیگر در برابر خود نمی دیدند که بتوانند درک قوی تری از عاشورا داشته باشند. آنها فرصتی نداشتند که خود را جای یاران امامشان قرار دهند. فرصتی نداشتند تا ندای امامشان را لبیک بگویند. همه مدعی بودند و «مرد را از نامرد نمی شد تشخیص داد» تا این که جنگ شد.
شیپور جنگ که نواخته شد، هر چند صدای ناخوشایندش باعث جراحات و خرابی ها شد، اما سوی زیبایش آن بود که «عاشورا برای مردم بارها تکرار شد».
فرصتی پیش آمد تا مردمی که سال ها بای امامشان(ع) بر سینه و سر زده بودند و کاری از دستشان بیش از این برنمی آمد، امکان انتقام کشی از دشمنان امام(ع) را به دست آورند. و فرصت یابند از مملکت امام(ع) دفاع کنند.
این بود که هم نمادها معنا دارتر شدند و هم شعارها غنی تر. همه گویی به درک مشترکی از کربلا رسیده بودند و اشتراک معنی آنها را به اشتراک قلبی کشانده بود.
2- گسترش ادبیات مذهبی
سیطره ادبیات غربی در دوران رژیم آلوده به گناه شاهی، چیزی نبود که به راحتی از زیر سایه ی شوم آن خارج شد. ادبیات شرک آلود و فاسد، چنان در میان اهل قلم و سیستم نشر و خواننده ی ما رسوخ کرده بود که برکندن آن سال ها عمر می خواست؛ اما دفاع مقدس این کار را در چند ماه انجام داد.
ادبیات مذهبی که سال ها به انزوا رانده شده بود و گویی ادبیاتی خاص و منحصر به چند طلبه و حوزوی بود، به یکباره به اوج شکوفایی رسید و میلیون ها ایرانی را در بر گرفت.
4- گرایش به ایثار
گرایش شدید به فرهنگ جهاد و شهادت طلبی، ایثار و مقدم دانستن دیگری برخود و ترجیح منافع ملی بر منافع فردی
«ایثار و فداکاری» به عنوان یکی از مبنایی ترین ارزش های بشری و انسانی که مورد وثوق و خواست تمام انسان هاست و در جامعه ایرانی به دلیل ظلم شاهی و فضای کفرآلود حاکم تا حد زیادی محدود شده بود، به یکباره فوران کرد و به اوج خود رسید.
از خودگذشتگی تا حد ایثار جان، که بالاترین سطح از ایثار برای انسان است،به امری عادی و معمول تبدیل شده بود و در میان آحاد مردم، به ویژه رزمندگان اسلام تا حد بی سابقه ای گسترش پیدا کرده بود.
جالب است به یاد آوریم که بارها برای خنثی کردن یک نارنجک، رزمنده ای به سرعت خود را روی آن می انداخت و با تکه تکه شدن خود، مانع از برخورد ترکش های آن با دیگر همرزمانش می شد. یا بسیار پیش می آمد که رزمندده ای روی سیم خاردار می خوابید و قبول می کرد تا تیغ های برنده ی سیم خاردار به بدنش فرو رود اما دیگر رزمندگان بتوانند با گذاشتن پا روی بدن او، بدون آسیب از سیم های خاردار بگذرند. و بسیار پیش آمد که رزمندگان برای باز کردن میدان مین خود را روی مین ها می انداختند و با تکه تکه شدن، راه باز می کردند و...
ما که خود شاهد این ماجراها بوده ایم، از یادآوری دگرگون می شویم. اما شما چه؟ آی نسل سوم. نسل چهارم و آی آیندگان! شما چه؟ آیا باور می کنید؟!!
5- عمل به جای سخن
ما یکبار در دوران انقلاب به عمل گرایش پیدا کردیم، این گرایش برای پیروزی بر حکومت غربی شاه کافی بود، اما ادامه چه؟ تداوم راه، نیازهای دیگر را اقتضا می کرد که در ابعاد گوناگون محتاج به عمل ما بود. در تولید دانش تا به کارگیری آن و در امور سیاسی و به دست گرفتن ابتکار عمل در مقابل دشمنان، اجتماعی و بهسازی وضعیت رفتار فردی و جمعی و زدودن مظاهر غیرانقلابی، فرهنگی و نهادینه کردن فرهنگ اسلامی در میان مردم، ورزشی و کسب اعتبار و عناوین برای کشور و معرفی انقلاب اسلامی به این وسیله، اطلاع رسانی و تنویر افکار عمومی جهان در رابطه با انقلاب و صدور آن، و...
در این راستا، هشت سال دفاع مقدس فرصتی الهی بود که ما در همه ی زمینه ها مجبور به ورود شویم. اگر نبود اضطرار دفاع مقدس و نیاز مبرم و حیاتی ما به دستیابی به برخی امکانات، امروز ایران چنین روزهای طلایی را در خواب هم نمی توانست ببیند.
ادامه دارد...