
روز 21 شهریور 1359 در حالی که تنها یک سال و نیم از پیروزی انقلاب اسلامی میگذشت و نظام تازه تأسیس جمهوری اسلامی ایران سرگرم رفع بحرانهای داخلی و ساماندهی اوضاع بود ارتش بعثی عراق به خوزستان تجاوز کرد و طی 4 ماه خرمشهر، بستان، هویزه و سوسنگرد را اشغال کرد و اهواز، آبادان و شوش را به محاصره خود در آورد و دزفول و اندیمشک را زیر آتش سلاحهای برد متوسط خود قرار داد. با تلاش رزمندگان اسلام در طول کمتر از 2 سال نزدیک به 85 درصد از مناطق اشغال شده آزاد گردید اما جنگ برای آزادسازی 15درصد سرزمینهای باقی مانده و تعقیب و تنبیه متجاوز و انهدام نیروهای دشمن، دوران نبرد را به 8 سال کشاند و سرانجام متجاوز بیرون رانده شد و جنگ پایان گرفت. در این 8 سال عملیاتهای بزرگ و کوچکی از حیث حجم و اهداف توسط رزمندگان اسلام انجام شد که طی آن اگر چه سردارانی مثال همت، باکری، خرازی، زینالدین و هزاران شهید سرافراز برای حفظ دین و نظام اسلام به قرب وصال حق نایل شدند ولی یادمان باشد وجب به وجب این خاک با خون شهیدی آبیای شد تا من و تو ای مسافر دیار نور، امروز بتوانیم به گوشهای از این رشادتها و ایثارگریها چشم بیاندازیم و با چشم دل و از عمق وجود فریاد بزنیم یا لیتنی کنت معکم ای کاش ما هم با شما بودیم، همانگونه که آنها همین لبیک را به حسین زمان خویش ندا دادند.
در این بخش از مجله به تمامی عملیاتهایی که توسط رزمندگان اسلام در 8 سال دفاع مقدس در کربلای خوزستان انجام دادهاند فهرستوار و به ابصال اشاره میکنیم که تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
| ردیف | تاریخ عملیات | نام عملیات | رمز عملیات | منطقه عملیات | مهمترین رخداد |
| 1 | 10/7/59 | آزادی سوسنگرد | سوسنگرد | شکسته شدن محاصره سوسنگرد | |
| 2 | 23/7/59 | پل نادری | عملیات ایذایی | غرب دزفول | - |
| 3 | 9/8/59 | ذوالفقاریه | عملیات ایذایی | آبادان- ذوالفقاریه | - |
| 4 | 26/8/59 | شکست محاصره سوسنگرد | عملیات ایذایی | سوسنگرد | - |
| 5 | 19/9/59 | سه راهی آبادان | عملیات ایذایی | جادهآبادان- ماهشهر | - |
| 6 | 15/10/59 | نصر | عملیات ایذایی | هویزه- کرخهکور | شهادت حسین علم الهدی فرمانده سپاه هویزه |
| 7 | 20/10/59 | توکل | عملیات ایذایی | شمال آبادان | - |
| 8 | 26/12/59 | امام مهدی (عج) | عملیات ایذایی | غرب سوسنگرد | - |
| 9 | 15/1/60 | امام مهدی (عج) | عملیات ایذایی | ارتفاعات تپه چشمهدزفول | - |
| 10 | 25/1/60 | امام مهدی (عج) | عملیات ایذایی | شوش- زعن- عنکوش | - |
| 11 | 11/2/60 | تپه چشمه | عملیات ایذایی | دزفول- تپه چشمه | - |
| 12 | 25/2/60 | شیخ فضل اله نوری | عملیات ایذایی | آبادان- تپههای مدن | - |
| 13 | 31/2/60 | امام علی (ع) | عملیات ایذایی | شوش | - |
| 14 | 31/2/60 | امام علی (ع) | تپههای الله اکبر(سوسنگرد- اهواز) | آزادسازی100کیلومتر مربع از خاک کشورمان | |
| 15 | 21/2/60 | فرمانده کل قوا- خمینی روح خدا (ره) | شمال آبادان- شرق کارون | - | |
| 16 | 3/5/60 | شهید چمران | عملیات ایذایی | جاده آبادان – ماهشهر | - |
| 17 | 5/5/60 | شهید چمران | عملیات ایذایی | کرخه | - |
| 18 | 10/6/60 | رجایی- باهنر | عملیات ایذایی | کرخه | - |
| 19 | 11/6/60 | نصر | عملیات ایذایی | سوسنگرد | - |
| 20 | 27/6/60 | شهید مدنی | عملیات ایذایی | دهلاویه | - |
| 21 | 5/7/60 | ثامنالائمه (ع) | نصرمنالله و فتح قریب | شمال آبادان | شکست شدن حصر آبادان |
| 22 | 8/9/60 | طریق القدس | یا حسین(ع) | بستان | آزادسازی بستان و تنگه چزابه |
| 23 | 1/12/60 | امام علی (ع) | عملیات ایذایی | تنگه چزابه | - |
| 24 | 2/1/61 | فتح المبین | یا زهرا(س) | غرب شوش- دزفول | آزادسازی2500کیلومتر مربع از خاک کشورمان |
| 25 | 10/2/61 | بیت المقدس | یا علی بن ابیطالب(ع) | شمال خرمشهر(در4مرحله) | آزادی خرمشهر و هویزه |
| 26 | 22/4/61 | رمضان | یامهدی(عج)ادرکنی | شمال شلمچه | تصرف پاسگاه زید |
| 27 | 10/8/61 | محرم | یا زینب (س) | عین خوش | آزادسازی 400کیلومتر مربع از خاک کشورمان |
| 28 | 17/11/61 | والفجر مقدماتی | یا الله | فکه | - |
| 29 | 21/1/64 | والفجر1 | یا الله | شمال فکه | - |
| 30 | 4/12/62 | خیبر | یا رسول الله (ص) | هورالهویزه | آزادسازی جزایر مجنون و شهادت حاج ابراهیم همت |
| 31 | 20/12/62 | بدر | یا فاطمه الزهرا(س) | هورالهویزه | دستیابیبه رودخانه دجله |
| 32 | 5/2/64 | قدس 1 | عملیات ایذایی | هورالهویزه | - |
| 33 | 6/4/64 | قدس 2 | عملیات ایذایی | هورالهویزه | - |
| 34 | 2/5/64 | قدس 4 | عملیات ایذایی | هورالهویزه | - |
| 35 | 15/5/64 | قدس 5 | عملیات ایذایی | هورالهویزه | - |
| 36 | 3/10/65 | کربلای 4 | عملیات ایذایی | ابوالخصیب و شلمچه | نفوذ درجزایراستراتژیکی |
| 37 | 20/11/64 | والفجر 8 | یا محمد (ص) | منطقه فاو | آزادسازی فاو |
| 38 | 19/10/65 | کربلای 5 | یا زهرا (س) | شلمچه | موفقیت عملیات و صدور قطعنامه 598 از سوی شورای امنیت سازمان ملل |
| 39 | 18/1/66 | کربلای 8 | یاصاحبالزمان(عج) | شلمچه | - |
| 40 | 22/4/67 | بیتالمقدس 7 | عملیات ایذایی | شلمچه | - |
| 41 | 31/4/67 | آخرین عملیات دفاع مقدس | غرب کارون | عقبراندن عراقیها تا مرزهای بینالمللی |

جنگ، داستان رازی است که در اینجا حتی اشارتی به حوادث مهم آن نیز ممکن نیست، اما برای پیگیری تسلسل منطقی حوادث، می کوشیم در حد خیلی کلی و مجمل به ماجرای جنگ اشارتی بکنیم.
یکی از مسایل مهم سیاسی و نظامی پس از انقلاب، تحرکات و تحریکات عراق در مرزهای غرب و جنوب کشور بود. ایران و عراق از دیرباز، با هم اختلافات و مناقشاتی داشتند که در یک مقطع در سال 1353، با پادرمیانی حواری بومدین، رئیس جمهور وقت الجزایر، به انعقاد پیمان و قرارداد بین ایران و عراق در 1975 در الجزایر گردید. پس از پیروزی انقلاب ایران، دولت عراق با حاکمیت حزب ناسیونالیست بعث به هر دلیل، تحریکاتی را علیه ایران آغاز کرد که به طور روزافزونی در سال های 1358 و 1359، ادامه یافت و بارها درگیری های نظامی در مرزهای دو کشور روی داد؛ اما از اوایل سال 1359، تهاجمات عراق فزونی گرفت.

حتی در 22 فروردین ماه 1359، اعلام شد که «رئیس جمهور حالت فوق العاده ی جنگی در کشور اعلام کرد.» از این رو عراق و حاکمیت حزب بعث و مسایل مربوط به آن، در مطبوعات، مورد بحث و گفت و گو قرار گرفت. روزنامه ی کیهان در 25 فروردین ماه 1359، در مورد «ماهیت صدام حسین و رژیم بعثی عراق» از گروه های مختلف نظرخواهی کرد. نهضت آزادی در این نظرخواهی شرکت کرد و گفت:
«دولت عراق به دلیل آن که در مواقع مختلف جهت گیری های مختلف سیاسی داشته دقیقاً خط مشی آن مشخص نیست، ولی آنچه مسلم است دولت صدام حسین از نیرو و پشتیبانی توده ی مردم عراق برخوردار نیست و یک دولت تحمیلی به ملت عراق می باشد...
از طرف دیگر، شخص صدام حسین تکریتی، خصلتاً بدذات و فرصت طلب است و می داند پیروزی انقلاب اسلامی ایران به طور قطع به ضرر شخص او و دولت بعثی عراق است؛ زیرا ملت مسلمان و برادر ما – عراق – آمادگی بیشتر از همسایگان برای پذیرش صدور انقلاب ما را دارند؛ لذا از ابتدای پیروزی انقلاب، شروع به تحریک در خاک ایران را نموده است.»
به هر تقدیر روند منازعات ایران و عراق به آغاز جنگ انجامید که در 31 شهریور 1359، با تهاجم هوایی و زمینی گسترده ی عراق به خاک ایران آغاز شد. البته در 27 شهریور ماه 1359 اعلام شد:
«صدام حسین، قرارداد تعیین حدودی مرزی ایران و عراق را ملغی کرد.»

* در این که چرا عراق به ایران حمله کرد، یک نکته مسلم به نظر می رسد و آن این است که انقلاب ایران، نگرانی های عمیقی در کشورهای عربی منطقه و به ویژه در همسایگان ایران، پدید آورد. چرا که از یک طرف در ایران شعار صدور انقلاب داده می شد و به طور خاص کشورهای عربی منطقه، امپریالیستی و مرتجع و شایسته ی سقوط و زوال معرفی می شدند و از طرف دیگر، انقلاب طرفداران زیادی در میان مسلمانان – و به طور خاص جریان های سیاسی – اسلامی منطقه و جهان – پیدا کرده بود. در واقع انقلاب اسلامی ایران، عامل تحرک تازه ای در جنبش های اسلامی شده بود و طرفداران این جنبش ها را بر ضد دولت ها و قدرت های جهانی و منطقه ای، تشویق می کرد. از این رو، اقدامات و تحرکات تازه ای در غالب کشورهای اسلامی، بر ضد منافع آمریکا و دیگر دولت های مقتدر و سلطه جوی غربی و رژیم های دست نشانده ی آنها، صورت گرفت. از جمله، پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران، در برخی از کشورهای اسلامی منطقه، حملاتی به سفارت خانه های آمریکا انجام شد.
در این میان کشورهایی که مستقیماً همسایه ی ایران بودند، و به ویژه شیعیان در آن کشورها، اکثریت و یا اقلیت قوی و نیرومندی بودند، قطعاً بیش از دیگران احساس خطر می کردند. عراق، از این نظر وضعیت ویژه ای داشت. از یک طرف اکثریت – هر چند اکثریت ضعیف – عراق را جمعیت شیعه تشکیل می داد و از طرف دیگر و مهم تر این که شیعیان غالباً ایرانی و ایرانی تبار بودند و به طور سنتی گرایشی و تمایلی به ایران داشتند.
* حوزه های علمیه ی نجف و کربلا و سامرا نیز، از ادوار گذشته، کانون قدرت های دینی و اجتماعی بوده و علمای شیعه و غالباً ایران و ایرانی تبار نیز از منزلت های سیاسی و اجتماعی مهمی برخوردار بودند؛ و لذا در جنبش های ضد استعماری نقش مهمی ایفا کرده اند .

*رهبر انقلاب ایران نیز حدود 13 سال در عراق ساکن بود و طبعاًت طرفدارانی در آن کشور پیدا کرده بود. مهم تر از همه، هم زمان با اوجگیری انقلاب ایران، جنبش بارها سرکوب شده ی شیعیان عراق، با رهبری روحانیون برجسته ای چون آیت الله سیدمحمدباقر صدر، آغاز شد و به طور جدی رژیم سرکوبگر بعثی را تهدید کرد.
این شرایط خاص عراق را وادار کرد تا ابتدا جنبش و شورش «حزب الدعوة الاسلامیه» عراق را به رهبری سیدمحمدباقر صد، سرکوب کند و رهبر نامدار آن را به شهادت برساند و آنگاه در اندیشه ی مقابله با کانون خطر – ایران انقلابی و شیعی – برخیزد.
به هر حال هر چه بود، عراق جنگ را در 31 شهریور ماه 1359 (22 سپتامبر 1980 میلادی)، علیه ایران آغاز کرد و با شتاب و برنامه ریزی دقیق و حساب شده به پیشروی خود ادامه داد.
پاسخ: بله سلاحهای فراوانی از سقوط حکومت پهلوی در اختیار ما قرار گرفت؛ لکن بخش عظیمی از آنها با کارشناسان آمریکایی اداره میشد که از کشور بیرون رفته بودند و بخش دیگر نیز به دلیل به هم پاشیدگی سازمان فرماندهی ارتش که فرماندهان گذشته یا فرار کرده بودند یا در اختیار نیروهای انقلاب بودند و یا اعدام شده بودند، امکان بهرهوری نداشت. بخش دیگری نیز توسط بدنه مکتبی ارتش و وفاداران به انقلاب اسلامی به هر شکل ممکن در صحنهی نبرد مورد استفاده قرار گرفت که بسیاری به دلیل حجم گستردهی دشمن و فراگیر بودن منطقهی نبرد منهدم شد و از بین رفت. و اصولاً با پیروزی انقلاب اسلامی ایران آمریکا در حالی که پول بسیاری از تجهیزات نظامی را از ما گرفته بود از واگذاری آنها خودداری کرده بود.
در شرایطی که درگیر مسائل داخلی و سامان دادن به انقلاب نوپای نظام اسلامی بودیم از مرزهای جنوب و غرب کشورمان مورد حمله و تهاجم سنگین ارتش کاملاً مجهز رژیم بعثی قرار گرفتیم آن مقدار سلاحی که در اختیار داشتیم به هیچوجه پاسخگوی دفاع نظامی نبود و بههمین دلیل ارتش عراق در روزهای اول جنگ بیشتر شهرهای مرزی کشورمان را اشغال کرد ما آنقدر از لحاظ تجهیزات نظامی در مضیقه بودیم که حتی برای تهیه سیمخاردار و استفاده از آن در جنگ دچار محرومیت و محدودیت بودیم در شرایطی که آمریکا به عراق هواپیماهای جاسوسی میداد، روسیه تانکها و توپهای مدرن میداد، آلمان سلاحهای شیمیایی میداد، کشورهای مرتجع عربی سرباز و پول برای صدام میفرستادند، ایران اسلامی با حداقل امکانات نظامی و صرفاً با تکیه برایمان و انگیزه الهی و با روحیهی عاشورایی و الهام گرفتن از آیهی شریفهی «غلبت فئة کثیرة» و به برکت نفس مسیحایی امام خمینی (ره)، ملت ایران دریا شد و این دریا با خروش خود همه ناجوانمردیها را از بین برد.
پس یادمان باشد پیروزی در نبرد و دفاع 8ساله مرهون سلاحهای آمریکایی به جای مانده از زمان شاه نبود که اولاً در قیاس با حجم تجهیزات ارتش عراق و با کیفیت سلاحهای اهدایی به عراق قابل مقایسه نبود بلکه آن چیزی که «کار مهمی» محسوب میشد عاشورایی شدن و عاشورایی عمل کردن ملت ایران در صحنههای دفاع مقدس بود که همین حضور و حماسهآفرینی هنوز هم نقش بازدارند اندکی در مقابل تهدیدات فعلی را ایفا میکند.
از سوی دیگر باید توجه داشت که این سلاحها ارزان بدست ملت ایران نیامده است. مردم ایران در طول دوران انقلاب برای قطع سلطهی آمریکا و غرب، خیل عظیمی از شهدا، از اقشار گوناگون، به محضر خداوند بزرگ تقدیم نموده، و خسارات مادی بسیاری را متحمل گردیده است، و این سلاحها حداقل غنیمتی است که از آنان بدست ملت ایران افتاده است.
ما در دوران دفاع مقدس سلاحهای بسیاری نیز از دشمن به غنیمت گرفتیم، آیا مدیون بعثیها نیز هستیم؟!! خاصیت جنگ و انقلاب همین است.
منبع:راه میانه
پاسخ: شما با تجاوزگری روبرو بودید که آمده تا تمامیت ارضی و استقلال و هویت شما را از بین ببرد، صدام پیش از حملهی سراسریاش به ایران اسلامی قرارداد 1975 الجزایر را که بین عراق و ایران بسته شده بود پاره کرد و بعد گفت با ایران همین کار را خواهیم کرد این تصویر توسط تلویزیون عراق در همان سالهای اولیه پخش شد، شما با تجاوزگری روبرو بودید که اهل منطق و گفتگو نبود مردم کشورش (مردم حلبچه) را آن گونه مورد تعرض بمباران شیمیایی قرار داد علما و مراجع شیعهی عراق را در سپاهچالها و زندانهای مخوف و وحشتناک زندانی کرده بود و دستهدسته آنها را در گورهای دستهجمعی به شهادت میرساند حالا خودتان انصاف بدهید با چنین فردی آیا جز با سلاح میشد برخورد کرد؟ آیا عقل و منطق در مبنای فکری او جای داشت؟ آری ما شهید دادیم ولی ما مگر در حمله و تعرض به خاک کشوری کشته داده بودیم؟ خیر ما شهید دادیم چون میخواستیم از خاک و ناموس و دین کشورمان دفاع کنیم، مگر امام حسین(ع) برای حفظ مکتب توحید شهید نشد و مگر یاران باوفایش برای ماندگاری دین خدا، خون خود را نثار آبیاری درخت انقلاب نکردند، بنابراین شهدای ما شهید شدهاند چون میخواستند من و شما بعد از 20 سال که از پایان جنگ میگذرد نظارهگر امروز عراق باشیم که امام و رزمندگان ما چه کردند و صدام و ارتش بعثی عراق چه کردند؟ آزادی و امنیت و آرامش امروز ما مرهون ایثارگی شهیدان دیروز است. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.
پاسخ: ما در دفاع مقدس و در شرایط تحریم به 2روش نیازهای جنگیمان را تأمین میکردیم. روش اول این بود که ما از برخی کشورها که در جنگ بیطرف بودند و به دنبال فروش سلاحهایشان بودند عقد قرارداد میبستیم و از آنها سلاح خریداری میکردیم البته چون آنها ممکن بود تحت فشار کشورهای سلطهگری قرار بگیرند لذا معمولاً با سر و صدا این کار انجام نمیشد به تعییر دیگر که جیب دنیا آنقدر گشاد بود که شما بتوانید نیازهای تسلیحاتی خود را خریداری کنید. روش دوم و مهمتر این بود که تحریم باعث شد ما با نگاهی به منابع داخلی رویکرد خود اتکایی را پیشه خود کنیم و آرام آرام با گامهای حساب شده توانستیم بخشهایی از نیازهای تسلیحاتیمان را با اتکاء به دانش و تخصص بومی تامین نماییم. درست همان کاری که در بحث خودکفایی غنیسازی اورانیم و انرژی هستهای انجام داده و دنیا را شگفتزده توانمندی و دانش و تخصص ایرانی کردیم. غنیمتهای جنگی نیز بخش دیگری از توانمندی ما را شامل میشد.
منبع:راه میانه

سوال چهارم:
آیا صدام در اعمال جنگ علیه ایران اسلامی تنها بود یا حامیانی هم داشت؟
پاسخ: آمریکا محرک و مشوق اصلی صدام برای حمله به ایران اسلامی بود، انگلیس، رژیم صهیونیستی، آلمان، فرانسه، شوروی و ایتالیا از عمدهترین کشورهای اروپایی حامی صدام بودند در میان کشورهای مرتجع منطقه نیز عربستان، مصر، اردن، کویت، امارات، بحرین و همچنین سومالی و سودان از عمدهترین کشورهایی بودند که با پول و نفت و ارسال نیروی انسانی در قالب سرباز به کمک صدام شتافته بودند در میان اسیرانی که از عراق گرفتیم بیش از 10 ملیت وجود داشت و این خود گویای تنها نبودن صدام و ارتش بعثی عراق بود. بعدها مشخص شد نزدیک به چهل کشور مستقیم یا غیرمستقیم صدام را در جنگ علیه ما یاری رساندند.

سوال پنجم:
با آنکه میتوانستیم پیروز شویم چرا قطعنامه 598 را پذیرفتیم؟
پاسخ: علت پذیرش قطعنامه 598 که از سوی امام راحل به عنوان جام زهر تلقی شد این بود که رژیم بعثی عراق و حامیان صدام به این نتیجه رسیده بودند که تداوم جنگ منجر به برتری رزمندگان ایرانی شده و باید هر چه زودتر جنگ را خاتمه دهند تا از پیروزی کشور ایران جلوگیری کنند، مقارن با این استراتژی، صدام خلق و خوی وحشیانه خود را عیانترکرد، شدت بخشیدن به حملات موشکی علیه شهرها و مناطق مسکونی با هدف وارد کردن مردم در مصائب جنگ و بالتبع فشار مردمی به نظام اسلامی برای پذیرش قطعنامه 598، حمله به هواپیمای مسافربری ایرباس در آسمان خلیجفارس و به شهادت رساندن 290 زن و کودک و پیر و جوان، استفاده گسترده از سلاحهای شیمیایی، همگی حاکی از این بود که صدام به هر قیمتی میخواهد جنگ به لحاظ نظامی به نفع ایران پایان نپذیرد.
یکی از علل پذیرش قطعنامه 598 این بود که مملکت به لحاظ اقتصادی، با توجه به پایین آوردن قیمت نفت توسط سلطهگران، در شرایطی قرار گرفته بود که به اذعان کارشناسان، تداوم دفاع مقدس، محتاج هزینههای سنگینی بود که شرایط آن زمان پاسخگوی این هزینهها نبوده است. به هر حال مجموعهای از شرایط بیرونی و درونی باعث شد تا قطعنامه 598 توسط امام راحل پذیرفته شود. نکته مهم دیگر تصمیم قطعی آمریکا برای مستقیم وارد شدن در جنگ بود؛ چنانچه ناوگان او در خلیج فارس به حرکت در آمده بودند و جنگ مستقیم با آمریکا با توجه به شرایطی که برخی از مسئولین سیاسی برای ایران ترسیم کرده بودند، امکان پذیر نبود.
سوال ششم:
تکلیف غرامتهای ما از عراق بالاخره چه میشود؟
پاسخ: اگر چه پیگیری برای دریافت غرامت معین شده از سوی کمیته تعیین غرامت سازمان ملل که معادل1000 میلیون دلار اعلام شده حق مسلم و قطعی ایران میباشد اما با توجه به اینکه شرایط حکومتی و روند سیاسی ساختار فعلی عراق به کل متفاوت از دوران دفاع مقدس میباشد پیگیری این خواسته در شرایط فعلی خیلی به مصلحت نیست، مضاف بر آنکه دولت نوری مالکی به لحاظ امنیتی با مخاطرات سنگین تروریستی در این کشور روبرو میباشد.
بنابراین پاسخ این است که اگر چه اصل موضوع برای دریافت غرامت به جای خود پابرجاست اما مقطع فعلی به لحاظ سیاسی و حقوقی در دولت عراق مستعد برای این درخواست نیست و باید در شرایط مناسبتری که میتواند آیندهای نزدیک یا دور باشد عنوان گردد.