خونین شهر

خونین شهر

خونین شهر

خونین شهر

شوخی در وسط میدان جنگ


گزارش یک تکاور نیروی دریایی از انجام عملیات فریب در نزدیکی آبادان

عملیات فتح المبین تازه تمام شده بود. من تهران بودم. فرمانده نیروی دریایی و معاونت عملیات نیرو من را دعوت کردند به قرارگاه جنوب بروم. آن موقع مدیر عملیات تفنگداران دریایی بودم. شهید صیاد گفت نباید به دشمن فرصت بازسازی داد. هدف بعدی ما بازپس گیری خرمشهر است و ما بعد از بحث های زیاد راهکار عبور از کارون را انتخاب کرده ایم. عبور از کارون مستلزم کمک نیروی دریایی هم بود.

نیروی دریایی

به تهران برنگشتم. یک ناوتیپ راه انداختیم. آن قدر انگیزه داشتیم که غیر از آن هایی که در خلیج فارس درگیر بودند، همه مقدورات و نفرات نیروی دریایی را پای کار آوردیم. یک معاون گذاشتم برای عملیات عبور از کارون و خودم رفتم جزیره آبادان. تأمین آبادان به عهده تفنگداران دریایی بود. یک گردان هم تشکیل دادیم از تفنگداران و پرسنل فنی نیروی دریایی که با نیروهای اصلی یگان های نزاجا همراه بودند.

دشمن در برابر آبادان یگان های جیش الشعبی اش را گذاشته بود که کیفیت رزمی نداشتند و به اصطلاح یک پرده پوششی تشکیل داده بودند. چون می گفتند اینجا خبری نیست. وظیفه ما این بود که منطقه را ناامن کنیم و چنان وانمود کنیم که دشمن قانع شود قرار است از اینجا که ما هستیم، عملیات انجام شود و موفق شدیم. عراق واحدهای با کیفیتی از نیروی زمینی اش را که در شمال جلوی نیروهای اصلی ما پدافند می کردند را پایین آورد و ما به هدفمان رسیدیم. البته ما که نمی توانستیم با نمایش این کار را بکنیم. دائم بچه های ما به خط عراقی ها نفوذ می کردند. چیزی که نداشتیم، چند تا تفنگ 106 داشتیم. اینها را بچه ها بدون ماشین و با دست دو، سه کیلومتر از این پستی و بلندی ها جا به جا می کردند و از جاهای مختلف به خط عراقی ها شلیک می کردند. یک روز صبح بود که بچه ها تفنگ 106 را آماده کرده بودند و من هم داشتم نگاه می کردم. یک کشتی را داخل خور استتار کرده بودند و فقط نوکش مشخص بود. به سمت آن شلیک کردند و اصابت کرد. انفجارهای وحشتناکی کرد و مشخص شد داخلش مهمات است. یک رادار سطحی عراق هم که شمال خلیج فارس را پوشش می داد منهدم کردیم که اهمیت زیادی داشت.

صبح سوم خرداد من و یک تعدادی از بچه ها با قایق از رودخانه گذشیتم. وقتی در خرمشهر پیاده شدم زانو زدم و خاک خرمشهر را بوسیدم. در اوج احساس بودم. نمی توانم حسم را به شما بگویم. مصیبت ها در این شهر کشیده بودیم. خون ها در این شهر داده بودیم. شروع به پاکسازی سنگرهای عراقی کردیم؛ سنگرهای پیچ در پیچ. چندین بار گلوله به کنارم خورد، اما چه کسی اهمیت می داد. خرمشهر را به دست آورده بودیم.

شیرازه دشمن از هم پاشیده بود. تا چشم کار می کرد اسیر بود. داخل سنگرهایشان پر مهمات کالیبر کوچک بود، اما ظاهراً سلاح های سنگین را برده بودند.

من داشتم صف اسرا را نگاه می کردم که دیدم یکی شان که کلاه عراقی دارد حرکات عجیبی می کند و خودش را لوس می کند. گفتم خیلی از اینها خوشمان می آید، ...

به نظرم آمد همه سنگرها پاک سازی شده باشند. داشتم با فرمانده بسیجی هایی که از مراغه آمده بودند، صحبت می کردم که یک دفعه از یک سنگر که دو، سه نفر داخل آن بودند به سمتمان تیراندازی شد. اگر پستی بلندی کنار رودخانه نبود، کشته شده بودیم. بچه ها را فرستادم خلع سلاح شان کردند و آوردند داخل اسرا. من داشتم صف اسرا را نگاه می کردم که دیدم یکی شان که کلاه عراقی دارد حرکات عجیبی می کند و خودش را لوس می کند. گفتم خیلی از اینها خوشمان می آید، این جوری هم می کند. تفنگ یکی را بچه ها را که به سمت این سنگر شلیک کرده بود، گرفتم و چسباندم به گردنش. داد زد سوختم، نکنید بابا، من ایرانی ام . نگو یکی از بچه های بسیجی خواسته بود سر به سر ما بگذارد. گفتم فکر نکردی شاید می کشتیمت؟ به هر حال به خیر گذشت.

شب سوم خرداد زنگ زدم به خانمم که خانه دایی اش بود. وقتی پرسید حالت خوب است گفتم از این بهتر نمی شود. خواستم خبر آزادی خرمشهر را بدهم که دیدم خودشان خبر دارند. خواستم با دایی خانمم صحبت کنم، گفتند شیرینی خریده و دارد در خیابان پخش می کند.


راوی : دریادار دوم داریوش ضرغامی

تنظیم :بخش هنر مردان خدا - سیفی

غنائم و دست آورد های فتح خرمشهر


غنائم بدست آمده

فرماندهی سپاه سوم ارتش عراق تدابیر پدافندی ویژه‌ای در این منطقه به مورد اجرا گذاشته بود؛ نحوه آرایش نیروهای دشمن با توجه به موقعیت زمین، به صورت مثلثی فرضی بود، مثلثی که ضلع شرقی آن، به طول حدود 100 کیلومتر در امتداد رودخانه کارون از خرمشهر تا آبادی ملیحان، واقع در 20 کیلومتری جنوب غربی اهواز قرار داشت؛ ضلع شمالی آن حدود 60 کیلومتر از ملیحان در امتداد کرانه جنوبی رودخانه کرخه کور، هویزه، رودخانه نیسان تا هورالعظیم کشیده شده بود و ضلع بزرگ این مثلث نیز، خط مرزی دو کشور؛ از محل تلاقی رودخانه نیسان با هورالعظیم تا پاسگاه ژاندارمری «حدود» در کرانه نهر خین، به طول 150 کیلومتر بود‌.

غنائم بدست آمده

فاصله نیروهای تامینی و پوششی دشمن از ساحل غربی رودخانه کارون سبب شد که نیروهای خودی با تدبیر عملیات عبور از رودخانه، نیروهای دشمن را غافل گیر کنند.  

در ضلع جنوبی (منطقه خرمشهر) دشمن با نیرویی به استعداد 17 گردان در دو سمت شرقی و شمالی شهر اشغالی خرمشهر آرایش گرفته بود تا هرگونه عملیات عبور از رودخانه در تک جبهه‌ای به داخل خرمشهر و یا ورود به این شهر از سمت شمال را مهار کند. ایجاد استحکامات در خرمشهر با تخریب ساختمان ها برای جلوگیری از فراهم شدن زمینه مناسب جهت وقوع جنگ شهری و نبرد تن به تن، بخش دیگری از تلاش دشمن برای حفظ

خرمشهر بود.

غنائم بدست آمده

استعداد سپاه سوم ارتش عراق در این منطقه تا پیش از آغاز عملیات الی بیت المقدس چنین بود:

 

-لشکر 6 زرهی از جنوب رودخانه کرخه تا شهر اشغالی هویزه

- لشکر 5 مکانیزه از غرب اهواز تا روستای سید عبود

- لشکر 11 پیاده از سید عبود تا خرمشهر (تیپ های 22، 48 و 44 از لشکر 11 پیاده، و نیز تیپ 33 نیرو مخصوص مامور حفاظت از خرمشهر بودند.(

-لشکر 3 زرهی در شمال خرمشهر

-تیپ مستقل 10 زرهی، یگان در احتیاط نزدیک سپاه سوم، در شرق بصره مستقر .

 

نتایج عملیات

عملیات بیت‌المقدس موجب شد تا کشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند. بازتاب عملیات بیت‌المقدس در رسانه‌های بیگانه در جریان آزادسازی خرمشهر  و مراحل مختلف عملیات سخنان ضد و نقیضی از خبرپراکنی استکبار برای تضعیف روحیه مردم ایران به کار گرفته شد که فتح‌ خرمشهر خط بطلان بر تمام این توطئه‌ها کشید.

مناطق و تأسیسات آزادشده

آزادشدن شهر بندری خرمشهر، شهر هویزه و پادگان حمید

جاده مهم و تدارکاتی اهواز- خرمشهر- کرخه نور

جاده سوسنگرد- هویزه

خارج شدن بخش وسیعی از جنوب میهن اسلامی از زیر آتش دشمن

تصرف و تأمین هشت پاسگاه مرزی

تجهیزات منهدم شده دشمن

285 دستگاه تانک و نفربر

500 دستگاه خودرو

ده‌ها قبضه توپ سبک و سنگین

مقدار زیادی از انواع تیربار و سلاح‌های سبک و سنگین

دهها انبار مهمات

40 فروند هواپیما

دو فروند هلی‌کوپتر

چندین دستگاه لودر و ماشین‌آلات مهندسی

غنایم

105دستگاه تانک و نفربر

دهها انبار مهمات

95000عدد انواع مین

صدها دستگاه خودرو سبک و سنگین

30 دستگاه جیپ حامل توپ106 میلیمتری

تعداد زیادی لودر وبولدوزر و ماشین‌آلات مهندسی

18 قبضه توپ 130 میلیمتری

هزاران قبضه سلاح انفرادی


تهیه و تدوین: روابط عمومی مرکز مطالعات و تحقیقات

تنظیم برای تبیان زینب سیفی

شلمچه جای بازی نیست!

همراه با راهیان نور  

کوچه ها بی قرار، دل ها لرزان و آسمان دیده ها بارانی است. سراغ اهالی قبیله بیداری را می گیری، نشانی، شهر اعجاز دلاوری هاست.

شهر سروهای سربلند، نخل های نور، لاله های عشق، کوی دلدادگی، ساحل بندگی، کوچه زندگی، پلاک آزادگی. سیری در ارتفاعات معنوی، فرصتی است برای اندیشیدن در حوزه خلق حماسه های شگفت رزم مکتبی با روایت تازه ای از عملیات های غرورآفرین در یادمان های دفاع مقدس.

شلمچه

پرچمی به رنگ سبز انتظار :

همه خانه ها را به گونه ای می سازند که رو به آفتاب باشد و مهندسی خانه های مشهد را بر محور ولایت نظام داده اند. هویت مشهد با سیب سرخ و اهالی کوی رضا(ع) با عشق به امام رئوف گره می خورد.

اردوگاه ثامن الائمه(ع) یا پادگان حمیدیه آغوش گشود تا بیرق سبزی را که از بلندای بارگاه همیشه سبز رضوی آمده است تا لا اله الا الله را، امامت را، ولایت را در گوش باد زمزمه کند، برفراز دستان کاروان راهیان نور به اهتزاز در آورد. شهیدان به عنوان معلمان و خیرخواهان مردم از امام رضا(ع) خواسته اند تا با اهدای پرچم به آوردگاه خلق حماسه فرزندان معنوی نبوی، در هر پگاه و شامگاه تکریم کنیم سرسبزی را، سرخی عشق را و حریم ولایت عشق را. بیرق سبز رضوی بهانه ای است تا بدانیم برای فهمیدن بهار تنها یک فصل باقی است؛ فصلی به رنگ سبز، فصلی به رنگ انتظار و بستاییم توحید را، توسل را، الماس اشک را، و زانو زنیم در برابر سکوی پرواز، بیست و سه هزار کبوتری که برای دفاع از مکتب نبوی تا ملکوت بال می زنند هنوز...!

تحول و شور در شلمچه :

بیرق سبز رضوی بهانه ای است تا بدانیم برای فهمیدن بهار تنها یک فصل باقی است؛ فصلی به رنگ سبز، فصلی به رنگ انتظار

باورم این است که روزی بهار است که از تمامی دلها پنجره ای به چشم ها گشوده شود که سرشار از طراوت یقین باشد و پرستوها از سرانگشت همه پرواز کنند. آن روز است که قطعنامه بهار نوشته می شود و از کنار بیت ا... الحرام انتشار خواهد یافت و گلها فقط به احترام امیر قافله عشق به آب و آسمان سلام می کنند.

شور تحول در وادی شلمچه غوغا می کند و تو غرق در مختصات انسانی فرزانگانی می شوی که در مدار ملکوت طواف می کنند. هنوز سخن امام بیداری، مقام معظم رهبری آویزه گوش توست که فرمودند: «اگر این شهدایی که شلمچه یادگار آنهاست نبودند، امروز در این کشور از استقلال ملی، از شرف ملت و از اسلام هیچ نشان برجسته ای نبود».

زمان به سرعت می گذرد و تو به انتهای حیرت رسیده ای. امشب قرار است با شور و شوق شب شلمچه وداع کنی. همه رفته اند به جز چند راوی و کانالی که تنهایی را در غربت فریاد می کند. هر کس چیزی می گوید و سوزی دارد. آهنگ یکنواخت ضجه ها در فضا می پیچد. چشم ها مثل آسمان شلمچه بارانی است.

برخی از مطالب مرتبط :

هوای مه آلود در شلمچه

آلبوم تصاویر شلمچه(اردوی راهیان نور)

هفت سین ما در جبهه

خاطرات سرداران شلمچه

عملیات کربلای 5

شلمچه

سلام بر آنان که نه اهل نان بودند و نه اهل نام

پر از عطر شهید است سرزمین شلمچه

برگرفته از روزنامه قدس

بخش هنرمردان خدا - سیفی

چرا فتح خرمشهر امری فوق طبیعی بود؟


راز فتوحات رزمندگان اسلام

سوم خرداد «سالروز آزادی خرمشهر عزیز و روز مقاومت ، ایثار و پیروزی» یادآور حماسه آفرینی های دلیر مردانی است  که جنگ تحمیلی را  از  موقعیت تدافعی (پدافندی) به موقعیت عزتمند و باشکوه  تهاجمی  ( آفندی) بدل کردند. امری که حضرت امام آن را مافوق طبیعت دانستند و فرمودند:« فتح خرمشهر یک مسئله عادی نیست، بلکه مافوق طبیعت است». مقام معظم رهبری نیز در این زمینه کلمه معجزه را بکار بردند:« واقعه خرمشهر از دور فقط یک حادثه تاریخی افتخارآمیز است، ولی از نزدیک این قضیه شبیه به یک معجزه بزرگ است. »

راستی چه چیزی فوق طبیعت بود و چه امری معجزه بزرگ؟

خرمشهر

به نظر می رسد کارشناسان مسائل نظامی –که در جریان مسائل جنگ تحمیلی نباشند - برای پاسخ به این سئوال با  یک محاسبه ساده پیروزی رزمندگان اسلام از سپاه و ارتش و بسیج و سایر نیروهای نظامی و انتظامی را  ناشی از برنامه ریزی مناسب ، استفاده از اصل غافلگیری، بکارگیری استراتژی و تاکتیک برتر و روحیه بالاتر و لابد تدارک بهتر و جنگ افزارهای شاید مدرنتر  (مثلاً آمریکایی) و... بدانند و سپس نتیجه گرفته شود که این کجایش معجزه بود و یا کجایش مافوق طبیعت؟

برای تحلیل درست این امر چاره ای نداریم جز آنکه نگاهی ولو کوتاه به وضعیت ایران و عراق در آغاز جنگ داشته باشیم و نگاهی به رویدادهای منتهی به فتح خرمشهر.

در یک نگاه اجمالی متوجه می شویم دشمن بعثی با استفاده از نابسامانی های پس از انقلاب و تحلیل رفتن توان مدیریت و فرماندهی ارتش پس از پیروزی انقلاب اسلامی ناشی از:

- اخراج 40 هزار مستشار نظامی آمریکایی

- اعدام فرماندهانی که دستشان به خون ملت آغشته شده

- فرار عده بیشتری از فرماندهان وابسته به دربار

-  اعدام و برکناری جمع دیگری از فرماندهان درگیر در کودتای شهید نوژه و نیز واقعه شکست آمریکا در طبس

 از یکسو  و شکل نگرفتن نیروی قدرتمند مدافع انقلاب «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی » بدلیل کارشکنی های لیبرالهای وابسته به غرب و بعدها بنی صدر و نیز  گرفتاری این نیرو در جنگ شهری در کردستان وسایر مناطق درگیر در شمال و جنوب و شرق و غرب کشور. از سوی دیگر  عدم تجهیز این نیروی انقلابی به امکانات دفاعی به حدی که برای چند قبضه موشک انداز آرپی جی هفت و چند جعبه مهمات باید از چند خوان عبور کرده و آخر معلوم نبود چیزی دست خالی شان را بگیرد یا نگیرد. این موارد بخشی از دلایل اثبات ناتوانی نیروی تازه کار سپاه برای مقابله با دشمن خارجی مجهز و مورد حمایت دو بلوک قدرت آن روز ( آمریکا و شوروی ) بود.

 واقعه خرمشهر از دور فقط یک حادثه تاریخی افتخارآمیز است، ولی از نزدیک این قضیه شبیه به یک معجزه بزرگ است.

از طرفی  بین سیاسیون بر سر انتخاب نخست وزیر و وزیر اقتصاد و امور خارجه و  وزیر ... درگیری و انشقاق بود. و اختلافات ناشی از قدرت طلبی گروهها و گروهکها و نیز خیانت های برخی از خواص و حتی بزرگان و  تشکل های سیاسی سازمان یافته مثل حزب توده و ... مانع اصلی انسجام و هماهنگی نیروها در برابر متجاوزین خارجی بود.

همچنین آمریکایی ها که پس از پیروزی انقلاب حاضر به تمکین در برابر ملت پیروز ایران نبودند سعی کردند به انحاء مختلف به ایران برگردند و این امر را با  کودتای نوژه و  بسیج جریانات وابسته به خود ، محاصره اقتصادی ، تحریم قطعات نظامی  ،حمله مستقیم نظامی (ماجرای طبس) و درگیر کردن کشور به جنگ داخلی در کردستان و ... آزمودند ولی از آنجا که مشیت خداوندی براین امر بود که انقلاب اسلامی بماند و دهها سال خار چشم دشمنان شود ، نتیجه ای نگرفتند. لذا به نتیجه رسیدند که با حمایت و حتی هدایت عنصری قدرت طلب مثل صدام حسین  ایران را مورد تجاوز نظامی قرار داده و بر اساس تحلیل های غلط، امید داشتند ظرف یک هفته نیروهای صدام در تهران رژه پیروزی روند.

آزادی خرمشهر به روایت تصویر

ظاهر مطلب همه چیزش درست محاسبه شده بود اما چه چیزی این معادلات را برهم زد . رازیست که امروز برای برخی از دشمنان فاش شده است و امروز آنان بدنبال گرفتن این برگ برنده که امام آن را مافوق طبیعت و رهبری معظم معجزه بزرگ می خواندند  هستند . آنان می دانند تا این برگ برنده در دستان ملت بزرگ ایران باشد هرگز برای قویترین دشمنان نیز  امکان پیروزی در هیچ نبرد نظامی متصور نیست .

برگ برنده نیروهای اسلام

چه چیزی باعث تغییر معادلات و  موجب پیروزیهای پیاپی  ایران ، پس از یک سلسه شکست و ناکامی شد؟

چه چیزی موجب شد تا نیروهای دفاعی ایران به یکباره تبدیل به نیروهایی تهاجمی و بی بدیل  شوند و دشمن را نه تنها از سرزمینهای اشغال شده  راندند ، بلکه او  را  تا شبه جزیره  فاو تعقیب کرده  و مجازات نمودند.  و به این هم قناعت نکرده او را در بصره و العماره در جنوب و در حاج عمران و پنجوین و خورمال و حلبچه و دیاله و سلیمانیه و اربیل و حتی کرکوک تعقیب نموده و با ضربات کاری و پی در پی تنبیه نمودند.و  اگر  دخالت های آمریکا و همکاری شوروی سابق و شیوخ مرتجع عرب و ... نبود امروز مردم عراق گرفتار در چنگ آمریکا و ناتو نبودند.

 آنچه در اینجا می توان گفت و بدیهی ترین عامل پیروزی بود  « تربیت انسانهای خداجو  و رزمندگان  شهادت طلب »بود.

 جوانانی که رهبر کبیر انقلاب اسلامی  حضرت امام خمینی (ره) درباره شان فرمود:

قلم و بیان اینجانب عاجز است از قدردانى و شکرگزارى از مجاهدین فداکار اسلام که با مجاهدت و جانبازى در راه هدف و حفظ آرمانهاى اسلامى و پیروزیهاى عظیم در تمام جبهه‏ها موجب افتخار و سرافرازى جمهورى اسلام و اولیاى خدا، علیهم الصلوة والسلام، شدند. با چه بیان و قلم از جوانانى که به عشق خداوند و شوق لقاء اللَّه در سبقت در دفاع از حق و اسلام عزیز سر از پاى نمى‏شناسند و تنها سرمایه بزرگ خود را که جان است فداى هدف مقدسى مى‏کنند که انبیا و اولیاى بزرگ خدا، همچون سید مظلومان و سرور فداکاران، نمودند و نداى‏ هَیَهات مِنَّاالذِّلَةُ آن بزرگمرد تاریخ را با قول و عمل خود در سراسر کشور بلکه جهان سر مى‏دهند، مى‏توان تجلیل نمود. و با کدام قلم و بیان مى‏توان از عزیزانى که سنگرهاى جنگ را به محراب مسجد و معراج الى اللَّه تبدیل کردند ثنا کرد.

قلم و بیان اینجانب عاجز است از قدردانى و شکرگزارى از مجاهدین فداکار اسلام که با مجاهدت و جانبازى در راه هدف و حفظ آرمانهاى اسلامى

 گیرم که قلم فرسایان هنرمند بتوانند میدانهاى شجاعت و دلاورى آنان و قدرت و جسارت فوق العاده آنها را در زیر آتش مسلسلها و توپها و تانکها ترسیم نمایند و نقاشان و هنرپیشگان بتوانند پیروزیهاى هنرمندانه آنان را در آن شبهاى تار در مقابل موشکها و بمب افکنهاى دشمن غدّار و عبور از پیچ و خمهاى سیمهاى خاردار و کوههاى سر به فلک کشیده و بیرون کشیدن دشمنان خدا از سنگرهاى بتونى و مجهز به جهازهاى پیشرفته را مجسم نمایند؛ لکن آن بعد الهى عرفانى و آن جلوه معنوى ربّانى، که جانها را به سوى خود پرواز مى‏دهد، و آن قلبهاى ذوب شده در تجلیات الهى را با چه قلم و چه هنر و چه بیانى مى‏توان ترسیم کرد. راستى این غربیان و شرقیان و غربزدگان و شرقزدگان و ملى گرایان این فداکاریها را با این بعد معنوى و روح عرفانى و عشق الهى با چه چیزى توجیه و تحلیل مى‏کنند؟ اینجا عمل و جسارت مطرح نیست؛ انگیزه و روح و جهت لَدى الربّى آن مطرح است. عشق به محبوب حقیقى، که همه چیز را محو مى‏کند و هر انگیزه‏اى غیر از عشق به او را مى‏سوزاند، مطرح است.

آزادی خرمشهر به روایت تصویر

در کدام جنگ و نهضت و انقلاب و شورش، در طول زمان و سراسر خلقت، سربازانى چنین و فداکارانى مانند ایران را سراغ دارید؛ جز در طبقه اولیاى الهى و تربیت شدگان در مکتب آنان، که فرزندان این دیار به نور آنان استضائه] روشنى خواستن، روشن کردن، روشنى پذیرفتن[ کرده و از خود رسته‏اند. و در کجا، در لابلاى تاریخ، چون مادران و پدران و همسران و خواهران و برادران و سایر بستگان اینان را سراغ دارید که پس از چند قربانى باز براى قربانى دیگر فرزندان خود پیشقدم مى‏شوند. این مکتب قرآن و اسلام راستین است؛ و اینان فرزندان این قرآن و این مکتب و آن صاحب مکتبمان.

سلام و تحیات خدا و رسولانش بر این مادران و پدران و این فرزندان عالیمقام. و درود بر این جانبازان و از هر چیز در راه هدف گذشتگان باد . (صحیفه امام، ج‏18، صص: 333-332)

با این سخن امام جایی برای سخن باقی نمی ماند جز آنکه تنها به معرفی چند اسوه حسنه از این  مردان الهی و بی نظیر و تاریخ ساز این مرز و بوم اشاره کنیم و در این جشن پیروزی نام و یادی از آنان کنیم. باشد که آنان نیز نیم نگاهی به خاکیان زمین نمایند و شاید ما را در روز حساب شفیع و یاور شوند.

مردان مردی که در اینجا از آنان به عنوان فاتحان خرمشهر یاد می شود هیچیک دانشگاه جنگ و. دانشکده افسری و ... را نگذرانده بودند. آنان از دل مردم و از میان یاران در گهواره امام خمینی(ره) که در سال 42 فرموده بود یاران من در گهواره هستند ؛پا  به میدان نبرد گذاشته  و اینان تنها  نمونه ای  از خیل قهرمانان ملی ایران زمین هستند که در این فرصت می توان  معرفی کرد. کسانی  که  از نزدیک افتخار مصاحبت و همراهی  با آنان  را داشته و از قضا با وجود مؤثر بودن در جنگ کمتر از آنان حرف و سخنی است.

با ادای احترام به شهیدان بزرگ آزادی خرمشهر شهید حاج احمد متوسلیان ، شهید حاج احمد کاظمی ، شهید حسن  باقری ، شهید حاج ابراهیم همت، شهید حاج حسین خرازی   و دیگر شهدا و جانبازان و آزادگان و سردارانی که هنوز بار امانت  شهدا  را بر دوش خود احساس می کنند و امروز نیز همچون دیروز پا به رکاب رهبری فرزانه انقلابند.


منبع : جهان نیوز

تنظیم : بخش هنر مردان خدا - سیفی

اصفهان بیشترین شهید را تقدیم کرد


عملیات بیت المقدس در آمار

این مطالعه بصورت توصیفی مقطعی از شهدای فتح خرمشهر بوده است. فرم اطلاعاتی شامل برخی از خصوصیات جمعیت شناختی نظیر سن، جنس، وضعیت تاهل و... با استفاده از آمار موجود در مرکز آمار و اطلاعات بنیاد شهید انقلاب اسلامی تکمیل گردید در نهایت کلیه اطلاعات بدست آمده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS تحت تجزیه و تحلیل توصیفی قرار گرفتند.

خرمشهر

یافته ها :

بر اساس آمار مرکز آمار و اطلاعات بنیاد شهید انقلاب اسلامی تقریبا تمامی استان ‌ها در عملیات بیت المقدس اعزام نیرو داشته‌اند جدول شماره یک توزیع فراوانی شهدای این عملیات را به تفکیک هر استان نشان می‌دهد. با توجه به اطلاعات موجود بیشترین درصد شهدا به ترتیب مربوط به استان اصفهان با 1/27 درصد، استان تهران با 6/13 درصد و استان خوزستان با 3/12 درصد می‌باشد.  خصوصیات جمعیت شناختی این شهدا در جدول شماره 2 آمده است.

جدول شماره 1. توزیع فراوانی شهدای عملیات بیت المقدس بر اساس استان ‌ها

نام استان  درصد
آذر بایجان شرقی 5/3
آذر بایجان غربی 2/1
اردبیل 

4/1

اصفهان 

27/1

ایلام

 1/0

بوشهر

 6/1

تهران

 6/13

چهار محال بختیاری

 1/0

خراسان

 6/4

خوزستان 3/12
زنجان 

6/3

سمنان

 3/1

سیستان و بلوچستان

 5/0

فارس

 5/5

قزوین

 1/1

قم

 6/4

کردستان

 0/0

کرمان

 3

کرمانشاه

 7/0

کهکیلویه و بویر احمد

 1/0

گلستان

 1

گیلان

 2/2

لرستان

 2/2

مازندران  4/1
مرکزی 5/2
هرمزگان

 0

همدان

 3/1

یزد 

5/0

نامشخص

 3

کل 

0/100

 

جدول شماره 2. توزیع فراوانی شهدای بیت المقدس بر حسب جنسیت، گروه سنی، وضعیت تاهل، میزان تحصیلات، تعداد فرزندان و شغل

 


 متغیر درصد
جنسیت مرد 100

زن 0
گروه سنی کمتر - 15 2/9

16 - 20 49/4

21 - 25 31/5

26 - 30 8/8

31 - 35 3

36 - 40 1/5

41 - 45 0/9

46 - 50 0/9

51 - 55 0/6

56 - بیشتر 0/5
وضعیت تاهل مجرد 76/3

متاهل 23/1

بیوه 0/2

نامشخص 0/4
میزان تحصیلات سیکل 5/38

دیپلم

6/43


فوق دیپلم

5/1


لیسانس

2/2


فوق لیسانس

1/0


دکتری

1/0


نامشخص

14

تعداد فرزندان  بدون فرزند

 6/80


1 - 2 11/1

3 - 4 5/7

5 - 6 1/7

7 - بیشتر 0/9

 

شغل  سرباز

 15/15


 پاسدار 

3/13


کادر ارتش

  4/2


دولتی

  8/19


دانش آموز 

 9/24


 آزاد

 45/24

 

اطلاعات موجود در جدول شماره یک نشان می‌دهد که بیشترین درصد فراوانی شهدای عملیات بیت المقدس در دامنه سنی 20-16 سال(4/49%) و 25-21 سال(5/31%) قرار داشته‌اند. 3/76 درصد ازشهداء مجرد و 1/23 درصد آنان متاهل بوده اند. بالاترین فراوانی مدرک تحصیلی آنان دیپلم(6/43%) و بالاترین تعداد فرزندان در شهدای متـاهل 2-1(1/11 %) بوده است. حدود 3/4 در صد شهدای متاهل فرزندی نداشته‌اند.

حدود 25 درصد شهدای این عملیات دارای مشاغل غیر دو لتی، حدود 20 درصد دارای مشاغل دولتی غیر ارتشی و سپاهی،15/15 درصد سربازو 3/13 درصد پاسدار بوده اند.

توزیع فراوانی یگان اعزامی و سمت شهدای عملیات بیت المقدس در جدول شماره 3 آمده است. بر اساس این اطلاعات 5/18 درصد از شهدای این عملیات از ارتش، 2/14 درصد ازسپاه و 2/64 درصد از بسیج اعزام شده بودند. 8/86 از شهدای این عملیات را رزمندگان و 6/4 درصد را فرماندهان تشکیل می‌داده‌اند.

توزیع فراوانی شهدای عملیات بیت المقدس بر حسب یگان اعزامی و سمت عملیات

متغیر  درصد
یگان اعزامی ارتش

 5/18

سپاه 

 2/14

بسیج

  2/64

 سایر

 1/3

سمت در عملیات رزمنده

 8/86

فرمانده

  6/4

 پیراپزشکی

 5/0

فنی

  2/1

زرهی

  9/0

سایر

  3/1

 نامشخص

 7/4

 

• مرکز آمار و اطلاعات بنیاد شهید انقلاب اسلامی(1383)، آمار شهدای عملیات بیت‌المقدس. منتشر نشده.

نویسنده: مریم جلیلوند و مینا هادیان

تنظیم برای تبیان :

بخش هنر مردان خدا - سیفی